انرژی روحم تحلیل رفته؛
دوهفته ست قسمتم نشده به دیدنشون برم؛
اگر شما قسمتتون شد رفتنِ گلزار شهدا
و رفتن درکنارِ خانواده هایِ شهدا،
تا عطر و بویِ آنجا مجال بدهد خون گلگونم، دوباره پمپاژ شده،، در رگ هایِ ناقصم جریان پیدا کند.
پوست و گوشت و استخوانم درکنار آنها آرام گیرد،،
و تا زمانیکه زنده ام؛
با بوی آنها نفس بکشم؛
با روحِ آنان مانوس شوم؛
با نور آنها انس بگیرم؛
با نفسِ آنان نفس بکشم؛
چرا که شهدا زنده اند؛
و زمانی که مُردَم، درکنار آنها جان بدهم و کفنم رنگ ببازد و با عاشقیِ آنها آمیخته شود.