"التیامِ زخمهام"
کاش میشد تا ابد تو این لوکیشن موند و زندگی کرد .. کاش میشد از آدما فاصله گرفت ... آدم گریز نیستم ، اما آدما و دنیاشون خیلی ترسناکن ..
چقدر دوست داشتم امروز رو برات تعریف کنم ، ولی شما خیلی وقته مارو تحـویل نمیگیری .
میشه باهام حرف بزنی آقا ؟!
آغوش ِتو یعني خود ِجنت ، خود ِمستي
زیباتر از آنئ ك بگویم تو چه هستي ، ای ملجاءِ درماندگان:)
از آن پس دیگر با غم نجنگیدم
کنارش نشستم ، مثل دو مسافری که میدانند پایان راه هیچ یک از دیگری جدا نخواهد شد .
میفهمید چقدر سخت است که سکوت کنید و هیچی نگویید درحالی که ذره ذره وجودتان میخواهد منفجر شود!؟
نه نمیفهمید چ میگویم:)