🌕حجاب، قانون و عقلانیت حکمرانی دینی
#سینا_کلهر
https://eitaa.com/esharat_57/204
#حجاب
#سیاستگذاری_فرهنگی
#احکام_دین
➕ @esharat_57
🌕حجاب، قانون و عقلانیت حکمرانی دینی
#سینا_کلهر
🔻در روزگاری که گفتوگوهای فکری گاه به میدان داوریهای شتابزده و برچسبزنی بدل میشود، دفاع از آزادی اندیشه خود مهمترین وظیفهی اندیشه است. آنچه در مناظرهی اخیر دربارهی نزدیکی دولت به جامعه و مسئلهی قانون حجاب گفته شد، نه تلاشی برای تضعیف دین، بلکه دعوتی بود به بازاندیشی در نسبت میان «حکم الهی»، «قانون سیاسی» و «عقلانیت اجتماعی». این نوشتار در پنج بند میکوشد نشان دهد که تعلیق یا تغییر در ابلاغ قانون حجاب نه نشانهی لیبرالیسم، بلکه نشانهی بلوغ در سیاست دینی است.
۱. اخلاق نقد و خطر انگزنی
برچسبزدن، اگرچه در کوتاهمدت خصم را ساکت میکند، اما در عرصهی اندیشه موجب جمود و عقبماندگی میشود. هرگاه گفتمانها از توان تولید معنا تهی شوند، به جای گفتوگو به شناسنامهسازی روی میآورند. گفتن اینکه «فلان فرد لیبرال است» یا «انحرافی میاندیشد»، نشانهی ضعف فکری است نه قوت آن. اندیشه زمانی زنده است که میان ایدهها داوری کند، نه میان ایدئولوژیها. هرگاه داوریهای اعتقادی جای تحلیلهای عقلانی را بگیرد، تفکر از نفس میافتد و دانش سیاسی به صحنهی ایمانهای کور بدل میشود. اخلاق نقد یعنی پرهیز از داوری دربارهی نیت و تمرکز بر معنای گفتار.
۲. از قانون تا معنا؛ بحران گفتمانسازی در مسئلهی حجاب
در سالهای اخیر، دفاع از حجاب بیش از آنکه بر معنا و اقناع استوار باشد، بر قانون و اجبار تکیه کرده است. پاسخ غالب به پرسش «چرا باید حجاب رعایت شود؟» چنین است: «چون قانون کشور است.» این پاسخ هرچند از نظر حقوقی معتبر است، اما از نظر گفتمانی، نقطهی شکست معناست. در این منطق، ایمان به نظم حقوقی واگذار شده و قانون، جانشین معنا شده است. این وضعیت نتیجهی غفلت جریانهای فکری از بازتولید معناست؛ جریانی که بهجای بازسازی اقناع اجتماعی، وقت خود را صرف انگزنی و باطنخوانی میکند. چنین مسیری نه تنها حجاب را تضعیف میکند، بلکه توان فرهنگی دین را نیز کاهش میدهد.
۳. عقل مصلحتاندیش و تطور در روشهای حکمرانی دینی
در حکومت دینی، اجرای احکام الهی روشهای متنوعی دارد. تاریخ پس از انقلاب اسلامی دربارهی حجاب گواه همین عقلانیت است. از اسفند ۱۳۵۷ تا تصویب قانون در سال ۱۳۶۲، نظام اسلامی نزدیک به پنج سال بدون اتکا به ابزار قانونی، از راه اقناع فرهنگی پیش رفت. سپس در سال ۱۳۷۵ مجازات شلاق از قانون حذف و جریمهی نقدی جایگزین شد. این تغییرات، استحاله نیست، تطور است؛ انعطاف نظام برای اجرای بهتر یک حکم الهی. همانگونه که فقه پویا با زمانه اجتهاد میکند، حکمرانی دینی نیز برای تحقق همان ارزش، ابزار مؤثرتر را برمیگزیند. نشانهی عقلانیت نظام دینی همین قدرت اصلاح است.
۴. سیاستگذاری اجتماعی و منطق اثربخشی
پیمایشهای رسمی و مطالعات اجتماعی نشان میدهد که سیاستهای الزامآور در حوزهی حجاب نتوانستهاند به اهداف خود برسند. هرچه فشار بیشتر شده، بیتفاوتی یا واکنش اجتماعی نیز افزایش یافته است. این تجربه جهانی است: هرجا سرمایهی اقناع کاهش یابد، هزینهی اجبار بالا میرود. عقل حکمرانی حکم میکند که در چنین موقعیتی بازنگری صورت گیرد. تعلیق یا اصلاح قانون نه عقبنشینی از دین، بلکه بازاندیشی در ابزار تحقق آن است. همانطور که طبیب برای حفظ جان بیمار، دوز دارو را تغییر میدهد، نظام دینی نیز برای حفظ روح حکم، شکل اجرای آن را تعدیل میکند.
۵. جامعه بهمثابهی سوژهی فهم و احساس
جامعه تنها مجموعهای از مخاطبان نیست؛ صاحب فهم، احساس و حافظه است. در جامعهی ایران، دوگانگی و چندصدایی در باب حجاب واقعیتی انکارناپذیر است. در چنین شرایطی، انعطاف و تأمل حکومت در ابلاغ یا تغییر قانون نشانهی درک عمیق از همین واقعیت است. نظامی که به جای لجاجت، به فهم مردم گوش میسپارد، نه از هویت خود کاسته بلکه نسبت خود را با مردم ترمیم کرده است. این هوشمندی در حکمرانی دینی است: پیوند دادن ایمان با فهم مردم، تا قانون و ایمان در خدمت یکدیگر بمانند، نه در تعارض.
#حجاب
#سیاستگذاری_فرهنگی
#احکام_دین
➕ @esharat_57
🌕از تحریف تصویر زن تا تجاوز سرزمینی به میهن
تأملی در باب انتشار تصویر زنِ قربانیِ محجبه در روزنامهی یک آخوند مکشفه
#شهاب_اسفندیاری
https://eitaa.com/esharat_57/206
#حجاب
#هم_میهن
#استعمار
➕ @esharat_57
🌕از تحریف تصویر زن تا تجاوز سرزمینی به میهن
تأملی در باب انتشار تصویر زنِ قربانیِ محجبه در روزنامهی یک آخوند مکشفه
#شهاب_اسفندیاری
🔻اقدام روزنامه #هممیهن در انتشار تصویر نمادین یک زن محجبه برای گزارش یک پرونده با اتهام تجاوز قطعاً رذیلانه و موهن است. این که مدیرمسئول این روزنامه یک آخوندِ کشف لباس کرده است که با «ریاست اداره سیاسی ایدئولوژیک ژاندارمری» از نردبان سمتها در جمهوری اسلامی بالا رفته و بعدها هم خود و خانوادهاش غرق مواهب و نعمات شده، قبح این کار را تشدید میکند.
اما در واکنش به این اقدام ضداخلاقی و ضدحجاب نباید از ادبیاتی استفاده کنیم که قربانی تجاوز را سرزنش کند. این که قربانی چه پوشش یا سبک زندگی داشته به هیچ عنوان توجیه کنندهی اقدام شنیع متجاوز نمیشود. هتک حرمت و تهمت به زنان شاغل در آن روزنامه به این بهانه هم خطای فاحش است.
توجیه مضحک سردبیر روزنامه در دفاع از انتشار این تصویر عذر بدتر از گناه و آشکار کنندهی آن ذهنیتی است که منجر به انتشار این تصویر شده. میگوید زن قربانی در این پرونده شاکی و مظلوم است و لذا استفاده از تصویر نمادین زن محجبه برای او اشکالی ندارد! فغان از ذهنهای استعمارزده!
در نگاه استعماری، زن محجبه اساسا قربانی است؛ اسیر در چارچوبِ محدودیتهای خانواده، فاقد عاملیت و تحت سلطهی سنت مردسالار. شرط آزادی و رهایی زن هم کشف حجاب است! بخشی از تبلیغات آمریکا در حمله به افغانستان با این بهانه بود که میخواهیم زنان را آزاد کنیم!
در واقع تحریف تصویر زنِ باحجاب در گفتمانهای سکولار و لیبرال و بازنمایی آن به مثابهی سوژهی مقهور و قربانیِ منفعل و ناتوان که اسیر فرهنگ و سنت جامعهی خود و نیازمند نجات توسط نیروهای بیرونی است، زمینه و مقدمهی تجاوز استعماری و اشغال سرزمین مادری است.
سالها در بخشی از ادبیات و سینمای ما تصویر زن باحجاب به عنوان زنی ناآگاه و سرکوب شده و تسلیم به تصویر کشیده شد و اینگونه «دیگریسازی» شد. این که سردبیر روزنامه با افتخار از این که برای زنِ قربانی از تصویر زنی محجبه استفاده کرده سخن میگوید ناشی از همین نگرش است.
فمینیستهای پسااستعماری نشان دادهاند که این دوگانهسازی جعلی است. چه بسیار زنان بیحجاب که اسیر ظلم و تبعیض و تعرض در ساختارهای مردسالار سکولار هستند. و چه بسیار زنان باحجاب که از مراتب عالی آزادی و استقلال و عاملیت برخوردارند.
تقلیل دادن زنان باحجاب به زنان قربانی بخشی از پروژهی تبلیغاتی استعماری برای سرکوب و تحقیر زنان مسلمان، حذف هرگونه مقاومت در برابر سلطهی سیاسی و نظامی غرب، و تسهیل عملیات یکدستسازی فرهنگی استعمار است. این که روزنامهی آخوند مکشفه همنوا با این رویکرد عمل کند تأسفآور است.
اگر متهم کردن زنان به بیعفتی صرفاً به دلیل نوع پوشش آنها، بیانگر نگاهی کلیشهای و غیراخلاقی است، استفاده از تصویر زن محجبه برای بازنمایی زنی قربانی هم دقیقاً نگاهی کلیشهای و غیراخلاقی است. این دستهی دوم هم برخلاف ادعاهای روشنفکرانه، عمیقاً کلیشهای و استعماری میاندیشند.
#حجاب
#هم_میهن
#استعمار
➕ @esharat_57
🌕 دهه انقلابهای گمشده
#فاطمه_رایگانی
https://eitaa.com/esharat_57/208
#انقلاب
#توده
#سیاست_گذاری
➕ @esharat_57
🌕 دهه انقلابهای گمشده
#فاطمه_رایگانی
«اگر بسوزیم: دههٔ اعتراضات تودهای و انقلابهای گمشده» کتابی است که وینسنت بوینز، روزنامهنگار آمریکایی، بنا بر شواهد میدانیاش، دربارهٔ اعتراضات داخلی در ده کشور، بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۰ نوشته است. پرسش او در این کتاب این است که چرا هیچکدام از این جنبشها، بهرغم انفجار اولیه، در نهایت به انقلاب تبدیل نشد و در بیشتر کشورها وضعی به مراتب بدتر از قبل را رقم زد. او میگوید همهٔ این جنبشها (از تونس و مصر تا هنگکونگ و برزیل) در ابتدا اعتراضات خیابانی بودند که نیروی اجتماعی چشمگیری در میدان داشتند، همه در پی مشکلات متعدد و البته متفاوت در هرکشور شکل گرفتند، اغلب توانستند دولتها را وادار به استعفا یا عقبنشینی کنند، اما درنهایت هیچکدام تفاوت پایدار و سازندهای متناسب با مطالباتشان ایجاد نکردند و برخلاف ادعای اولیه به انقلاب نرسیدند.
بوینز پس از بررسی یک به یک این جنبشها و توضیح ریشهها، فرایند و نتیجهٔ هرکدام، به این سوال اینگونه پاسخ میدهد:
این جنبشها دو شباهت بسیار مهم داشتند که موجب شد با وجود تفاوتهای تاریخی و اجتماعی بسیار، بر هم سرایت کنند: ۱.ساختار افقی و بدون رهبر و نقشه راه مشخص. ۲.هماهنگی در شبکههای اجتماعی که هم سازماندهی در داخل ايجاد کرد و هم با درمیان گذاشتن وقایع با دیگر کشورها آنها را نیز به اینگونه اعتراض دعوت کرد!
البته از نظر کنشگران این جنبشها نداشتن رهبر و طرح سیاسیِ جایگزین نهتنها نقیصه محسوب نمیشد بلکه با صورتبندیهایی چون «افقیگرایی» دموکراتیک و «سیاست استقبالی» و … آن را تئوریزه و تجویز هم میکردند.
اما در واقع این جنبشها، در فقدان طرح سیاسی و رهبری پیشبرنده، در موفق ترین حالت فقط میتوانند تا براندازی پیش بروند و پس از پیمودن گام اول کسی نیست که تصمیم بعدی را بگیرد!
در چنین شرایطی چه میشود؟ کنشگران اولیه در نبود ایدههای ایجابی کنار میروند و کسی که سلاح و زور در دست داشته باشد خلاء سیاست را پر میکند و سرمايه اجتماعي به ميدان آمده را به نفع خود مصادره میکند. کشورها پس از پشت از سر گذاشتن این تجربه اغلب یا به دست نیروهای نظامی میافتند یا با دخالت شديد کشورهای رقيب مواجه میشوند.
البته که آن سوی این سخن، انکار واقعیتهای منجر شده به این جنبشها نیست. هیچکدام از این اعتراضات بر سر پوچ شکل نگرفت. برعکس اغلب درد واقعی پشت سر خودش داشت. مثل خودسوزی بوعزیزی، کارگر تونسی که فریادی از سر بیعدالتی و فقر ناشی از آن بود و توانست افرادی را که این بیعدالتی و فقر را حس میکردند همدل و همراه کند و اراده سیاسی آنها را به میدان بیاورد. اما کسی نبود این اراده سیاسی را در سطح بالاتر نمایندگی کند. فقدان نماینده در نهایت فقدان مسوولیت را رقم می زند و هیچکس پاسخگوی آنچه که در ادامه رخ میدهد نیست. اغلب دمندگان در خشم شکلگرفته در خیابانها پس از واقعه غیب میشوند و بدون این که مسوولیتی متوجه آنها باشد میدان را به «استبداد بیساختاری» واگذار میکنند. چنانچه سودان نیز تجربهای مشابه همين روند را از سر گذراند و امروز نتيجه جنبشش پیش روی دنیاست.
حال تصور کنید عدهای در این میان بدون بازخوانی این فرایند و بدون در نظر گرفتن نتیجه، چند آیکون مشابه را از جغرافيا و تاريخ یک کشور جدا کنند و با شباهتسازیهای نمادین آن را به جغرافيا و تاريخ دیگری عرضهکنند. نتیجه میشود دومینوی اعتراضات بیسر تودهای و درنهایت کشورهایی که از نظم پیشین خود را از دست دادهاند و در وضع بیصورتی هرچه دارند را به قدرتی به مراتب ناسازگارتر با مطالبات خود تحویل میدهند. همین خطر، بازخوانی تجربهٔ این کشورها را برای هر کسی که به تحولات سیاسی میاندیشد ضروری میکند.
#جنبشهای_اجتماعی
#توده
#سیاست_گذاری
➕ @esharat_57
18.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🌕ما در جنگ 12 روزه علاوه بر موشکهای نظامی، در پاسخ به جنگ شناختی دشمن موشکهای فرهنگی مهمی شلیک کردیم. این سلاح فرهنگی ناشی از چند دهه انباشت وقایع است تا لحظه تولد آن واقعه را ممکن سازد.
🔻گفتگو دکتر #سجاد_صفار_هرندی
در برنامه اینترنتی #ایده
🔻[مشاهده ویدئو کامل گفتگو](https://youtu.be/luSwwcDNiTc)
➕ @esharat_57
🌕*بخشهای سانسور شدهی فیلم «ترانه»*
🔻نقدی بر روایتِ ارگانِ رسانهای پادشاهی بریتانیا از زنان ایران
#شهاب_اسفندیاری
🔸متن یادداشت
https://eitaa.com/esharat_57/211
#ترانه_علیدوستی
#روایت_ایران
#فمنیسم
#سینما_ایران
➕ @esharat_57
🌕 نقدی بر روایت ارگان رسانهای پادشاهی بریتانیا از زنان ایران
#شهاب_اسفندیاری
🔻بدون تردید ترانه علیدوستی از بهترین بازیگران سینمای ایران است. برخی از بهترین فیلمهای سینمای ایران با نقشآفرینی درخشان او خلق شد که بخشی از خاطرهی جمعی ما ایرانیان است. از این که با تحمل مراحل درمان یک بیماری سخت و طولانی سلامتیاش را بازیافته خوشحالم و به او تبریک میگویم.
میلیونها ایرانی وقتی مطلع شدند یکی از چهرههای مشهور سینما درگیر یک بیماری سخت و خطرناک شده غمگین شدند. اکنون که خبردار شدند او سلامتیاش را بازیافته طبعاً علاقهمند هستند که بروند نخستین گفتوگو با او پس از مدتها دوری از رسانهها را ببینند. امر شگفتی نیست.
با خانم علیدوستی موافقم که زنان در ۴۷ سال اخیر گام به گام در عرصههای مختلف (علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی) پیشرفت کردند، برای احقاق حقوق خود و رفع ظلم و تبعیضهای چند هزار ساله کوشیدند و دستاوردها داشتند. در همین سینما، کمیت و کیفیت کار زنان نسبت به قبل روشن است.
نقد فمینیستهای سیاه و پسااستعماری به فمینیستهای سفیدپوست طبقات مرفه این بود که دغدغهها و مسائل خودشان را به همهی زنان تعمیم میدهند و درد و رنج زنانی از طبقات و اقشار دیگر برای آنها بیاهمیت است. گویی خودشان را یک طبقهی ممتاز و شهروند درجهی یک میدانند.
البته خانم علیدوستی که در فیلمهایی مانند «شهر زیبا» و «چهارشنبه سوری» نقش زنان حاشیهنشین و محروم از مواهب طبقات بالا را با هنرمندی بازی کرده، احتمالاً به این تفاوتها آگاه است. اما گویی مصالح و اقتضائات رسانهی پادشاهی بریتانیا ایجاب کرده که بخشی از روایت زنان سانسور شود.
در فیلم مستند «روزگار ما» (۱۳۸۰) ساختهی خانم رخشان بنیاعتماد پگاه آهنگرانی در حال تبلیغ برای دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی است. مردم به او اعتراض میکنند که مگر خاتمی چه کار کرد. زنی چادری بیاعتنایی میکند و میگوید گوشت شده ۶ هزار تومن!
پگاه آهنگرانی با لحن تحقیر و از موضع دانای کل به او میگوید: «دیگه به فکر گوشت و پیاز نیستن مردم. به فکر این هستن که چارتا چیز یاد بگیرن.» این نگاه، همان نقطهی کور اصلاحات و عامل شکست آن و دلیل برآمدن احمدینژاد است. خانم آهنگرانی در روایت «ترانه» همین خطا را تکرار کرده است.
آنچه در فیلم «ترانه» حذف شده، روایت میلیونها زنی است که در سال ۱۳۵۷ با حجاب به خیابان آمدند و از امام خمینی و جمهوری اسلامی حمایت کردند. آیا مطالبات و عاملیت آن زنان فاقد اهمیت و ارزش بود؟ آیا فقط عاملیت گروهی از زنان بیحجاب که در اسفند ۵۷ راهپیمایی کردند اهمیت دارد؟
نتیجهی آن حضور تاریخی و بیسابقهی میلیونها زن مسلمان در انقلاب چه بود؟ سرمایهگذاری گستردهی جمهوری اسلامی در آموزش، توسعهی دانشگاهها و ایجاد فرصت تحصیل برای میلیونها دختر و زنی که خانوادههای سنتی دیگر مانع تحصیل آنها نمیشدند. چون نظام «اسلامی» برپا شده بود.
در شاخص «امید به زندگی» با سرمایهگذاری وسیع در بهداشت و همراهی مردم با حاکمیت در مناطق حاشیهنشین و روستاها، میانگین عمر هر زن ایرانی طی ۴ دهه حدود ۲۵ سال افزایش یافت. این روایت طبعا مطلوب ارگان پادشاهی بریتانیا نیست. اما یک فمینیست منصف نمیتواند این حقایق را نادیده بگیرد.
تا صد سال دیگر هم حکومتی سکولار با تبلیغات مدرن و فمینیستی نمیتوانست چنین دگرگونی شگرفی در اعماق جامعهی سنتی ایجاد کند و چنین دستاوردهای بزرگی در وضعیت زنان را به ثمر برساند. همانگونه که رژیم پهلوی با همه شعارهای مدرن خود و با راهاندازی سپاه دانش و سپاه بهداشت نتوانست.
نقد اساسی دوم به یک پارادوکس اخلاقی در روایت «ترانه» باز میگردد. خانم علیدوستی از یک طرف به فیلمهایی که در ایران و ذیل ساختارهای فرهنگی جمهوری اسلامی بازی کرده افتخار میکند. از یک طرف از عدم حضور در این سینما با افتخار یاد میکند. گویی که اکنون کار نکردن افتخار است.
در تمام آن سالهایی که خانم علیدوستی در سینمای ایران فعال بود برخی عناصر و رسانههای خارج از کشور دقیقاً همین موضع امروز ایشان را داشتند. خصوصاً در سالهایی مانند ۷۸، ۸۸ و ۹۸ به دلیل برخی رخدادهای تلخ، هرگونه همکاری و فعالیت در سینمای ایران را آماج حمله قرار میدادند.
اما خانم علیدوستی به کار خود در سینمای ایران ادامه داد. جایزه گرفت. شهرت کسب کرد. درآمد کسب کرد. ترانه علیدوستی شد. آیا اخلاقاً ایشان اکنون میتواند به جوانانی که در داخل ایران در سینما و سایر عرصهها مشغول کار و فعالیت هستند بگوید کار کردن در این شرایط غیراخلاقی است؟
مشکل دیگر این که خانم علیدوستی نه تنها در یک جایگاه برتر اخلاقی، بلکه در مقام یک داور عالی هنری همهی آثار اخیر سینمای ایران را هم تلویحاً فاقد ارزش ارزیابی میکند.
🔻 ادامه یادداشت...
گویی از وقتی ایشان دست از کار کشیدند کلا تولید هرگونه اثر خوب در سینمای ایران متوقف شده!
از شخصیت خانم علیدوستی چنین تصور و روایتی بعید است. اما این روایت قطعاً مطلوبِ «ارگان رسانهای پادشاهی بریتانیا» است. آنها دنبال ایرانِ ویران هستند. با انگ و اتهام و برچسب دنبال تعطیلی کار و تولید و خلق هنری و فعالیت فرهنگی در ایران هستند. آنها - هنوز - دنبال کودتا هستند.
اکنون که خانم علیدوستی سلامتیشان را بازیافته و در عرصهی رسانه فعال شدهاند دو پیشنهاد هم برای ایشان دارم. کاش در همین مصاحبهی نخست به این دو موضوع هم اشاره میکردند. شاید هم گفتهاند اما این موارد مطلوب «ارگان رسانهای پادشاهی بریتانیا» نبوده و حذف شده.
در جنگ ۱۲ روزه اسرائیل با حمایت آمریکا و پادشاهی بریتانیا ۱۰۶۴ ایرانی را به خاک و خون کشید. در میان قربانیان ۱۲۶ زن و ۴۷ کودک بود. امید است در محکومیت جنایات آن رژیم خونخوار هم سخن بگویند و به دیدار برخی خانوادههای شهدای این جنگ، که از اقشار مختلف بودند، بروند.
دوم این که ایشان حتما اطلاع دارند ۲۸ هزار زن و دختر توسط اسرائیل در غزه قتلعام شدند. در ارگان پادشاهی بریتانیا استفاده از واژهی «نسلکشی» ممنوع است، ولی ایشان مانند بسیاری از فمینیستهای جهان میتوانند دربارهی این نسلکشی هم بلند و رسا سخن بگویند.
هزاران زن و کودک توسط رژیم خونخوار اسرائیل قتل عام شدند و حتی استفاده از واژهی «نسلکشی» در بیبیسی ممنوع بود. حالا این ارگانِ پادشاهی بریتانیا شده منادی آزادی زنان ایران؟ گمان نکنم. تخصص تاریخی این شبکه در زمینهی #کودتا است.
و سخن پایانی:
در هفتهای که جستجوی «ترانه علیدوستی» در اینترنت به رتبهای بالا رسید، دو واژهی «شب آرزوها» (لیلة الرغائب) و «دعای ماه رجب» هم در میان بالاترین واژههای جستجو شده بود. بنا کردن راهبرد تغییر اجتماعی بر انگارهی فروپاشی و زوال دینداری خطا و محکوم به شکست است.
سرنوشت رقتانگیز برخی چهرههای هنری و ورزشی که در داخل کشور در دام بازیهای جناحی برخی عناصر امنیتی افتادند، بعضاً با هدایت آنها به خارج رفتند و آن طرف متصل به سازمانها و رسانههای وابسته به دشمنان ایران شدند عبرت آموز است. امیدوارم هوشمندی خانم علیدوستی بیشتر از آنها باشد.
➕ @esharat_57
🌕ذهنیت استعمارزده: از سوژه منفعل تا ابژه مفعول
#سید_حسین_شهرستانی
🔸متن کامل یادداشت
https://eitaa.com/esharat_57/214
#استعمار_زدگی
#ونزوئلا
#انسان_ایرانی
➕ @esharat_57
🌕ذهنیت استعمارزده: از سوژه منفعل تا ابژه مفعول
#سید_حسین_شهرستانی
🔻ذهنیت استعمارزده، یکی از مهمترین اسباب فلاکت جوامع بهاصطلاح درحال توسعه! است. سالها پیش در مصاحبه با حمزه غالبی این موضوع را تحلیل کردم. استعمارزدگی و مصرفزدگی دو بال توسعهنیافتگی و عقبماندگیاند و از قضا سوژه استعمارزده، همان سوژه مصرف و مخرب بنیه تولید ملی و مستقل جوامع است.
سوژه مصرف سوژه منفعل است. سوژه کنترلپذیر و رام و سربهراه.
انفعال ساختاری نمیگذارد بفهمیم، نیروی استعماری، نه فقط آبرو و استقلال و شرافت ملی و انسانی و کیان فرهنگی، که منافع و منابع مادی ملتها را نیز تاراج میکند.
اخیرا و بعد از جریانات عراق، لیبی، سودان، غزه، سوریه و بعد از حمله مستقیم به ایران و ماجرای ونزوئلا، دیگر نمیتوان گفت سوژه استعمارزده، "نمیفهمد" که خر داغ میکنند.
در دوران ترامپ-نتانیاهو استکبار بینقاب به میدان آمده و علنا تجاوز و سپس سلاخی میکند.
پس ذهنیت استعمارزده به یک دوراهی رسیده است. یا خرق حجاب استعمارزدگی یا تبدیل شدن به ابژه تجاوز و تن دادن به این موقعیت.
این دوراهی بزرگ، پیش روی بخشی از جامعه روشنفکری و طبقه متوسط مصرفزده ایرانی است.
امثال شریفی زارچی ها و صادق الحسینی ها نشان دادند که مسیر دوم را برگزیدهاند. البته کل آپاراتوس فرهنگی تبلیغی غرب، پیش از این زمینهساز این گزینش بوده است.
اینها دیگر "سوژه منفعل" نیستند. سوژهای که میپندارد میتوان از مسیر گفتگو با غرب و بر روی میز نهادن همه داشتهها، توسعهای برای کشور دستوپا کرد. هرکس دیگر بعد از ماجرای جنگ ۱۲ روزه و قبل از آن اوضاع سوریه و سودان و لیبی و فلسطین و بعد از آن وضع امروز ونزوئلا، اندک فهمی داشته باشد حساب کار دستش میآید و میفهمد که نقل این حرفها نیست.
پس این ذهنیت استعمارزده، دیگر نه سوژه منفعل خوشباور، که ابژه مفعولی است که میداند در آستانه تجاوز است، وانگهی بدان مشتاق است.
این سوژه استعمارزده جدید، از تجاوز بیگانه، بلکه حتی از تصور و آرزوی تجاوز بیگانه، کسب لذت میکند.
خوشحالی زارچی ها و الحسینی ها از سقوط مادورو و اشغال ونزوئلا، نوعی حس همذاتپنداری غریزی با قربانی تجاوز امریکا و لذت از احساس این تجاوز و امید و آرزوی دریافت قریب الوقوع تجربه این مفعولشدگی در ایران است!
انسان ایرانی اما، نهتنها تن به این تجاوز نمیدهد، بلکه اساسا آخرین و محکمترین سدی است که فرهنگ بشری و تاریخ انسانی، رویاروی خیم و خوی استعمار تدارک دیده است.
فرهنگ ایرانی اولا و بالذات فرهنگ حماسی است. در این فرهنگ حماسی انسان ایرانی، بیگانهستیز نیست، اما تن به کام بیگانه نیز نمیسپارد.
نمود تعامل ایرانی بعنوان نمود "امر میانه و میانجی" یا "امت وسط"، آن است که بزرگقهرمانان حماسه ملی همواره نتیجه آمیزش بزرگان ایران با شرق و غرباند. اما به یاد داشته باشیم در این آمیزش همواره ایرانی از شرق و غرب زن میستاند و با او میآمیزد و مطابق متن حماسه ملی، هیچگاه در این رابطه طرف ایرانی زیردست نیست!
#استعمار_زدگی
#ونزوئلا
#انسان_ایرانی
➕ @esharat_57