eitaa logo
عشق‌ مانا🇵🇸🇮🇷
62 دنبال‌کننده
322 عکس
75 ویدیو
101 فایل
🎒سفری به درون برای کشف حقایق... 🌿برای اطلاعات بیشتر درباره کلاس و ارتباط با ما به آیدی زیر پیام دهید: @eshgh_mana313
مشاهده در ایتا
دانلود
☘ ذکر روز پنجشنبه ــــــــــــ💚ـــــــــــ 🕋 به نیت صد مرتبه ‌ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
قسمت پنجم مبحث دفـ📛ـاع از خود: *تــوجه کنیم که احترام به خـ💟ـود با اعتماد به نفـ🪽ـس فرق داره*! 🟣: باید ببینیم اولاً اعتماد به کـ🤨ـدام نفــس مظورمونه؟ چون انسان‌ها غالباً با آن نفسی زندگی می‌کنند که اماره و امر کننده به بـ👿ـدی هست و این خوب نیست. زمانی می‌توانیم بفهمیم نفسمون خـ💜ـوبه یا بــد که خود حـ🤍ـقیقیمون رو رشد داده باشیم. 🟣: یعنی بُعد شـ🧬ـناخت و عاطـ🪻ـفه رشــد کرده باشه، به تحقق اهداف خداوند کمک کنیم، خدمت کنیم، اهل ذکر باشیم... 🟣: کسی که این ویژگی‌ها را داشته باشد با نفس مطـ🏅ـمئنه زندگی می‌کند و باید به این نفس اعتـ🤞ـماد کنه. یعنی تا یک چیزی به دلش افتاد اعتماد کنه، شجاعت داشته باشه و جــلو بره. 🔵: ولی انسان‌هایی که اهل شناخت ، معرفت ذکر و خدمت نیستن نفسشون قـابل اعتماد نیـ👎ـست. چون مثل یک اســب سـ🐎ـرکش تا مارو له نکنه ول نمی‌کنه. *در رابطه با موضوع احترام به خود بهتره بریم سراغ عـ💙ـزت نفس. زیرا عزت نفس یک چیز درونـ🌀ـیه و از همون احترام به خود منشأ می‌گیرد* ادامـــــــــــه دارد.. ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
28 اوت،‏ 14.51​.m4a
حجم: 4.4M
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۵) ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
عشق‌ مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۵) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۴۵ ╭───────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه: پارت (۴۵) چند دقیقه هر دو ساکتیم. نه،همه چیز ساکت است. مبل، در ،دیوار، فرش، گل‌ها... دارد فکر می‌کند جواد یا من دارم فکر می‌کنم که چه شد من تمام آنچه را قبول داشتم کنار گذاشتم. چرا من شدم مثل گروه. چرا گروه شبیه من نشد. چرا من پر از سوال و شبهه شدم و قید همه چیز را زدم. چرا من دنبال پیج‌ها و حرف‌های بی‌سندشان رفتم. چه شد که توانستند تمام دارایی فکری و اعتقادی من را بگیرند و بشوم یک عروسکی که با نخ آنها تکان می‌خورم نه با اندیشه خدایی. من کجا ایستاده‌ام. اصلاً من ایستاده‌ام یا زیردست و پاها دارم له می‌شوم!؟ من کی هستم؟صدایی می‌شنوم که آرام است،نجوای دل است. دل جواد: ـ اگر قیامت نباشد،ضرر نکردیم وحید. اینجا قشنگ زندگی کردیم. ولی اگر باشه،من باشم و خدا... قیامت فقط من باشم و خدا،خجالت می‌کشم تو روش وایسم بگم به حرفت گوش نکردم. نعمت دادی تو. من دل بهت ندادم. حالا دوستم داشته باش،بازم کنارت باشم. من چه کردم با زندگیم؟ باخته‌ام. ـ وحید تو باید من رو ببخشی. من تو رو خیلی جاها کشوندم. حالم بد است. خیلی بد. خرابم... ـ مسخره‌ترین گروهی که عضوشون بودم،آتئیستا بودن. چقدر استدلال آوردن که خدا نیست. مهدوی جواب داد برام. خودم از خودم بدم اومد. می‌دونی منو علیرضا و آرشام و بقیه چرا تا حالا می‌گفتیم خدا نیست. چون وقتی قبول کنیم خدایی هست،پله بعدی میشه حرف‌های خدا که باید بگیم چشم. بعد پله‌های بعدی که باید قید یه سری از کارهامونو بزنیم. چون خدا دوست نداره!!! اما ما دائم داریم به خیلیا میگیم چشم. حتی،مسخره است. حتی به مدلینگ ها رای لباسمون می‌گیم... دنیا،روی چشم گفتن عوام احمق،به پولدارا و سیاستمدارها و سرمایه‌دارا می‌چرخه. مدل آرایش،چشم ، مدل غذا، چشم ، مدل خونه ، چشم..... ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
☘ ذکر روز جمعه ــــــــــــ💚ـــــــــــ 🕋 به نیت صد مرتبه ‌ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
قسمت ششم مبحث دفـ📛ـاع از خود: *دفاع از خود یک مــ🪜ـهارت است. * 🟤: حالا این مـــهارت یعنی چی؟ *چرا نگفتیم دفاع از خود یه عــ📙ـلم هست ؟* 🟤: مهارت نیاز به تمـ🏀ـرین داره، عمـ🏂ـلی هست. یعنی من انقدر باید تمرین و تکرار کنم تا بتوونم چیزی که میخوام رو به دست بیارم . 🟠: ولی علم تصویر ذهـ🌤ـنی هست که از داده‌های بیرون منــشا می‌گیره و من آن تصاویر ذهنی رو با تصدیق درونی تـ🤝ـطبیق میدم که میشه علم. پروســه مطلب علـ📜ـمی کاملاً با مــ📦ـهارت فرق داره. *پـ⚠️ـس مهارت تمرینی هست، یک شبه به وجود نمیاد. کاملاً مانند اینکه احترام به خود یک شبه به وجود نمیاد. * ــــــــ ⭐️: حالا بنــظرت چه چیزایی مــهارت هستن و چه چیزایی علــم؟ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
29 اوت،‏ 15.21​.m4a
حجم: 4.6M
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۶) ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
عشق‌ مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۶) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۴۶ ╭───────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه: پارت (۴۶) دست به صورتش می‌کشد و می‌نالد: ـ من و تو و هممون می‌خواستیم تک باشیم. تو چشم باشیم. نمی‌خوایم تموم بشیم. متفاوت و یه جور دیگه. اینه که به در و دیوار می‌زنیم. خیلی کارا حاضریم بکنیم. تو هم همینطوری وحید. بیچاره یعنی من. من این اولین بار است که این حس را دارم و گلویم از شدت بغض دارد می‌ترکد. از استیصالی که گرفتارش شده‌ام می‌گویم‌: ـ حرف‌های مهدوی رو خوب یاد گرفتی! لبخند می‌زند؛ لبخند تلخ. نگاهم نمی‌کند. از من خجالت می‌کشد جواد. با من دوست بود جواد. چه کرد با من. با من هنوز هم دوست است که دست روی صورتش می‌گذرد و خم می‌شود. بعد از چند لحظه بلند می‌شود از جایش و آرام لب می‌زند: ـ حرف‌های خدا رو رفتم خوندم. تو کتابخونه گاهی کتاب می‌خونم. دارم فکرامو میگم. خدا می‌خواد سرگردون نباشم،هرکی از راه رسید یه دستی رو سرم بکشه و یه جهتی رو نشونم بده تا سرگردون‌تر بشم. می‌خواد بفهمم. اما نمی‌دونم خودم بودم یا شیطون بد اسیرم کرده بود. دست فرمان زندگیم داغونه وحید،داغون روندم. اصلاً نمی‌تونم اول و وسطی براش پیدا کنم. یه جوری دور خودم تنیدم که اسیر اسیرم. من فکر می‌کنم خدا خواسته آزاد باشیم. مسخره است. مخلوق خدام اما گوشم دم دهن شیطونی که دشمن خداست و منو تو... نون خدا رو می‌خوریم،اما حرف اونو گوش میدیم. چشم می‌بندم از دنیایی که خرابم کرد،که فریبم داد،که من را عقب انداخت،که... از همه آدم‌های اطرافم شاکی می‌شوم. حتی از خودم هم بدم می‌آید. شکایت دارم به که بهگویم. کاش مهدوی اینجا بود. جواد نمی‌تواند ذهن خسته من را آرام کند. مهدوی همیشه بود. همیشه برای من حرف می‌زد،من خودم کانال او را عوض می‌کردم. من خودم زندگیم را چرخاندم به هم زدم. دارایی‌هایم را بر باد دادم به خاطر لذت‌ها... به خاطر ۴ تا حرف. مهدوی بارها گفته بود: ـ بچه‌ها زندگیتون رو بر مبنای این و اون نبندید. بر مبنای درست ببندید. سیل دنیا شما را با خودش نبره. غرق می‌شوید. نمی‌دونم این آدم مومن فلان کار بد رو کرد و من از دین زده شدم. اون فلان کارو کرد من گفتم از اگه اسلام اینه من نمی‌خوام. اینا بهانه است. دستتون رو بذارید تو دست صاحب دین،تو دست امامو بروید تا کنار خدا! ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
☘ ذکر روز شنبه ــــــــــــ💚ـــــــــــ 🕋 به نیت صد مرتبه ‌ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
قسمت هفتم مبحث دفـ📛ـاع از خود: داستان از اینجا زیـ☘ـبا میشه اگه احترام به خود رو زندگی کنیم یک زندگی متـ✨ـحول به تمام معنا خواهیم داشت. 🟢: "حول حالنا الی احسن الحال" برامون اتفاق میوفته. یعنی در بــ🤹‍♂ـخش‌های مختلف زندگیمون تــــاثیر بسزایی رو خواهیم دید. 🟡: بسیار بسیار مسیرش گســ🗺ـترده هست در ابعاد مختلف. حیطه کاری ، علمی ، خانوادگی و.. یعنی ما هر بُعد از زندگیمون رو بخوایم بسـ🧐ــنجیم اگه این مــ⚡️ـهارت رو به دست بیاریم در اون حیطه‌ها ما رو متــ🌈ـحول می‌کنه.. منش من و خروجی من رو تغییر میده. 🟢: *من به نقطه‌ای می‌رسم که دیگران نمیتونن به من بی‌احترامی کنن..* 🟡: بیشترین آسـ💊ـیب‌ها در روابط از بی‌احترامی منشأ می‌گیره و چون این بی‌احترامی رو نمی‌تونیم از بیــن ببریم مدام جـ👎ـنگ می‌کنیم . 🟢: *انسان باید با عـ✴️ـقل به این برسه پروسه ابـ🙂‍↕️ـتدایی که یه سری مــهارت در زندگی‌اش کسب کنه، خیلی راحــت‌تر از پروسه بـ😰ـعدی هست که از عدم به دست آوردن مهارت منشأ میگیره و وارد جنگ میشه* ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
30 اوت،‏ 14.27​.m4a
حجم: 4.2M
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۷) ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
عشق‌ مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۴۷) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۴۷ ╭───────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه: پارت (۴۷) دنیا هم خیلی ساده است،هم خیلی پیچیده. ساده؛ این دو دوتا چهارتا. پیچیده است و هزار مجهول داره، طوری که اگر بیفتی وسطش تا بخوای حلش کنی تموم میشی و مجهول‌ها هنوز باقی هستند. اگر می‌خوای ساده و آرام جلو بری،از بغل خدا پایین نیا. خودش دنیا را خلق کرده،خودش چیده،خودش تو را آفریده،خودش هم همه زیر و بم تو رو می‌دونه. آرام و شیرین و پر لذت و با نشاط جلو می‌بردت. نمیگم بی مشکل... میگم آرام: در مشکلات هم سرپا می‌مونی و آرامی. در سختی‌ها نشاط داری و ناامید نمی‌شی. هستیت نیست نمی‌شه با خدا. دور و برت رو نگاه کن. این سبکی کم می‌بینی. همه هم حسرتشون رو می‌خورن و دوسشون دارن. اینا راحت‌ترین راه رو میرن. راه خدا . آدم خودشون حرص می‌زنن که بیشتر از حد نیازشون یا خارج از محدوده نیازشون بار بزنن لذت ببرن؛ می‌افتن به سختی و پیچ‌های گم شدنی. همه این محبت‌ها رو خدا می‌ریزه تو دست و پای آدماش. بالاتر از اون هم،اینه که تنها توی این سرزمین ولمون نکرده. برامون امام فرستاده. یه احترام دیگه هم می‌ذاره،اینه که امام را از جنس خودمون راهی این زمین کرده. یکی که مثل ما می‌بینه ،می‌شنوه ،مریض میشه، خوشحال میشه،زار و زندگی داره... ما آدم‌ها رو درک می‌کنه. حسمون می‌کنه. حسامون رو می‌فهمه. اگه فرشته بود، داد ما آدم‌ها می‌رفت هوا که ای بابا مثل ما نیست که،درکمون نمی‌کنه. این امام مثل خداست. دوسمون داره. سرش داد می‌زنند کنار نمی‌کشه. اذیتش می‌کنن خسته نمی‌شه. حرف خدا رو می‌زنه. گوش نمیدیم هم ، بی خیالمون نمی شده. مثل خداست . بهونه می آریم ، نازمون رو می‌خره. دستش همیشه سمت ماست تا اگر خواستیم و کارش داشتیم اذیت نشیم. با این که ما دستمون رو پشت سرمون نگه داشتیم تا مبادا. ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯