eitaa logo
عشق‌ مانا🇵🇸🇮🇷
62 دنبال‌کننده
324 عکس
75 ویدیو
101 فایل
🎒سفری به درون برای کشف حقایق... 🌿برای اطلاعات بیشتر درباره کلاس و ارتباط با ما به آیدی زیر پیام دهید: @eshgh_mana313
مشاهده در ایتا
دانلود
☘ ذکر روز پنجشنبه ــــــــــــ💚ـــــــــــ 🕋 به نیت صد مرتبه ‌ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://ble.ir/eshghe_mana ╰──────────────────╯
4 سپتامبر،‏ 12.54​.m4a
حجم: 5.2M
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۵۲) ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
عشق‌ مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۵۲) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۵۲ ╭──────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه: پارت (۵۲) خیره به آسمان برای خودم میگویم: به خاطر همینه که کار خوب و بدمون ذره ذرهاش حساب کتاب داره ... چون اثر محسوس و نامحسوس داره تو عالم.... آرام تر از من میگوید: - بعد فکرش رو بکن وحید تو این عالم فقط تونیستی همه هستند تو به خاطر این همه است که باید قشنگ زندگی کنی حساب شده زندگی کنی باید خدایی زندگی کنی نمیشه خودخواه بازی در بیاری بگی چون دلم میخواد پس میکنم این یه حس عجیبه مصطفى .. يعنى من صدای جیرجیرک یعنی ما دوتا ساکت شده ایم و او میخواند . دارم به این حس عجیب فکر میکنم و مصطفی شاید دارد. شاید دارد چه؟ می پرسم این حس ترسناک نیست؟ ترس ؟ چرا اولش که خیلی میترسیدم میدونی خدا اگه منبع قدرت و هیبت باشه تو هم کوچک باشی اندازه یه ذره ترس هم داره دیگه از توی هواپیما آدما رو دیدی؟ اندازه یه ذره یه نقطه بعد که هواپیما بالاتر میره هیچ می.شند نیست و نابود میشند. ما الآن خودمونو بزرگ میبینیم چون پایین دستیم. برو بالا، اوج بگیر، نگاه کن اصلا نیستی که بخوای این قدر شاخ و شونه بکشی و منم منم راه بندازی این نبودنه ترس داره قدرت خدا هم ترس داشت. اول با اجبار همراه میشی بعد انس میگیری و حس محبت و امنیت منبع قدرتی که پشت و پناه و تکیه گاهت میشه این خوبه خیلی خوبه خیلی خیلی خوبه. من مصطفی را نمی فهمم حسهایش را نمی فهمم خیلی خیلی خیلی خوبهایش را هم نمیفهمم پس دهان بسته میمانم نه سؤال میکنم زندگیش. این که حال کرده با خدا؟ کسی هم هست که این حس رو تجربه کرده باشه و بشه دید تو دارد دنبال جواب میگردد یا کلا میخواهد جواب ندهد که میگوید - من همیشه دوست دارم جواب رو از هم سن خودم بگیرم. این که بزرگا میگن من حس میکنم که موقعیت ما رو درک نمیکنن. کتابای شهدا رو دوست .دارم چون هم سن خودم بودن یا همین حدوده. همه چیز هم براشون فراهم بوده دیگه. خدا و خرما... اما شهید همین قدر قشنگ فهمیده که قشنگ زندگی کرده که قشنگ رفته می خواسته زندگی قشنگ را یادمون بده یا میخواسته زشتیا را از دنیا بشوره ببره و یه زندگی قشنگ بهمون هدیه بده! بعدترها که به این حس بیشتر بیشتر فکر کردم شیرین شد برام بحث دوست داشتن اومد وسط . شاعر میگه دوست دارم دوسم داری دل به دل راه داره و میخندد نغمه خندهاش رشتههای سیاهی را پاره میکند و نسیم مهربان دم عید مینشیند روی موها و صورتمان. ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
☘ ذکر روز جمعه ــــــــــــ💚ـــــــــــ 🕋 به نیت صد مرتبه ‌ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
قسمت یازدهم دفـ📛ـاع از خود: *سوال : پیامــبران و امــامان هم دفاع از خود رو زندگی می‌کردن، به خود احترام می‌گذاشتن، ولی باز هم به اونها خیلی بی‌احـ❌ـترامی میشده و اذیتشون می‌کردن. ماجرا چـ🧐ـیه؟ اینکه پارادوکـس هست. 🔴: امام حسین (ع) قدرت داشت ولی به فجیع‌ترین شکل و با بی‌ادبی و بی احترامی تمام شـ💔ـهید شدن. یا مثلاً در کشوری که جـ⚔ــنگ شروع میشه و اون کشور بی‌احترامی میشه ، یعنی تمام مردم اون کشور احترام به خود رو زندگی نکـ😟ـردن که کشور دیگه به خود اجازه میده به اونها بی‌احترامی کنن؟ * 🔵: این یه نکته ظریف هست که حتماً باید به اون توجه کنیم. شاید بگوییم بی‌احترامی به اهل بیت اتفاق می‌افتاد که برای ما الـ➿ـگو باشن و ما درس بگیریم ، باشه. ولی بی‌احترامی به انسان‌های امروزی چی؟ مثلاً افرادی که به حضرت آقا بی‌احترامی میکنن. مگه حضرت آقا به خود احترام نمی‌گــ🤔ـذارن؟ 🔴: *شهید مطهری یک کتابی دارد به اسم جاذبه و دافعه علی* خیلی قشنگ توی اون کتاب جواب سوالمون آمده. 🔵: انسان‌های شایسته یه چیزی در درونشون دارن که همون قـدرت و احترام هست و باعث میشه ورژن وجـ🔥ـودیشون خیلی بالا بره. این ورژن یک سیطره خیلی بزرگ رو در بر می‌گیره و این سیطره باعث میشه که یک عده انسان با او سنـ🤝ـخیت پیدا می‌کنن و میرن که شبیهـ🫡ـش بشن. باعث میشه احـــترام و قـدرت بیشتر بشه. مــــریدشون بیشتر میشه. خاطرخــــواهشون بیشتر میشه. حاضـــرن براش بمیرن. چرا ما میگیم جانم فدای رهبر؟ ادامـ🔔ـه دارد... ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
4 سپتامبر،‏ 12.59​.m4a
حجم: 2.2M
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۵۳) ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
عشق‌ مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۵۳) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۵۳ ╭──────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه: پارت (۵۳) حرف هایم با مصطفی را برای مادرم تعریف میکنم. مو به مو تعریف هست. ملیحه خانه هم هست. از روستا که برگشتم حسم نسبت به مادر و خواهرم عوض شده است. دقیق گوش میدهند و خیلی شیرین همراهم میشوند. یکی مادر میگوید، یکی ملیحه: ـ پس هرکی مهربون تره این قشنگی رو بهتر فهمیده! ـ احترام گذاشتن - باحجاب بودن ما خانمها هم محبت به همه است. اثر محسوس تو عالم داریم! ـ شما مردا هم باید این پوششای افتضاحتون رو درست کنید ـ در ضمن هوای خواهر رو داشتن هم... میخندم به ملوسکی که وسط بحث دارد بار خودش را می بندد. لپش را میکشم و میگویم: نوکرتم . تو همین جور خوب بمون. مثل همه دخترا نباش. اصیل باش خودم تا آخر عمر نوکرتم ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
هفته وحدت، نماد همدلی و یکپارچگی اسلامی است؛🤍 هفته‌ای که دل‌ها به هم نزدیک‌تر می‌شوند، و مسلمانان از هر مذهب و قومی، دور یک سفره‌ی مهر و ایمان می‌نشینند.✨🌿 در این روزها، یادآور می‌شویم که پیامبر مهربانی، برای رحمت و وحدت آمده بود، نه تفرقه و جدایی... باشد که دل‌هایمان، آینه‌ای از نور وحدت باشد.🤍🌱 هفته وحدت مبارک💚✨ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
☘ ذکر روز شنبه ــــــــــــ💚ـــــــــــ 🕋 به نیت صد مرتبه ‌ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
6 سپتامبر،‏ 15.36​.m4a
حجم: 4M
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۵۴) ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
عشق‌ مانا🇵🇸🇮🇷
پادکست کتاب سو من سه💚 گویـ🔉نده: مائده آقاجانی پارت(۵۴) #کتابخانه_نور #پادکست #پارت_۵۴ ╭──────────
متنِ کتـ📚اب سو من سه: پارت (۵۴) دو ماه مانده تا کنکور و همه به هم ریخته ایم و برادر مصطفی، محمد حسین دعوتمان میکند یک هفته ای برویم یزد توی زیرزمینی که اجاره کرده درس بخوانیم. از تهران خراب شده بدم می آید. راستش بدم نمی آید یک ترس غریب افتاده به جانم. محمد حسین، من و آرشام و جواد و مصطفی و علی رضارا با خودش میبرد یزد. دانشجو است و خانه دانشجویی دارد. توی مسیر از فرقه ها می‌گوید و کارهایشان. یعنی من جوان ، جان سالم به در ببرم در این دنیای هزار و یک فرقه؛ صلوات ... زیرزمینش یک اتاق دارد و یک سالن که دو تا دوازده متری افتاده است از این سرش تا آن سرش. در اتاق را که باز میکنم بوی عطر نرگس می پیچد و چشمانم همراه دماغم لذت میبرد. برای خودش یک موزه است و بازدید نیاز. ورقه های کوچک و بزرگ با انواع و اقسام خط و عکس ها لای ولویش به دیوار چسبیده و یکی دو تا پرچم... همه با من سرک میکشند. محمدحسین یکی یک پتو و متکا می دهد دستمان و میگوید :ـ برید بخوابید تا صاب خونه بیرونم نکرده. فعلش را درست به کار نبرد. گفت برید بخوابید. پس خودش چه؟ ما کجا بخوابیم او کجا؟ وقتی میبیند مثل مجسمه ایستاده ایم میگوید: ـ من این جا می خوابم شما برید تو سالن. قضیه خیلی پیچیده شد . اول مصطفی و بعد ما ، در همان اتاق ولو می شویم. دست به پهلو و با چشمان وق زده نگاهمان میکند. دست زیر سر و با چشمان منتظر نگاهش میکنیم. ابهت و کلامش سراب می شود. آرشام عکس العملش جمله ای است که فقط از مادر عروس برمی آید: ـ جوون نباید تو اتاق تنها بخوابه آقا محمد حسین. ما برا همین همراهیت میکنیم. والا که خودمون یکی یک اتاق تک داریم که دلمان میخواد با ناخن دیوار اشو خراب کنیم. اتاق تک مزخرف ترین ایده جهانیه. حداقل تو هراتاق از دو نفر تا مثل الآن ما، باید پنج نفرباشن. ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯
☘ ذکر روز یکشنبه ــــــــــــ💚ـــــــــــ 🕋 به نیت صد مرتبه ‌ ╭─────────────𖧷🪴𖧷╮ https://eitaa.com/eshgemana ╰──────────────────╯