♦️گفت و گوی علی لاریجانی با علی خامنه ایی در ماه مبارک رمضان!
اسرائیل با افتخار فراوان اعلام کرد که علی لاریجانی را به قتل رسانده است...
با شنیدن این اعلام، پرسشی در ذهن شکل گرفت:
لاریجانی که "دبیر شورای عالی امنیتِ ملی" بود، چرا تدابیر لازم برای حفاظت از خود اتخاذ نکرد؟
هنوز پاسخی برای این سؤال نیافته بودم که یک دیپلمات، جزئیات گفتوگوی پایانی میان لاریجانی و رهبر شهید ایران، آیتالله علی خامنهای، را که در یکی از روزنامههای ایران منتشر شده بود، برایم فرستاد...
[یک روز پیش از شهادت لاریجانی،
ایشان جزئیات این گفتوگو را که همچون امانتی در نزدش بود، منتشر کرده بود. لاریجانی پیش از شهادتش، این امانت را به مردم ایران سپرد و همراه با آن، علت شهادت خود و شهادت علی خامنهای را در آن بیان کرد].
این گفتوگو، به ما میفهماند که چرا «قتل حسین، در حقیقت؛ مرگ یزید است» و چرا اسلام پس از هر عاشورا دوباره زنده میشود.
(این گفتوگو به زبان انگلیسی به دست من رسید که از فارسی ترجمه شده بود، اما راوی آن علی لاریجانی است و سبک بیان نیز متعلق به اوست. در واقع این، روایتِ آخرین دیدار میان آنان است. هر دو نامشان علی بود، اما لاریجانی همواره رهبر را «قائد من» خطاب میکرد)
چند ساعت پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، علی لاریجانی در حالی که پروندهای در دست داشت، برای دیدار با رهبر به دفتر او رفت.
لاریجانی ۱۲ سال رئیس مجلس بود. از سال 2005 تا 2007 دبیر شورای امنیت ملی بود و در اوت 2025، رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، بار دیگر او را به همین سمت منصوب کرد. این تصمیم با مشورت رهبر اتخاذ شده بود.
لاریجانی برای آگاه ساختن رهبر از طرح ترور ایشان آمده بود. او جزئیات این طرح را از منابع مختلف به دست آورده بود و پروندهای نیز همراه داشت تا بتواند به سؤالات احتمالی پاسخ دهد.
پس از احوالپرسی، در مقابل رهبر نشست و پیش از آغاز سخن، چند لحظه با احترام و محبت به او نگریست...
سپس گفت:
«قائد من! این بار نه یک فشار معمولی است و نه یک پیام عادی، بلکه خبر یک تصمیم است. دشمن تصمیم گرفته شما را به هر قیمت به شهادت برساند، حتی اگر لازم باشد تمام آسمان را با آتشِ موشکها بسوزاند!»
رهبرِ شهید با جدیت به سخنان او گوش میداد...
لاریجانی ادامه داد که؛
ما برای شما، محلّی امن فراهم کردهایم، جایی که از دید دشمن پنهان خواهید بود، جایی که نه بمبها به آسانی میرسند و نه هواپیماهای جنگی میتوانند آن را هدف قرار دهند.
رهبر همچنان سکوت کرده بود...
لاریجانی با لحنی ملتمسانه ادامه داد:
«قائد من! این یک مخفیگاه نیست، بلکه محل اقامت موقتی است تا طوفان بگذرد و شما از دیدها دور بمانید.»
و سپس سکوت کرد...
رهبر با لبخندی مهربان به او نگریست و برخاست، و لاریجانی احساس کرد که تاریخ نیز همراه او برخاسته است...
رهبرِ شهید با آرامش پرسید:
«وقتی نزد من میآمدید، انتظارِ چه پاسخی داشتید؟»
لاریجانی با تردید گفت:
«میترسیدم که شما رد کنید، اما قائد من! ملت به شما نیاز دارد. ما نمیتوانیم این جنگ را بدون فرمانده خود بجنگیم.»
لبخندی بر چهره رهبر نشست که در آن، هم اندوه دیده میشد و هم حکمت و سپس گفت:
«از نظر امور حکومتی و امنیتی، سخن شما درست است، اما بیایید از زاویهای دیگر نگاه کنیم.»
سپس پرسید:
«اگر من خودم پنهان شوم، چگونه از سربازانم بخواهم در برابر مرگ بایستند؟ چگونه به مردم بگویم نترسند؟؟ اگر من میدان را ترک کنم، چگونه دیگران را به پایداری دعوت کنم؟؟؟»
در این لحظه، لاریجانی احساس کرد دری از کربلا در سینه رهبر گشوده شد. یک «علی» به «علی» دیگر یادآوری کرد که ما فرزندان حسین بن علی هستیم؛ امامی که از سرانجام خود آگاه بود، اما با توکل بر خدا به سوی آن رفت و به کربلا رسید.
رهبرِ شهید یادآور شد که؛
سپاه امام حسین (ع) بسیار کوچک بود و میدانستند که نمیتوانند در برابر دشمن پیروز شوند، اما به جای پنهان شدن، به میدان آمدند.
لاریجانی دوباره گفت:
«قائد من! تاریخ تنها یک واقعه نیست. در تاریخِ ما امام دیگری (امام مهدی عجل) نیز هست که غیبت ایشان نشان میدهد که گاه پنهان شدن حکمت است، نه ترس.»
رهبرِ شهید آهی کشید و گفت:
«تفاوت اینجاست که وقتی امام مهدی عجل غایب شدند، پشت سرشان قومی آماده جنگ نبود. من چگونه غایب شوم در حالی که ملت من آماده است؟ چگونه پنهان شوم وقتی ارتشم در برابر آتش دشمن ایستاده است؟ اگر رهبری پشتوانه نداشته باشد، غیبتش حکمت است؛ اما اگر ملت پشت سر او باشد و او برای نجات جانش پنهان شود، این پرسشی سنگین بر وجدان تاریخ خواهد بود.»
لاریجانی دیگر پاسخی نداشت و خاموش شد...
هدایت شده از [1:20]
اگر میدانستم این دنیا بخاطر صلوات،
این همه ثواب و پاداش میدهند
حالا حالاها آرزویِ شهادت نمیکردم!
میماندم و تو دنیا صلوات میفرستادم..!❤️
[شهیدعلیموحددوست]
➕️در این شرایط خاص کشور میتونیم حتی با یک صلوات برای پیروزی جبهه مقاومت و شیر بچه های نیروی مسلح ، کمک کار آن ها باشیم🙌🍃
🔺️لینک گروه ختم صلوات مجازی 👇👇👇
https://eitaa.com/joinchat/3762749486C67d3e1f480
هدایت شده از قرارگاه جهادی شهید ابراهیم هادی اردکان
در راستای پویش «نذر قربانی» به نیت سلامتی رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای و همچنین سلامتی و پیروزی رزمندگان انقلاب اسلامی در عملیات «جنگ رمضان»، توسط قرارگاه جهادی شهید ابراهیم هادی شهرستان اردکان گوشت قربانی توزیع گردید.
گوشت این قربانی پس از ذبح و بستهبندی، میان خانوادههای نیازمند و کمبرخوردار توزیع گردید تا گامی هرچند کوچک در مسیر خدمترسانی و همدلی با اقشار نیازمند برداشته شود.
این اقدام در ادامه برنامههای جهادی و مردمی قرارگاه جهادی شهید ابراهیم هادی و خانه شهید اردکان و با مشارکت خیرین و نیروهای جهادی انجام شد.
💠روابط عمومی و رسانه
@ebrahimhadi_ardakan
@khane_shahid_ardakan
هدایت شده از قرارگاه جهادی شهید ابراهیم هادی اردکان
‼️‼️اطلاعیه‼️‼️
با سلام و احترام
به اطلاع مردم شریف و شرکتکنندگان گرامی میرساند مراسم«سهشنبه مهدوی» امشب، سهشنبه ۴ فروردین ۱۴۰۵، در خانه شهید اردکان برگزار نخواهد شد.‼️
از همه عزیزان خواهشمندیم جهت شرکت در مراسم، در برنامه برگزار شده میدان امام (پارک شهر) حضور به هم رسانند.
با تشکر
قرارگاه جهادی شهید ابراهیم هادی
6.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻از میدانی روایت میکنم که الآن شده میدان جنگ
هوای بارانی
همراه با موجهای موشکی
با حضور خیابانی
همه با هم
با پرچم و چتر
امشب از ساعت ۸
📌اردکان؛ کنار شهدای گمنام پارک شهر
▫️ستادمردمیبزرگداشترهبرشهید
💌 #به_عشق_آقا
@be_eshgh_agha 👈 به ما بپیوندید
هدایت شده از رسای اردکان
🔴🔴 هشدار / تیتر ایران اینترنشنال‼️
👈 این تجمعات رو خیلی جدی بگیرید و حتما شرکت کنید. حتی اگر حال ندارید با ماشین یا موتور برید.
اگه خیابون ها رو از دست بدیم،
هر کاری که تا الان سپاه کرده بی نتیجه میمونه هااا
بفرستید برای همه
🇮🇷 اخبار دقیق،موثق و فوری جنگ را در
#رسای_اردکان بخوانید👇
▪️| @rasa_ar |▪️🇮🇷
📸 | #هم_اکنون
■ یزد - اردکان
سه شنبه | ۴ فروردین ماه
🔰این شب و روزها
حکایت از مردمی دارد
که برای حق قیام کردند ..
ای تاریخ بنویس!
بنویس که مردم آمدند و پای حق ماندند ..
#کف_میدان
#بیعت_با_ولایت
#سید_مجتبی_خامنهای
#بزرگداشت_رهبر_شهید
💠روابط عمومی و رسانه
@ebrahimhadi_ardakan
@khane_shahid_ardakan