eitaa logo
موسسه عشق+۳ {خانه شهید}
481 دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
1.2هزار ویدیو
16 فایل
به عشق ۳ شهید گمنام ترک آباد -میگفت وقتےتنها‌شدۍبا‌خُدا‌باش. وقتے‌هَم‌ڪه‌تنہا نبودۍ بۍ‌خدایی‌نڪن. بێ‌خدا‌باشے‌ضرر‌میکنے..))🌿 حجت الاسلام علیرضا پناهیان خانه شهید اردکان،موسسه عشق+۳ ارتباط با مدیر کانال :. @M_vahedian
مشاهده در ایتا
دانلود
▪️قسمت ۱ ››تا لحظاتی دیگر حرکت به سمت تهران؛ مصلی امام خمینی(ره) | عضو شوید👇 @AliMirzazadehArdakani 💌 @be_eshgh_agha 👈 به ما بپیوندید
▪️قسمت ۲ ››حضور ویژه مردم شهرمون در برنامهٔ همراهی نمادین از کاروان وداع با آقای شهید ایران🇮🇷 | عضو شوید👇 @AliMirzazadehArdakani 💌 @be_eshgh_agha 👈 به ما بپیوندید
▪️قسمت ۳ ››به وقـت نماز اول نماز اول وقت ماشاءالله از شلوغی جمعیت هر جایی از مجتمع نمازی بر پا بود، اونم جماعت✨ | عضو شوید👇 @AliMirzazadehArdakani 💌 @be_eshgh_agha 👈 به ما بپیوندید
«پیش کشی برای بُت بَعل🌱» ✨وداع با عشق اردکان_۱۳تیرماه_۱۴٠۵ آقای واحدیان پهلویش را تکیه داد به اولین صندلی اتوبوس. برگه‌های لمینت شده توی دستش. رو به همه ایستاد. بعد از سلام علیک و عذرخواهی: _ اینا عکس شهدای مینابه! بچسبونید به شیشه. یکیش رو به خودتون، اون یکی رو به بیرون. انشاءالله هم یادشون رو زنده نگه داریم، هم بشن دوست شهیدمون! تا اسم شهدای میناب آمد فکرم دنده عقب گرفت. دسته گل‌هایی که پیشکش بت بعل شدند. یاد اخبار اسفند ماه. مردی میانسال، ژولیده با سر و روی خاکی؛ وسط آوار مدرسه. دستی که از آرنج آش‌ولاش شده بود را، جلوی دوربین گرفته و فریاد می‌زد. اشک‌ پدر و مادرها، روی آنتن «حسینه مُعلّیٰ». اعلام قطعی جاویدالاثر شدن ماکان. یاد گریه‌های مادرش. اینکه روزها و شب‌ها به دنبال قطعه گم شده از پازل زندگیشان گشتند؛ اما دریغ از یک تار مو. قلبم آرام تیر کشید. گوشه چشمم قطره‌ها روی هم تلمبار شدند. منتظر بودند پلک بزنم تا راه بکشند به پایین. برای هزارمین بار در دلم با پدر و مادرش دعوا راه انداختم: _ آخه ماکانم شد اسم؟! شاید برای همین هیچی ازش نموند. داغ تمام بچه‌ها یک‌ طرف، شهادت ماکان طرف دیگر قلبم سنگینی می‌کرد. از بین شهدا، جور دیگری دوستش داشتم. توی این چهارماه با عکس و کلیپ‌هایش انس گرفته بودم. صدای آقای ملاحسینی، من را برگرداند داخل اتوبوس: _ بفرمایید! الان چسبم میدن بهتون. بهت زده به عکس نگاه کردم. اشک راه باز کرد روی صورتم. لب‌هایش می‌خندیدند. کوله‌ٔ سبز‌آبی روی دوشش بود. از روی عکس بوسیدمش. زل زدم به چشم‌هایش: _ سلام پسرم! سلام دوست شهیدم! ماکان جان! ✍الهه ابوطالبی
باران شدم عزای تو را دلشکسته ام بی تو دلم شکسته و از هم گسسته ام ...!🖤 رضا شاکراردکانی «زلال»
✨وداع با عشق اردکان_۱۳تیرماه_۱۴٠۵ دم دست اندرکارای خانه شهید امام زمانی! بخدا توقع نداشتیم شام انقدر سنگین تدارک ببینند. توی این وضعیت اقتصادی! البته وضعیت‌مون از لحاظ اقتصادی عوض شده؛ خدامون که عوض نشده...! خلاصه که شام‌تون عالی بود. خداقوت! ✍ابوطالبی
روایت های مسافران عزیز در طول سفر تهران 🙏
۱ اعزام کاروان‌های مردمی از اردکان به تهران برای شرکت در مراسم وداع با به گزارش خبرگزاری بسیج اردکان عصر امروز به مناسبت برگزاری مراسم تشییع و وداع با قائد شهید امت جمهوری اسلامی ایران در تهران کاروانی متشکل از ۱۶ دستگاه اتوبوس با حضور ۶۷۹ نفر از بانوان و آقایان، راهی پایتخت شدند تا در این آیین ملی و مذهبی شرکت کنند. شرکت در مراسم وداع با رهبر شهیدمان نشانی از اقتدار و وحدت ملی مردم با غیرت و با ایمان کشور همیشه پیروزمان ایران است. خبرنگار و عکاس: •خبرگزاری بسیج اردکان• 🆔 @basijnews_ardakan