🔴ما برای حفظ جان رهبری،آیت الله امام سید مجتبی خامنه ای نیاز به سلاح هسته ای داریم.تا دشمن جرات نکند ایشان را به مانند پدرش شهید کند.
✅️هرکس مخالف است،بیاید بنویسد امضا و تعهد بدهد که جان ایشان بدون هسته ای حفظ میشود ،ما دستش را هم میبوسیم
میدانید در چه آفتی گیر کرده ایم؟
آنقدر به آدم فشار می آورند که موضوع برای آدم حیثیتی شود!
موضوع را از جنبه علمی اش خارج میکنند.
آن وقت تو به خودت میگویی:
خب دیگه من الان دیگه نمیتونم برگردم که!
نمیتونم حرف دیگه ای بزنم که!
من این همه سرش دعوا کردم!
مگه میشه حرفم روتغییر بدم!؟؟؟
خیلیییی از تحلیلگران ایران توی این دام افتادن...
ولی من هرگز توی این دام نمی افتم.
دیگر دوستان هم هرگز در این دام نمی افتند.
من به خودم قول داده ام به واقعیت پایبند باشم و هرگز بخاطر پافشاری روی یک حرف از مدار واقعیت خارج نشوم.
سلاح هسته ای را یک موضوع حیثیتی نمیکنیم.
برای شخص من سلاح هسته ای یک آرمان مقدس بی چون و چرا نیست!!!!
هسته ای یک ابزار است.
آن داستان قدیمی را شنیده اید؟؟؟؟
یک غلام و یک پادشاه بودند که پادشاه بعد از چند سال غذاهای گوشتی و کبابی خوردن ،هوس بادمجان میکند و بادمجان می آورند ومیخورند!
پادشاه میخورد و میگوید به به! به به!چه غذایی!
غلامهم میخورد و میگوید: به به جدا که
بادنجان بهترین غذای جهان است.
رو دست بادنجان غذایی نیست.
سالمترین و بهترین غذای جهان است.
فردا شب دوباره پادشاه میگوید بادنجان دیشب خیلی چسبید بیاد دوباره بادنجان بخوریم!
دستور میدهد و بادنجان می آورند!
وقتی غذا میرسد پادشاه تا میخورد میگوید آه این بادنجان هم غذای چرتی است !
غلام که میخورد میگوید آه آه واقعا هم اشغال است! بدترین غذای دنیاست!
شاه متعجب میگوید:
پدر سوخته دیشب وتا همین چند دقیقه پیش داشتی میگفتی بهترین غذای دنیاست!
غلام میگوید: قربان! من غلام شما هستم غلام بادنجان که نیستم!
حالا ما هم غلام امنیت و قدرت ایرانیم!
اگر روی هسته ای تاکید میکنیم بخاطر این است که آن را راه حل خوبی میدانیم.
اگر نظام یا هر کس دیگر راه حل بهتری دارد ما از آن استقبال میکنیم.
اگر میگویند ما سلاح های پلاسمای خفنی داریم! ما غلام آن هم هستیم!
اگر میگویند ما موشک ۴۰ تنی داریم!
غلامش هم هستیم!
فقط یک نفر تکلیف ما را مشخص کند!
اگر هیچ کدام اینها رخ نداد!
اگر ما در جنگ شکست خوردیم!
اگر امنیت رهبرمان را نتوانستیم تامین کنیم!
دقیقا مسئولش چه کسی است؟
یقه کی را باید بگیریم؟؟؟؟
چند روزی است که در پاسخ به تحلیلهای ما درباره بازدارندگی هستهای پیامهایی دریافت میکنیم که برخی از آنها پر از برچسب و اتهام است. "شما خط فکری غیراسلامی میدهید"، "شما مردم را به سلاح کشتار جمعی دعوت میکنید". خب حرفها را شنیدیم.
بحث را با صحبت شهید خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ( که در جنگ اخیر به شهادت رسیدند) آغاز میکنم...ایشان به صراحت اعلام کرده بودند:"ایران توانایی لازم برای ساخت سلاح هستهای را دارد و اگر تهدیدی وجودی بشود دکترین هستهای خود را تغییر خواهد داد." این جمله را کسی گفته که جان خود را در راه این نظام فدا کرده است. حالا سوال ما این است: آیا به شهید خرازی هم میگویید "خط فکری غیراسلامی داشت"؟ آیا او هم مردم را به سلاح کشتار جمعی دعوت میکرد؟ پاسخ دهید...
اما برویم سراغ اصل ماجرا...برخی دوستان بدون هیچ دلیل و استدلالی به ما برچسب "ضد دین" میزنند.
ما واقع گرا هستیم می گوییم حقیقت وجود دارد و آن "قدرت" است. این عین حرف قرآن است"هرچه در توان دارید از قدرت برای مقابله با دشمن آماده کنید". به ما بگویید امروز در این جهان، قویترین و بازدارندهترین ابزاری که دشمن از آن میترسد چیست؟ اگر جواب میدهید با ما بحث کنید نه با برچسب.
ما قدم به قدم با شما حرف زدیم... ما ابتدا گفتیم "توانایی ساخت". یعنی دانش فنی، سانتریفیوژها، چرخه سوخت. این را خود مسئولان بارها اعلام کردهاند. بعد گفتیم "ابهام راهبردی" یعنی طوری رفتار کنیم که دشمن نداند دقیقا کجا ایستادهایم. بعد قدم نهایی را گفتیم "بازدارندگی هستهای کامل" است. بله. بمب اتم...ما نمیخواهیم بمب را روی سر کسی بیندازیم. ما میخواهیم بمب را آنقدر روی میز بگذاریم که هیچ کس جرأت انداختن هیچ بمبی را روی سر ما پیدا نکند. کره شمالی بمب دارد تا حالا استفاده کرده؟ هند دارد، استفاده کرده؟ پاکستان دارد، استفاده کرده؟ نه. بمب اتم یعنی "صلح از طریق قدرت". بمب اتم یعنی "بازدارندگی". بمب اتم یعنی "کسی به فکر حمله به تو نیفتد".فرق است میان "سلاح آفندی" برای کشتن و "سلاح پدافندی" برای جلوگیری از کشته شدن.
ما بارها گفتیم و باز هم میگوییم: تفاوت"داشتن بمب اتم" و "استفاده از بمب اتم" از زمین تا آسمان است. ما دومی را حرام میدانیم. اما اولی را حق مسلم خود برای دفاع میدانیم. کدام آیه قرآن گفته نمیتوانی چنان قدرتمند شوی که دشمن از تو بترسد؟ کدام فقیهی گفته "نظام بینالملل به شما رحم میکند اگر ضعیف باشید"؟
منتقدان بگویند مگر کشته شدن با بمب اتم، از کشته شدن با هزار بمب دیگر حرامتر است؟ وقتی دشمن هزاران بمب روی سر ما میریزد و رهبرمان را ترور میکند، این کشتار جمعی نیست؟ پس حق دفاع نداریم؟
و اما در پاسخ به کسانی که میگویند فتوای رهبری حرام است میگوییم: ما به فتوای ایشان احترام میگذاریم. اما ایشان خودشان بارها فرمودند" ما به دنبال بمب نیستیم، اما هیچ کس نمیتواند دانش هستهای ما را بگیرد". و اکنون که ایشان به شهادت رسیدند منتظر فتوای رهبر جدیدمان هستیم، اما منطق شما می گوید مطالبه ای نداشته باشیم؟ ما فقط یک واقعیت تلخ را روایت می کنیم: در جهانی که قانون جنگل حاکم است، تنها سلاحی که جلوی متجاوز را می گیرد، سلاحی است که می گوید" اگر بزنی، دیگر نخواهی بود".
باز هم تأکید میکنیم: ما به دنبال گفتوگوی محترمانه و استدلالی هستیم نه برچسب زدن. اگر با ما موافق نیستید بیایید پای بحث. حرف بزنید، قانع کنید. اما به جای "حرام" و "حلال" مطلق نگاه کنید به واقعیت تلخ نظام بینالملل. کشوری که ضعیف باشد خورده میشود. تاریخ این را بارها نشان داده...ما مسلمانیم و به قرآن اعتقاد داریم و قرآن میگوید "قوی" باشید. لذا قوی خواهیم بود به هر قیمت. منتظر پاسخهای منطقی و بدون برچسب شما هستیم...
آرزو زارع عسکری
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از این کوتاهتر و خلاصهتر نمیشد دشمنان اسرائیل رو مشخص کرد
«از سطح خبر تا عمق تحلیل»
🟢 میراث خورشید در شب نبرد؛ خوانشی جامعهشناختی از میراث رضوی در عصر بحران
🔸از منظر جامعهشناسی سیاسی، اقدام مأمون عباسی در تحمیل ولایتعهدی به امام رضا (ع)، نه یک تکریم مذهبی، بلکه یک استراتژی پیچیده برای «ادغام و مهار» بود. مأمون با درک بحران مشروعیت در خلافت عباسی، تلاش کرد تا با کشاندن نماد حقانیت به مرکز قدرت، پتانسیلهای تحولآفرین شیعی را در ساختار خود هضم کرده و تحت نظارت شدید قرار دهد. او میخواست با ایجاد یک «صلح اجباری»، شکوه امامت را در دیوارهای سیاست خود زندانی کند. اما آنچه رقم خورد، حماسهای تاریخی بود؛ امام رضا (ع) از دل آن «تبعید و نظرآرایی»، هویت جدیدی برای یک جغرافیا آفرید و بنبست مأمون را به بزرگراهی برای نفوذ ابدی حقیقت تبدیل کرد.
🔹امروز، ایران عزیز ما در میانه نبردی سنگین، بار دیگر در یک «محاصره راهبردی» قرار گرفته است. دشمن با همان «منطق مأمونی»، بهدنبال محدود کردن کنشگری این ملت و وادار کردن آن به تسلیم در زمین بازی خویش است. اما در این نقطه است که «سرمایه نمادین» و «هویت رضوی» به میدان میآید. پیوند ناگسستنی این خاک با نام امام رضا (ع)، تنها یک باور قلبی نیست، بلکه «دال مرکزی» قدرتی است که اجازه نمیدهد انسجام اجتماعی در برابر تندباد جنگ فرو بپاشد. این هویت، به جامعه ایرانی معنایی فراتر از بقا میدهد؛ معنای «ایستادگی پیروزمندانه». 🇮🇷
🔸در واقع، «ایران امام رضا» توصیف یک «مدل حماسی از کنشگری» است: «شکوفایی در عین محدودیت». همانگونه که حضور غریبانه امام در طوس، آن خاک را به قطب تمدنی و پناهگاه ابدی دلها تبدیل کرد، منطق دفاعی ایران امروز نیز بر همین کیمیاگری استوار است؛ ما آموختهایم که چگونه از دل سختیها، «خودکفایی اقتدارآفرین» بسازیم. این میراث تاریخی به ما نوید میدهد که حتی در وضعیت «فشار حداکثری»، با تکیه بر ریشههای عمیق هویت خود، نه تنها هضم نمیشویم، بلکه موازنه قوا را در قلب بحران تغییر میدهیم. ایران، با تکیه بر این «هویت نفوذناپذیر»، ثابت خواهد کرد که هیچ حصاری تاب ایستادگی در برابر اراده ملتی که خود را تحت عنایت خورشید طوس میبیند، نخواهد داشت. صبح پیروزی از همین افق روشن دمیده است. 🇮🇷✌
🇮🇷 پاینده باد ایرانِ جان🇮🇷
فاطمهالسادات همایونی- دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی
نظریه بازدارندگی از منظر نظریه نومن و فنومن کانت
تا قبل کانت فیلسوفان به دو دسته تجربه گرایان و عقل گرایان تقسیم می شدند
تجربه گرایان می گفتند همه شناخت از تجربه میاد
عقل گرایان می گفتند عقل می تونه مستقل از تجربه به شناخت دقیق برسه
کانت تلاش کرد نشون بده شناخت ما هم از تجربه میاد و هم از ساختار ذهن
اینجا فنومن(پدیدار) مطرح میشه یعنی چیزی که به ما ظاهر میشه ، اون بخشی از واقعیت که ذهن ما اون رو می فهمه
کانت میگه ذهن ما برای فهم تجربه از زمان ، مکان و مقولات عقل استفاده می کنه پس اون چیزی که ما می فهمیم در واقع در قالب ذهن ما هست نه واقعیت اون مطلب
جهان فنومن یعنی جهان تجربی
نومن (ذات اشیا) هم یعنی واقعیت مستقل از ذهن
یعنی اون چیزی که هست حتی اگر ذهن ما اون رو تجربه نکرده
یعنی نومن همان واقعیت اصلی هست نه اون طوری که به ما ظاهر میشه
کانت میگه نومن رو نمیشه شناخت
ذهن ما فقط با فنومن کار می کنه چون ابزار شناخت ما حواس ، زمان ، مکان و عقل فقط برای پدیدارها تنظیم شدن
خلاصه مطالب بالا این است که انسان واقعیت رو همون مدلی که می تونه درک کنه می بینه نه اون طوری که در واقعیت وجود داره
حالا ذات اشیا و پدیدارها چه ربطی به بازدارندگی داره؟
در فرمولی که میلاد براتی عزیز از بازدارندگی ارائه داد این سه مولفه مطرح شد
قدرت×قصد استفاده از قدرت×ارزیابی دشمن از هر دو عنصر
اینجا قدرت همون فنومن یا پدیدار هست مثل جنگنده ، تانک ، تعداد نیروها و غیره
یعنی مواردی که دیده و تجربه میشه
نومن یا ذات اشیا همون قصد استفاده از قدرت هست
دشمن چون نمی دونه واقعا چقدر قدرت داری یا چه ابزار نا شناخته ای داری پس سیاست مداران این ها رو به صورت زبانی بیان می کنن تا برای طرف مقابل تا حدی ملموس بشه و بازتاب داده بشه
در واقع نومن یا ذات قدرت ناپیدا هست فنومن یا پدیدار چیزی هست که دیده میشه
تلفیق این دو رو کانت تطبیق می نامه که به سومین قسمت فرمول بازدارندگی میلاد براتی عزیز با نام ارزیابی دشمن از دو عنصر اول منجر میشه
یعنی یک قدرت که وجود داره و دیده میشه مثل تعداد جنگنده ، ناو ، تانک ، موشک ، نیرو و غیره
یک مواردی هم پنهان هست و دیده نمیشه که رهبران با سخنرانی ، مانور ، ورود و خروج از پیمان ها ، رونمایی بخشی از دستاورها و غیره سعی در نمایش اون قدرت ناپیدا دارند
با ترکیب این دو مورد هست که دشمن به برآورد نهایی شما از قدرت و اراده استفاده ازش می رسه و نتیجه گیری نهایی رو انجام میده که بازدارندگی شما کافی هست یا خیر
محسن حسینی