چند روزی است که در پاسخ به تحلیلهای ما درباره بازدارندگی هستهای پیامهایی دریافت میکنیم که برخی از آنها پر از برچسب و اتهام است. "شما خط فکری غیراسلامی میدهید"، "شما مردم را به سلاح کشتار جمعی دعوت میکنید". خب حرفها را شنیدیم.
بحث را با صحبت شهید خرازی رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ( که در جنگ اخیر به شهادت رسیدند) آغاز میکنم...ایشان به صراحت اعلام کرده بودند:"ایران توانایی لازم برای ساخت سلاح هستهای را دارد و اگر تهدیدی وجودی بشود دکترین هستهای خود را تغییر خواهد داد." این جمله را کسی گفته که جان خود را در راه این نظام فدا کرده است. حالا سوال ما این است: آیا به شهید خرازی هم میگویید "خط فکری غیراسلامی داشت"؟ آیا او هم مردم را به سلاح کشتار جمعی دعوت میکرد؟ پاسخ دهید...
اما برویم سراغ اصل ماجرا...برخی دوستان بدون هیچ دلیل و استدلالی به ما برچسب "ضد دین" میزنند.
ما واقع گرا هستیم می گوییم حقیقت وجود دارد و آن "قدرت" است. این عین حرف قرآن است"هرچه در توان دارید از قدرت برای مقابله با دشمن آماده کنید". به ما بگویید امروز در این جهان، قویترین و بازدارندهترین ابزاری که دشمن از آن میترسد چیست؟ اگر جواب میدهید با ما بحث کنید نه با برچسب.
ما قدم به قدم با شما حرف زدیم... ما ابتدا گفتیم "توانایی ساخت". یعنی دانش فنی، سانتریفیوژها، چرخه سوخت. این را خود مسئولان بارها اعلام کردهاند. بعد گفتیم "ابهام راهبردی" یعنی طوری رفتار کنیم که دشمن نداند دقیقا کجا ایستادهایم. بعد قدم نهایی را گفتیم "بازدارندگی هستهای کامل" است. بله. بمب اتم...ما نمیخواهیم بمب را روی سر کسی بیندازیم. ما میخواهیم بمب را آنقدر روی میز بگذاریم که هیچ کس جرأت انداختن هیچ بمبی را روی سر ما پیدا نکند. کره شمالی بمب دارد تا حالا استفاده کرده؟ هند دارد، استفاده کرده؟ پاکستان دارد، استفاده کرده؟ نه. بمب اتم یعنی "صلح از طریق قدرت". بمب اتم یعنی "بازدارندگی". بمب اتم یعنی "کسی به فکر حمله به تو نیفتد".فرق است میان "سلاح آفندی" برای کشتن و "سلاح پدافندی" برای جلوگیری از کشته شدن.
ما بارها گفتیم و باز هم میگوییم: تفاوت"داشتن بمب اتم" و "استفاده از بمب اتم" از زمین تا آسمان است. ما دومی را حرام میدانیم. اما اولی را حق مسلم خود برای دفاع میدانیم. کدام آیه قرآن گفته نمیتوانی چنان قدرتمند شوی که دشمن از تو بترسد؟ کدام فقیهی گفته "نظام بینالملل به شما رحم میکند اگر ضعیف باشید"؟
منتقدان بگویند مگر کشته شدن با بمب اتم، از کشته شدن با هزار بمب دیگر حرامتر است؟ وقتی دشمن هزاران بمب روی سر ما میریزد و رهبرمان را ترور میکند، این کشتار جمعی نیست؟ پس حق دفاع نداریم؟
و اما در پاسخ به کسانی که میگویند فتوای رهبری حرام است میگوییم: ما به فتوای ایشان احترام میگذاریم. اما ایشان خودشان بارها فرمودند" ما به دنبال بمب نیستیم، اما هیچ کس نمیتواند دانش هستهای ما را بگیرد". و اکنون که ایشان به شهادت رسیدند منتظر فتوای رهبر جدیدمان هستیم، اما منطق شما می گوید مطالبه ای نداشته باشیم؟ ما فقط یک واقعیت تلخ را روایت می کنیم: در جهانی که قانون جنگل حاکم است، تنها سلاحی که جلوی متجاوز را می گیرد، سلاحی است که می گوید" اگر بزنی، دیگر نخواهی بود".
باز هم تأکید میکنیم: ما به دنبال گفتوگوی محترمانه و استدلالی هستیم نه برچسب زدن. اگر با ما موافق نیستید بیایید پای بحث. حرف بزنید، قانع کنید. اما به جای "حرام" و "حلال" مطلق نگاه کنید به واقعیت تلخ نظام بینالملل. کشوری که ضعیف باشد خورده میشود. تاریخ این را بارها نشان داده...ما مسلمانیم و به قرآن اعتقاد داریم و قرآن میگوید "قوی" باشید. لذا قوی خواهیم بود به هر قیمت. منتظر پاسخهای منطقی و بدون برچسب شما هستیم...
آرزو زارع عسکری
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 از این کوتاهتر و خلاصهتر نمیشد دشمنان اسرائیل رو مشخص کرد
«از سطح خبر تا عمق تحلیل»
🟢 میراث خورشید در شب نبرد؛ خوانشی جامعهشناختی از میراث رضوی در عصر بحران
🔸از منظر جامعهشناسی سیاسی، اقدام مأمون عباسی در تحمیل ولایتعهدی به امام رضا (ع)، نه یک تکریم مذهبی، بلکه یک استراتژی پیچیده برای «ادغام و مهار» بود. مأمون با درک بحران مشروعیت در خلافت عباسی، تلاش کرد تا با کشاندن نماد حقانیت به مرکز قدرت، پتانسیلهای تحولآفرین شیعی را در ساختار خود هضم کرده و تحت نظارت شدید قرار دهد. او میخواست با ایجاد یک «صلح اجباری»، شکوه امامت را در دیوارهای سیاست خود زندانی کند. اما آنچه رقم خورد، حماسهای تاریخی بود؛ امام رضا (ع) از دل آن «تبعید و نظرآرایی»، هویت جدیدی برای یک جغرافیا آفرید و بنبست مأمون را به بزرگراهی برای نفوذ ابدی حقیقت تبدیل کرد.
🔹امروز، ایران عزیز ما در میانه نبردی سنگین، بار دیگر در یک «محاصره راهبردی» قرار گرفته است. دشمن با همان «منطق مأمونی»، بهدنبال محدود کردن کنشگری این ملت و وادار کردن آن به تسلیم در زمین بازی خویش است. اما در این نقطه است که «سرمایه نمادین» و «هویت رضوی» به میدان میآید. پیوند ناگسستنی این خاک با نام امام رضا (ع)، تنها یک باور قلبی نیست، بلکه «دال مرکزی» قدرتی است که اجازه نمیدهد انسجام اجتماعی در برابر تندباد جنگ فرو بپاشد. این هویت، به جامعه ایرانی معنایی فراتر از بقا میدهد؛ معنای «ایستادگی پیروزمندانه». 🇮🇷
🔸در واقع، «ایران امام رضا» توصیف یک «مدل حماسی از کنشگری» است: «شکوفایی در عین محدودیت». همانگونه که حضور غریبانه امام در طوس، آن خاک را به قطب تمدنی و پناهگاه ابدی دلها تبدیل کرد، منطق دفاعی ایران امروز نیز بر همین کیمیاگری استوار است؛ ما آموختهایم که چگونه از دل سختیها، «خودکفایی اقتدارآفرین» بسازیم. این میراث تاریخی به ما نوید میدهد که حتی در وضعیت «فشار حداکثری»، با تکیه بر ریشههای عمیق هویت خود، نه تنها هضم نمیشویم، بلکه موازنه قوا را در قلب بحران تغییر میدهیم. ایران، با تکیه بر این «هویت نفوذناپذیر»، ثابت خواهد کرد که هیچ حصاری تاب ایستادگی در برابر اراده ملتی که خود را تحت عنایت خورشید طوس میبیند، نخواهد داشت. صبح پیروزی از همین افق روشن دمیده است. 🇮🇷✌
🇮🇷 پاینده باد ایرانِ جان🇮🇷
فاطمهالسادات همایونی- دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی
نظریه بازدارندگی از منظر نظریه نومن و فنومن کانت
تا قبل کانت فیلسوفان به دو دسته تجربه گرایان و عقل گرایان تقسیم می شدند
تجربه گرایان می گفتند همه شناخت از تجربه میاد
عقل گرایان می گفتند عقل می تونه مستقل از تجربه به شناخت دقیق برسه
کانت تلاش کرد نشون بده شناخت ما هم از تجربه میاد و هم از ساختار ذهن
اینجا فنومن(پدیدار) مطرح میشه یعنی چیزی که به ما ظاهر میشه ، اون بخشی از واقعیت که ذهن ما اون رو می فهمه
کانت میگه ذهن ما برای فهم تجربه از زمان ، مکان و مقولات عقل استفاده می کنه پس اون چیزی که ما می فهمیم در واقع در قالب ذهن ما هست نه واقعیت اون مطلب
جهان فنومن یعنی جهان تجربی
نومن (ذات اشیا) هم یعنی واقعیت مستقل از ذهن
یعنی اون چیزی که هست حتی اگر ذهن ما اون رو تجربه نکرده
یعنی نومن همان واقعیت اصلی هست نه اون طوری که به ما ظاهر میشه
کانت میگه نومن رو نمیشه شناخت
ذهن ما فقط با فنومن کار می کنه چون ابزار شناخت ما حواس ، زمان ، مکان و عقل فقط برای پدیدارها تنظیم شدن
خلاصه مطالب بالا این است که انسان واقعیت رو همون مدلی که می تونه درک کنه می بینه نه اون طوری که در واقعیت وجود داره
حالا ذات اشیا و پدیدارها چه ربطی به بازدارندگی داره؟
در فرمولی که میلاد براتی عزیز از بازدارندگی ارائه داد این سه مولفه مطرح شد
قدرت×قصد استفاده از قدرت×ارزیابی دشمن از هر دو عنصر
اینجا قدرت همون فنومن یا پدیدار هست مثل جنگنده ، تانک ، تعداد نیروها و غیره
یعنی مواردی که دیده و تجربه میشه
نومن یا ذات اشیا همون قصد استفاده از قدرت هست
دشمن چون نمی دونه واقعا چقدر قدرت داری یا چه ابزار نا شناخته ای داری پس سیاست مداران این ها رو به صورت زبانی بیان می کنن تا برای طرف مقابل تا حدی ملموس بشه و بازتاب داده بشه
در واقع نومن یا ذات قدرت ناپیدا هست فنومن یا پدیدار چیزی هست که دیده میشه
تلفیق این دو رو کانت تطبیق می نامه که به سومین قسمت فرمول بازدارندگی میلاد براتی عزیز با نام ارزیابی دشمن از دو عنصر اول منجر میشه
یعنی یک قدرت که وجود داره و دیده میشه مثل تعداد جنگنده ، ناو ، تانک ، موشک ، نیرو و غیره
یک مواردی هم پنهان هست و دیده نمیشه که رهبران با سخنرانی ، مانور ، ورود و خروج از پیمان ها ، رونمایی بخشی از دستاورها و غیره سعی در نمایش اون قدرت ناپیدا دارند
با ترکیب این دو مورد هست که دشمن به برآورد نهایی شما از قدرت و اراده استفاده ازش می رسه و نتیجه گیری نهایی رو انجام میده که بازدارندگی شما کافی هست یا خیر
محسن حسینی
11.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔻منتشر شد
ترانه بسیار زیبای آفریقایی برای جنگ ایران
زادگاه شیران✌️
بخش 1️⃣
این مدت انواع چرخه ها را کشف کردیم!
چرخه: مذاکره جنگ مذاکره جنگ
چرخه:جنگ،گرانی،اغتشاشات،جنگ
چرخه:مذاکره،غافلگیری،ترور،جنگ،مذاکره غافلگیری ترور جنگ
چرخه: نه به مذاکره،فشار امریکا،قبول مذاکره،شکست مذاکره،نه به مذاکره،فشار،قبول مذاکره
هر طور که دلتان بخواهد میتوانید چرخه جدیدی را از اتفاقات ایران بیرون بیاورید!
بخش 2️⃣
شده ایم شبیه فیلمهای علمی تخیلی هالیوودی!
ار آن فیلمها که "یک روز دائما تکرار میشود"
جالب اینجاست که در این نوع فیلمها این چرخه تکراری را به عنوان بزرگترین کابوس نوع بشر نشان میدهند! خصوصا اگر در آن یک روز تراژدی ای رخ دهد و باید هر روز با آن روبرو شد!
در ادبیات مذهبی نیز آورده اند که در آخرت،مثلا آنکس که خودکشی کرده است به تعداد بی نهایتی یک مجازات دائما برایش تکرار میشود ....
یا حتی در اسطوره ها،اسطوره سیزف را داریم که به مجازات خدایان باید سنگی را تا بالای کوه ببرد و هر بار که سنگ بالا میرسد سنگ به پایین می غلتد و دوباره باید برود سنگ را بالا بیاورد و تکرار این چرخه!
بخش 3️⃣
⚫️خب! انگار زندگی ما ایرانی ها هم شبیه فیلمهای هالیوودی یا مجازات آخرت یا همچون اسطوره سیزف شده است و در تکرار یک چرخه دائمی گیر کرده ایم.
و در این چرخه است که هر بار ما آرامش روانی و تسلط روحی خودمان را از دست میدهیم و کوچک و کوچک تر میشویم!
چه باید کرد؟ جدا چه باید کرد؟
آیا راه حلی هست؟ آیا میتوان ار این چرخه لعنتی رها شد؟
⛔️چطور باید این چرخه را شکست؟
1️⃣یک راه پذیرش است! پذیرش سرنوشت خود
اینکه ما همین هستیم.راه دیگری نبست، چاره ای نیست،باید همین را بپذیریم و با این پذیرش زندگی را ادامه بدهیم.
2️⃣یک راه دیگر امید به آمدن یکمنجی و نجات از بیرون است.منجی ای بیاید تا ما را آرین چرخه تکراری منحوس نجات بدهد.