قدرت ،برتری می آورد
و قدرت مطلق، برتری مطلق!
اما غرب به من خاورمیانه ای آموزش میدهد که:
قدرت فساد می آورد
و قدرت مطلق فساد مطلق!
خودش اما به سراغ کدام میرود؟
به سراغ قدرت و قدرت مطلق!
من را میفرستد دنبال نخود سیاه!
خودش میرود سراغ اصل جنس!
یه چیزی که به ما توی این ۵۰ ،۱۰۰ سال اخیر ضربه زد همین هایی بودن که فرستادیم برن غرب تحصیل کنند.
اینا رفتن مثلا علوم سیاسی خوندن!
توی اروپا! توی انگلیس روابط بین الملل خوندن!
چه زمانی؟
بعد از جنگ جهانی دوم!
زمانی که اروپا ۲تا جنگ رو پشت سر گذاشته بود.
تجربه رهبر کاریزماتیک رو دیده بود که میشه هیتلر!
در حال جنگ سرد با شوروی ای بود که رهبر کاریزماتیکش یکی بود مثل استالین!
اروپای خسته از جنگ!
اروپای خسته از تمرکز قدرت!
اروپای خسته از موازنه قدرت!
خب خیال میکنید این اروپا توی دانشگاهش میاد چی یاد میده؟
میاد درباره قدرت چی یاد میده؟
میگه برید قوی بشید؟؟؟
⛔️نه! معلومه که نه!!!
🔹️موضوع اصلی این اروپا صلح میشه!
🔹️موضوع اصلی این اروپا همکاریه نه نزاع!
🔹️موضوع اصلی این اروپا میشه مذاکره!
حل مشکلات از طریق مذاکره نه جنگ و قدرت!
🔹️موضوع اصلی این اروپا میشه سازمانهای بین المللی!
🔹️موضوع اصلی این اروپا میشه ،قانون! حقوق بین الملل! هنجارهای بین المللی!
خب اونوقت دیپلمات و وزیر و رئیس جمهور ونماینده مجلس و حتی استاد دانشگاه تو میره توی این فضا علوم سیاسی و روابط بین الملل و حقوق و ازین چیزها میخونه!
در واقع میره چی میخونه؟
موضوعات اصلی اونها رو ،دغدغه اصلی اونها رومیخونه!
بعد برمیداره میاره همونا رو توی ایرانی که وسط خاورمیانه است! میخواد اجرا کنه!
بابا اصلا منطقه فرق داره!
دغدغه فرق داره!
موضوع فرق داره
سیاست فرق داره
مثل اینه بخوای درخت و گیاه های اروپایی رو بیاری توی کویر های ایران بکاری!
این درخت میوه میده؟ اصلا جواب میده؟ زنده میمونه؟
⛔️ حتی یک نفر از اینهایی که پاشدن رفتن توی این دانشگاه ها درس خوندن اندازه یه آجری که یه کارگر روی آجر دیگه گذاشته به این کشور خدمت نکردن!
نه که نخوان! اصلا نمیتونن!
ذهنشون جای دیگه است.
این همه سال که مقام معظم رهبری روی علوم بومی تاکید میکرد یک دلیلش چی بود؟
یک دلیلش همین چیزایی بود که میدید!
اگه میگفت علم رو بومی کنید یک برداشت همینی میشه که من دارم میگم....
ما اول باید بیایم ببینیم ازین علم سیاست کدوم نظریه ها،کدوم مکتبها با وضعیت ما تطابق بیشتری داره.
بعد باید بیاریم اینها رو با وضعیت ایران دقیق مطابقت بدیم و به روز کنیم.
حتما نیازی نیست بریم "روابط بین الملل اسلامی" بسازیم.
اول باید بریم ببینیم با این وضعیتی که ما داریم کدوم شاخه و نظریه ها بدردمون میخوره.
این کاری هست که فی الفور باید انجام بدیم.
حالا خودمون توی تاریخمون,توی مذهبمون توی اسلام یک سری تجربه ها و داشته ها داریم.
یک گنجینه بزرگ داریم.
آقا بخدا عجیبه! این جزو عجایب هست که ما ایرانیا ۳هزار سالللل سابقه دولت و سیاست داریم!
همیشه همجزو کشورهای بین المللی بودیم که در سیاست و نظم جهان اثر داشتیم.
حتی در ضعیفترین وضع خودمون!
اما ازین تجربه یه کتاب! یه جزوه ۱۰۰ صفحه ای حتی درنیامده!
که ما ایرانیا چه مدل سیاست خارجی ای داشتیم و باید داشته باشیم....
این خیلیییی عجیبه بخدا خیلی عجیبه!
خب ازین تجربه وتاریخ و آموزه ها هم باید استقاده کنیم.
بیایم یک علوم سیاسی،یک علم روابط بین الملل کارآمد برا خودمون بسازیم.
این روابط بین المللی که توی دانشگاه های ما تدریس میشه
این دیپلماسی ای که توی وزارت خارجه ما و دانشگاهش تدریس میشه ازش همینی در میاد که دارید میبینید!
به لعنت خدا هم نمی ارزه!
ما باید تکلیف رومشخص کنیم!
اگه از علم روابط بین الملل مذاکره و همکاری میخوایم.تهش میشه همینی که الان داریم.
که فقط ازش "بدیم بره" در میاد!
فرق زیادی هم نداره ها! توی این مدل عراقچی و ظریف و علی باقری کنی تهش ۵درصد با هم فرق داشته باشن در نتیجه!
اما اگه از روابط بین الملل،از دیپلماسی یه نوع سیاست ورزی میخوایم که کمک دهنده به "قدرت ایران" و یک "ایران قوی" باشه باید تغییرات ایجاد کنیم.
و اونوقت خواهید دید چطور دیپلمات های ما عین نظامیان ما تکمیل کننده پازل "ایران قوی" خواهند بود.
پیام ارسالی یکی از شما عزیزان درباره مطلب بالا که نوشتم:
من خودم دانشجوی علوم سیاسی ام، و تمام نقدها و صحبتهای که میکنید با پوست و گوشت استخون متوجه میشم و درک میکنم. کاش امثال همفکر شما کرسی استادی علوم سیاسی و روابط رو توی دانشگاه ها به دست بگیرن.
من از روز اول وقتی اساتید (که همگی اروپا و آمریکا درسخونده هستن) رو میدیدم به وضوح متوجه این تناقضهای نظری و عملی میشدم و وقتی بیان میکردم فقط سرکوب میشدم و بهم گفته میشد چون فلانی استاده و دانشگاه کلمبیای نیویورک درس خونده پس خیلی بیشتر از تو متوجه میشه و تو باید فقط چشم و گوش بسته موافقت کنی، متاسفانه این یکی از بزرگترین معضل های امروز رشتهی ما و جامعهی علوم انسانی ماست، بچه های که مثل نوار کاست خام هستند و اساتید هرطوری که دوست دارن و میخوان پر شون میکنن و از یکجای به بعد دیگه حتی اگر واقعیت رو هم ببینین قبول نمیکنن چون الگوی اونا که یک استاد لندن درسخونده ست میگه سیاست ما باید بدیم بره باشه تا به اقتصاد جهانی متصل بشیم مثل عربستان، و کشورهای مثل عربستان و امارات و ترکیه رو برای بچه ها کشور ایدهآل نشون میدن و مدام میگن باید از عربستان و ترکیه یاد گرفت :))
انقدر از حجم این تناقضات به ستوه اومده بودم و تماما سرکوب میشدم که فکر میکردم مناسب این رشتهی غرب زده و ایران نشناخته نیستم ولی از وقتی با شما آشنا شدم و صحبتهاتون میخونم، میبینم تناقض های من که توی کلاس درس و محیط دانشکده برام به وجود میاد کاملاً عادیه و انگاری درستش همینه که آدم دغدغه ش این چیزا باشه.
(من تا قبل آشنایی با شما بهشدت برای ادامه تحصیل دنبال دانشکده وزارت خارجه بودم از وقتی شما رو دیدم فهمیدم اگر نخوام از حجم تناقض بیشتر از این پاره پوره بشم بهتره به هیچ عنوان سمت این دانشکده نرم😂.)
فقط خواستم پیام بدم و بهتون بگم، خیلی ممنونم که فعالیت میکنید، لطفا هیچوقت ناامید نشید و پرقدرت توی مسیرتون ادامه بدید انشاءالله که به درجات عالی برسید، و من و امثال من بیشتر بتونیم از صحبت هاتون استفاده کنیم.🙏🏻
🔴وزارت خارجه:
سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه در ادامه رایزنیهای دیپلماتیک با کشورهای مختلف، امروز سهشنبه به پکن سفر میکند.
در یک سیاست ورزی حرفه ای! صرفا نباید از قدرت استقاده کرد!
بلکه استفاده از ضعف ها هم به اندازه استفاده از قدرت برای دولتهای متوسط اهمیت داره!
برای کشوری با اندازه قدرت ایران ما باید:
آنجا که میتوانیم از قدرت خودمون استفاده کنیم.
☑️اما آنجا که ضعف داریم،ضعف خودمون رو هم بفروشیم! ضعف خودت رو باید با منافع حیاتی و نیاز دیگران پیوند بزنی!
طوری که اگر تو ضربه خوردی دیگری هم منافعش به شدت آسیب ببینه....
✅️اونوقت خواهی توانست از نقطه ضعفت هم قدرت بسازی!
🔷 تقابل «دولت تمدنی» و «دولت شرکتی»؛ ریشههای جامعهشناختی نبرد در فجیره
📝 از منظر جامعهشناسی سیاسی، حملات اخیر به فجیره و تثبیت حکمرانی ایران بر تنگه هرمز را نباید صرفاً یک کنش نظامی دید؛ بلکه این رخداد تجلی اصطکاک میان دو الگوی متفاوت از مفهوم «دولت» و «امنیت» در خلیج فارس است.
1⃣ بحران اعتبار در «دولتهای گلخانهای»
دولتهایی مانند امارات بر اساس الگوی «دولت شرکتی» بنا شدهاند؛ ساختارهایی که مشروعیت خود را نه از هویت تاریخی یا قدرت درونی، بلکه از «جذب سرمایه» و «برندینگ امنیتی» میگیرند. در این الگو، امنیت یک کالا است که باید خریداری شود. وقتی پهپادها و موشکها قلب فجیره را هدف قرار میدهند، در واقع «برند امنیت» این دولتها فرو میریزد. از دیدگاه جامعهشناسی سیاسی، این حملات لرزه بر قرارداد اجتماعی میان حاکمان و شهروندان (و سرمایهگذاران) این کشورها میاندازد؛ قراردادی که میگوید: «سیاست را به ما بسپارید و ما برای شما رفاه و امنیت ویترینی فراهم میکنیم.»
2⃣ گذار ایران به «حاکمیت قلمروگرا»
در مقابل، ایران در حال بازتعریف خود به عنوان یک «دولت تمدنی» است که امنیت را نه یک کالای وارداتی، بلکه امتدادِ اراده ملی و تاریخی خود میداند. حکمرانی بر هرمز و حمله به فجیره، نشانی از گذار جامعه سیاسی ایران از فاز «تدافع مرزی» به فاز «تعیین قواعد بینالمللی» است. این کنش نشاندهنده یک بلوغ در جامعهشناسی قدرت ایران است؛ جایی که حاکمیت دیگر به دنبال شناسایی شدن توسط قدرتهای جهانی نیست، بلکه خود به دنبال «تعریف واقعیت» در منطقه است.
3⃣ تضاد امنیت درونزا و امنیت عاریهای
واقعه فجیره نشان داد که در تضاد میان «جغرافیای سخت» (ایران) و «اقتصاد سیال» (امارات)، در نهایت این جغرافیا و قدرت سخت است که قواعد بازی را دیکته میکند. جامعهشناسی سیاسی این حملات به ما میگوید که پیوند زدن امنیت به بازیگران فرامنطقهای، یک «امنیت عاریهای» ایجاد کرده که در لحظه بحران، به جای حفاظت، به عامل تحریک تبدیل میشود. ایران با این اقدامات، لایه کاذب امنیت در بنادر امارات را کنار زد تا واقعیت قدرت را به رخ بکشد.
4⃣ بازآرایی سلسلهمراتب قدرت در منطقه
این حملات، سلسله مراتب سنتی قدرت را که بر اساس دلارهای نفتی و خریدهای تسلیحاتی تنظیم شده بود، به چالش میکشد. کنشگری ایران در فجیره، پیامی جامعهشناختی به نخبگان سیاسی منطقه دارد: «ثروت بدون قدرت ملی، در برابر اراده معطوف به هدف، به شدت آسیبپذیر است.» این رخداد میتواند منجر به یک چرخش در تفکر نخبگان عرب شود؛ چرخشی از غربگرایی مطلق به سمت واقعگرایی منطقهای و پذیرش ایران به عنوان «قطب اصلی نظم».
🔸 نتیجهگیری:
نبرد در فجیره، تنها نبرد موشکها نیست؛ نبرد ارادهها برای تعریف «نظم آینده» است. در این تقابل، شکاف میان ادعاهای مدرن دولتی مثل امارات و واقعیتهای سخت ژئوپلیتیک ایران، در حال تغییر دادن فرهنگ سیاسی و نگاه جامعه جهانی به موازنه قدرت در غرب آسیاست.
🇮🇷 پاینده باد ایرانِ جان🇮🇷
فاطمهالسادات همایونی- دانشجوی دکتری جامعهشناسی سیاسی