دوران دبیرستان گذشت
کنکور ریاضی دادم فقط به این امید
که دانشگاه دولتی قبول بشم
آزاد هزینه هاش زیاد بود
بعدا کار هم سخت گیر میومد
آخه دانشگاه فرهنگیان از همون اول کار
حقوق میداد و سربازی هم نمیرفتم
راستش اولش فقط به خاطر همین
زدم فرهنگیان و بیخیال مهندسی
شدم با اینکه رتبم خیلی خوب بود
خیلی خوشحال بودم
از اینکه دیگ کارگری تموم شد 😍
سال ۹۳
رفتم دانشگاه چون میدونستم ماهی ۳۰۰
هزار تومن حقوق دارم یه وام ۲۰ تومنی
گرفتم و یه پراید مدل ۸۸ گرفتم
۹ میلیون تومن
قسطم ۶۰۰ تومن بود
یه کوچولو تاکسی تلفنی کار میکردم
قسطمو دادم
من یه پراید ۸۸ داشتم
یه شغل معلمی
و دیگر هیچ
اما من اینو نمیخواستم 😊
رفتم انواع شغل هارو بررسی کردم
پرورش قارچ
پرورش دام و طیور
تولیدی میوه خشک
تولیدی باکس هدیه
و در آخر یه کاری انتخاب کردم 😑
اولش خوب بود ....
جوجه غاز 1 روزه میفروختیم
خوشحال بودم دارم کار تولیدی میکنم
تو این کار تخصص نداشتم
دیگ جواب نمیداد ....
این یکی نشد که بشه
منم باید میرفتم مدرسه
ولی یه اعتقاد قلبی داشتم
تو دل هر چالشی یه فرصت هست
هر چیزی که منو نکشته قوی ترم میکنه
یه کار دیگ باید شروع میکردم
من یک کارمند بودم ...
اما ذهنیت کارمندی نداشتم
دنبال حقوق آب باریکه کارمندی نبودم
یه روز یکی از دوستام باهام تماس گرفت
پیشنهاد یه کاریو بهم داد
پیشنهادش این بود...
یه خانومی تو تلگرام داره محصولات گیاهی درمانی میفروشه
شامپو و کرم های گیاهی
خیلی ها رضایت دارن از محصولش
ما میتونیم این محصولاتو
تو اینستاگرام بفروشیم
من چون از قبل این سبک آموزش هارو
میدیم گفتم اوکی یه چیزایی بلدم
و شروع کردیم
ما با اون خانوم صحبت کردیم ..
که فقط عکس محصولات و توضیحات
محصولاتو برامون بفرسته و ما مشتری
که گرفتیم سفارشو میفرستیم خودتون ارسال کتید ....
یه جورایی بدون سرمایه خرید محصول
بدون انبار کردن محصولات
بدون ریسک
بدون دغدغه های ارسال
ماشروع کردیم .....
پیج اینستاگرام عطار باشی
ایجاد شد.