هدایت شده از ָ࣪ 𝗌𝗍𝖺𝗋𝗀𝗂𝗋𝗅 ’𝗌 ✮ 𝅄 ׄ
یکی از فانتزیام ، رفتن به پشتِ بوم توی نیمههای شب با یه شخص رندومه. از اون قرارایی که نمیفهمی داری چیکار میکنی و فقط کل زندگیت رو یه شبه براش تعریف میکنی. اونم سیگارشو روشن میکنه و میگه ” توهم میخوای ؟ “ و اون میشه اولین باری که سیگار میکشی ، اونموقع میشی دخترِ بابا.
هدایت شده از 🍓
تا چایی دم بکشد به خود فکر میکنم ، به حرف های زده نشده به ادم هایی که از من گذر کرده بودند ، به حرف هایی که قلبم را ترک انداختند و کار هایی که بخاطر خجالت انجام ندادم
همیشه دلم میخواست به او بگویم که چقدر دوستش دارم و اگر پایش بیوفتد برایش جان میدهم همیشه میخواستم بدانی که چقدر برای مهمی ولی هیچوقت درک نکردی ، نه مرا نه عشقی که به تو داشتم
گذر کردی از من و تمام ان دوستت دارم هایی که درمیان بحث به من میگفتی گذر کردی از تمام بوسه های ناگهانی گذر کردی از شببخیر های پر عشق گذر کردی از من. رفتی اما بغل یک دیگر خانه امن تو بود؟
ان روز در خیابان هنگامی که از کنار دو رهگذر رد شدم ان دو نگاهی به من انداختند و خندیدند ، انها نفهمیدند که من هنوز دارم به این فکر میکنم که من انقدر زشت و مسخره هستم که یک ادم نتواند در مقابل من خنده اش را کنترل کند هنوزم که هنوز است در مقابل اینه خودرا لعنت میکنم که چرا نمیتوانم مثل انها زیبا باشم .
چرا هیچوقت نمیتوانم در یک مکان عمومی دوربین گوشیم را بالا بیارم و عکسی بگیرم چرا نمیتوانم با ادم هایی که در ان باشگاه بودند ارتباط بگیرم چرا انقدر پیدا کردن دوست در شهر خودم برایم سخت است
چرا نمیتوانم عادی باشم چرا وقتی با یکی صمیمی میشوم سریع از من فاصله میگیرد و هزاران چرا های دیگر
فکر و خیال بس است ، این چایی تمام مشکلات را برای چند دقیقه از بین میبرد
هدایت شده از 😾بیو رو چک کنیدughh
حس میکنم باید چرخه خوابمو درست کنم تا یهو سرو کله ی تایلر پیدا نشده