eitaa logo
نفور«𝐄𝐭𝐫𝐞𝐧𝐚»
103 دنبال‌کننده
20 عکس
8 ویدیو
0 فایل
سلام علیکم🤝 رمان تقدیر بی هوا.. داستان دختری به نام زهرا که دانشجو دندون پزشکیه و ارزو های بزرگی داره ولی.....✨✨ رمان افسانه تینار ... داستان یه گرگینه نوجوان که کلی اتفاق براش میافته ...🐺🪽🍂 کپی؟فور زیبا تره🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از گسترده ۳ ساعته دریا🩷
+ نگاه کن بهم دختر جون!! از بابات شنیدم خوشِت نمیاد که عقد من بشی. اره؟ هقی زدم و گفتم: - ن.. نه.. اینطور نیست.. آقا پوزخندی زد و خیره به صورتم لب زد: + آها ؛ پس دوست داری به عقد من در بیای! مگه نه؟! حرف بزن ضعیفه. دِ یــالا! با صدای فریادش از جا پریدم که غرید: + یادت باشه تو داری عقدِ بی رحم ترین وکیل این شهر میشی. فهمیدی؟! و یهو نگاهش به چشمام افتاد که ..😋📵💋🔥 https://eitaa.com/joinchat/757859521Caef8616504 رمان ″دو‌چهره‌انتقام″ برگشت به ایتا📵
هدایت شده از گسترده ۳ ساعته دریا🩷
_ طبیعی زایمان میکنی! من به عنوان شوهرت اینطوری میخوام! + من دوتا بچه رو چطوری طبیعی به دنیا بیارم؟! تازه وزنشونم سنگینه اروند دوباره با جدیت گفت _ من از رد بخیه خوشم نمیاد! دندونامو روی هم فشار دادم و یهویی جیغ زدم: وای! بچه‌ها دارن دنیا میان! اروند بهت‌زده به من که از درد به خودم می‌پیچیدم نگاه کرد و هول شده سمتم دوید: غلط کردم! هنوز سه ماه مونده با گریه گفتم: پس سزارین؟ اروند سر تکون داد: باشه عزیزم هرجور تو بخوای یهویی اشکامو پاک کردم و با لبخند گفتم _ پس قول دادی! سه ماه دیگه سِزا! https://eitaa.com/joinchat/757859521Caef8616504