eitaa logo
اتفاق
217 دنبال‌کننده
227 عکس
388 ویدیو
1 فایل
ا:اولین گروه🍂ت:تئاتر🍂ف:فرهنگیان🍂ا:استان ق:قم تئاترها: نذر دیدار رستاخیززنان عطرمریم انکار آفتاب پناه شیدای امین معادلات مغرمامان سجاده سخاوت اتاق فرار دالان خونین رزرو:09355661232 آیدی @yazahra0404 ارسال نظرات👇 @Yakhadijatalgharra لینک کانال👇
مشاهده در ایتا
دانلود
10.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📺اجراشون پر از یادگیری و پند آموز بود. کلاس هفتم در مورد قافیه ها میخونیم و در تئاترهم بود. https://eitaa.com/ettefagh
کله ی صبح ساعت ۶:۳۰،باید راه می افتادیم به سمت کهک،دبیرستان حضرت فاطمه الزهرا 😍. جای شما سبز همراه با بچه های خوبش از ته دل خندیدیم و..... ذوق کردیم و کل کشیدیم، آمدن بانویمان را به شهرقم و اشک ریختیم رحلتشان را. پرچم متبرک حرم هم پایان تئاتر بوسه گاه بچه ها شد.😘 https://eitaa.com/ettefagh
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙تئاتر«عطرمریم» یک تئاتر فرا زمانی و فرا مکانیست که تنها برای یک مناسبت خاص نیست.... ✨این جمله را خانم موسوی معاون پرورشی دبیرستان فاطمه الزهرا گفتند. ⚡️برای هماهنگی‌های اجرا خیلی صبوری کردند اما نهایتاً خدا توفیق داد و توانستیم «عطرمریم» را در این دبیرستان اجرا کنیم. https://eitaa.com/ettefagh
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙نظر دانش آموزان پر انرژی دبیرستان فاطمه الزهرا کهک😍😍 https://eitaa.com/ettefagh
7.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز صبح هم «عطرمریم» در هیئت بنات الزهرا اجرا شد🍀 🎙من خواهر کوچیکه رو دوست داشتم☺️ قسمت های مربوط به رحلت و همچنین بخش های طنز کار رو خیلی دوست داشتم. https://eitaa.com/ettefagh
میزان نشاط بچه ها رو در خلال گزارش ها ببینید.... کار کردن برای این بچه ها آدم رو همیشه جوون نگه می‌داره😍
7.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙اینکه بازیگران مدام لباس عوض میکردن برام جذاب بود😁😍. من «ماه بانو» رو دوست داشتم....و «عالیه» که فارغ از دنیا بود.🤣 https://eitaa.com/ettefagh
به قول یکی از مخاطبین، «عالیه» نسل zدر سال۲۰۱ هجری بوده😆
برای «هیئت بنات الزهرا» در خیابان« سمیه» اجرا رفتیم... گل دخترهای کم سن تری هم در سالن بودند و در جریان قصه قرار گرفتند. ان شاءالله مصاحبه هاشونو در کانال قرار میدیم.
4.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میزبانی که سه بار گروه اتفاق را دعوت به اجرا کرد.😍 https://eitaa.com/ettefagh
رفته بودیم زندان برای اجرای تئاتر «عطر مریم». همیشه همراهی زندانیان فوق العاده بوده.... آخر اجرا دعا کردیم: «به حق پدرحضرت معصومه(س)، موسی بن جعفر که خودشان طعم دربند بودن را چشیده اند،که در اجرای بعدی هیچ کدام از مخاطبین تکراری نباشند و همه آزاد شده باشند.» اشک ریختند و آمین گفتند و بازیگران را در آغوش فشردند. برخی می گفتند سال هاست حرم نرفته اند و التماس زیارت نیابتی داشتند. اواسط جملات ادای احترام، برای اثبات اهمیتی که این عزیزان برای بچه های اتفاق دارند، ناخواسته گفتم: «چون آخر هفته ست،چند نفر از بازیگران مهمان داشتند و باوجود کارزیاد خانه، اما آمدند که به این اجرا برسند...» یک دفعه چشمم افتاد به چشم های حسرت بار زنان زندانی.... چیزی که برای ما سختی داشت، آرزوی آن ها بود.اینکه آزاد شوند،بروند سر خانه و زندگیشان و مهمان داری کنند... زود خودم را جمع کردم و بحث را عوض کردم.خداکند دل کسی نسوخته باشد. تا منزل استغفار میکردم. https://eitaa.com/ettefagh