پـرایـوتِـ |`rey
شریفی عجیبه بیدار نیستی
اَکِهی یادم رفت اعلام حضور کنم
بودم ولی تا این موقع نه
راست گفت سهراب !
منهم در تردیدم
من در این عرصهٔ آغشته به بغض
لب ِ خندان دیدم
چشم گریان دیدم
گریه کردم اما
بارها خندیدم !
رمز بیداری را
پشت بیخوابی این ثانیهها فهمیدم
تو به آمار زمین مشکوکی
من به دلهای زمین مشکوکم
خستگی، وقتی عمیق باشد،
نه خواب برطرفش میکند نه استراحت؛ فقط یک دلخوشی میخواهد. مثلا یه موشک خیبر
خادمی تو هیئت؟
.
بهم گفتن هرجا خواستی بگو بزاریمت
ولی احتمالا برم بخش رسانه(تف به ریا)