اون لحظه که وقتی از یه نفر خوشت میاد و بجای خوشحال شدن ، میترسی ؛ تازه میفهمی چقد همهٔ اون اتفاقا روت تاثیر گذاشته .
کمی بیحوصله ، غمگین ، دلتنگ ، خوابالو ، کلافه ، سردرگم ، تنها و نیازمند بغل هستم .
ظرفیت تکمیله ، چند روزی صبوری کنید تا همه رو بکشم و یه جا تقدیمتون کنم
عزیزانی هم که از استرنجر تینگز گفتن بازم پیام تقدیمی رو بخونید ، یا یه کارکتر انیمیشن انتخاب کنید یا نمیزارمتون
بعضی روزها دلم میخواهد روی پیشانیام بنویسم " دارم برای زنده ماندن ، آرام ماندن و عبور از طوفانهای درونم میجنگم ؛ لطفا زخمی دیگر بر روی زخمهایم اضافه نکنید " .