📩 اولین بار که پیام دادن برام اینجور نوشته بود :
«من تا چند روز پیش کارمند تامین اجتماعی بودم.چند روزی هست بازنشسته شدم.
کلا فوبیای کامپیوتر دارم.🙆♂
با اینکه لیسانس آمار دارم ، هیچ مهارتی توی کامپیوتر و اکسل ندارم.
با اصطلاحاتی مثل دایرکت،اکانت، پیوی غریبهام.
جالبه بدونید عنوان پایاننامهم این بود:«بررسی تاثیر فناوری اطلاعات با عملکرد تامین اجتماعی»!
پول دادم بیرون برام انجام دادن.خودم چیزی نفهمیدم. 🤦♂»
۲.
ادامه داستانشون رو بخونید:
📩 «توی یه مقطعی نزدیک بود بشم مسئول تامین اجتماعی استان ......
اما مدیران ما ترجیح دادن پست رو به کسی بدن که ۸ سال سابقهش از من کمتر بود،
#ولیتسلطشبراکسلخیلیخیلیبالابود.
این موضوع باعث شد خیلی سرشکسته و عصبی بشم.⛔️⛔️⛔️
تا آخر خدمتم این چالش گریبانمو گرفت.
هرچه کشیدم از دوری و عدم تسلط بر اکسل بود.
حالا بازنشسته شدم. اما این داغ همچنان بر دل من باقیست.
و من نمیمیرم تا اکسل رو کامل یاد بگیرم.💔»
۳.
ایشون بالاخره ثبتنام کرد و اومد
توی دوره.
اما ماجرا تازه شروع شده بود...
⚠️
۴.
از همون روز اول،فوبیای کامپیوتر
همراهش بود.
موقع تمرین،یکهو پیام میداد:
📩 «استاد، بیخود نیست میگم #فوبیای
کامپیوتر دارم!
تو این عکس ببینید،چرا ........
با خودش میگفت: «همیشه اینطوریه،
من هیچی بلد نیستم... 💔😔»
۵.
✅ اما نکته ش اینجا بود:
دست از تلاش برنداشت.🤩🏃♂🏃
🔻هر بار فوبیا اومد سراغش، بازم موند.
🔻هر بار حس کرد هیچی بلد نیست،بازم
تمرین کرد.
🔻هر بار ترسید،بازم پرسید.
نه من خسته شدم از جواب دادن، نه اون
از سوال پرسیدن. 🤝
۶.
تا اینکه یه روز پیام داد:
📩 «ممنون استاد، توضیحات و مثال کامل و عااااااااااالی 🙏
ولی منم خوشحالم از اینکه اشتباه اساسی نداشتم!🤭»
ببینید چی شده بود:
✅دیگه از اصول نمیترسید.
✅اشتباهاش کم شده بود.
✅#اعتمادبهنفسش داشت برمیگشت.
۷.
این «انگار دارم یاد میگیرم» برای من از
همه مدرکها ارزشمندتر بود.
‼️‼️‼️‼️‼️
چون یه آدم ۵۰ و چندساله،با کلی#ترس و
#تجربهتلخ، داشت کم کم باور میکرد که
میتونه.✨🌱✌️🏻
۹.
از"فوبیای کامپیوتر" تا "انگار دارم یاد میگیرم"... این یه سفر بود 🛣
سفری از ترس تا اعتماد به نفس.
شنبه و یکشنبه، فرصت شماست
برای شروع این سفر. 🚀
@Marzieh_afshani
۱۰.