تجربه خواستگاری :
«پارت اول»
سلام ادمین جان
بعنوان یک تجربه ✅وقتی خواستگار بعد از دو جلسه که دختر و پسر و مادران همدیگر را دیدند ،اگر شماره همراه دختر را خواستند خواهش میکنم خواهش میکنم شماره ندید....در جوابشون بگید:خانواده ها بیشتر با هم آشنا بشیم و دختر و پسر هم در دیدارها صحبت کنند تا بعد انشالله شماره هم میدیم خدمتتون..
«ادامه در پارت دوم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه خواستگاری :
«پارت دوم»
ظرفیت آدمها و فرهنگها متفاوته.مادر پسر شماره دختر را میده به پسرش و میره تو افق محو میشه و پسر نادان بی ظرفیت هم فکر میکنه دیگه مالک دختر شده .نه آدابی ،نه ادبی. نه تربیتی ، و نه راهنمایی از طرف خانواده ش....و اونوقته که خانواده دختر طول میکشه تا بتونه کار دستش بیاد که چیکار کنه.
«ادامه در پارت سوم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه خواستگاری :
«پارت سوم(آخر)»
چون شخص در کنار خانواده ش بهتر معرفی میشه.چون فرزند نماینده یک خانواده ست و وقتی خانواده ش میرن قایم میشن تا پسرشون فقط با دختر صحبت کنه به اسم شناخت و آشنایی و پسر بی ظرفیت به این دوران میگه نامزدی😐😔
تو رو خدا بعد از یکی دو جلسه شماره دختر را ندید به خانواده های پسر. همین....
الهی همه جوانهای ایرانی بخت خوووب و بخت زود داشته باشند.🌹
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه ازدواج دوم :
«پارت اول»
با سلام خدمت دوستان مجازی امیدوارم درکنار عزیزانتان درصحت و سلامتی باشین
همین ابتدا عرایضمو کوتاه بیان میکنم خدمتتون ، بنده خانمی 34ام که ساکن شرق تهران که متاسفانه سال 89 تجربه یک ازدواج ناموفق که عمرزندگیم حدود یک سالی بود را داشتم اما خوشبختانه فرزندی نداشتم و بعد از آن همه سالهای دارای فراز و نشیب بالاخره ...
«ادامه در پارت دوم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه تلخ ازدواج دوم :
«پارت دوم»
بعد از 15سال اعتماد کردم و به یکی از آن همه خواستگارانم که ایشون پسردایی ام بودن البته برخلاف میل باطنی و با اصرار مادرم به هرحال جواب مثبت دادم خلاصه حاضر شدیم با ایشون هیچ بدون هیچ سرمایه مالی و شغلی از صفر شروع کردیم و سر زندگیمون رفتیم و با کلی وام تونستیم ی خونه کوچیک اجاره کنیم خلاصه ما بدون هیچ چشم داشتی ایشونو درک کردیم
«ادامه در پارت سوم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه تلخ ازدواج دوم :
«پارت چهارم»
و دیدگاه عمومی را نسبت بهم خراب کرده . هرچند برادرم و مادرم ازش شکایت کردن و محکومش کردن به این سرقت و خیانت اما حال دل من خیلی داغون چون زندگی دومم به طلاق ختم شد به ناحق مورد قضاوت بد یک جامعه قرار گرفتم
«ادامه در پارت پنجم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه تلخ ازدواج دوم :
«پارت پنجم(آخر)»
و الکی جونیمو باختم آخه چرا واقعآ ما آدمای سازگار و خوب رو هم داریم تموم میکنیم به چه قیمت ما انسانیم این همه پلیدی آخرش چی ! متاسفانه ازهمه چیز تلخ تر تجربه اما شماهاکه پیام منو دیدین با دید باز انتخاب کنید احساسی عمل نکنید مثل من آخرش ضربه بخورین . لطفآ برام دعا کنید خیلی داغونم ممنون که وقت گذاشتین . در پناه خدا باشین.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربیات جنگ :
«پارت اول»
سلام اقا فرمودند (ولاتهنوا ولاتحزنو وانتم الاعلون ان کنتم مومنین ) عزیزان ترس برادر مرگه ،بچه هام استرس داشتن سعی کردم روحیه بدم حالا پسربچه ی ۱۰ سالم ارامش داره میگه میخام برم بجنگم
«ادامه در پارت دوم»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.