خدمت به کوخ نشینان در سیره شهید علی چیت سازیان
از منطقه داشتیم برمی گشتیم شهر، در آن سرمای زمستان یک مرد کرد با زن و بچه اش کنار جاده ایستاده بودند. علی آقا تا آنها را دید زد روی ترمز و رفت طرفشان
می گفت: «میخواستم بروم کرمانشاه».
علی پرسید: «رانندگی بلدی؟»
گفت: بله.
مرد کرد نشست پشت فرمان و زن و بچه اش کنارش و ما هم رفتیم پشت ماشین. باد و سرما می لرزاند مان.
لجم گرفت و گفتم« آخر مگر این آدم را می شناسی که به او اعتماد کردی؟»
در حال لرزش خنده ای کرد و گفت: بله! می شناسمش. این ها از همان کوخ نشینانی هستند که امام فرمود به تمام کاخ نشینان شرف دارند. تمام سختی های ما به خاطر این هاست.
شهید علی چیت سازیان🕊🌱
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه اسکیت کار کردن :
من ۳ سال اسکیت کار کردم رشته نمایشی رفتم حرفه ای کار میکردم
بنظرم حتما اگه میخواید برید کلاس چون تو خونه یاد گرفتن فقط برای تفننیه اما کسی که دوست داره واقعا حتما بره کلا از ریشه قوی یاد بگیره و درست راه بره و اینا
و اسکیت هم پایه خیلی مهمه اسکیت اشغال نگیری چون حتی ممکنه باعث انحراف پا هم بشه اگه بد باشه.
سایز بندی دار بگیرید حتما هم از مربی مارک های خوب رو بگیرید آلفا من داشتم خیلی راضی بودم هنوزم خداییش جوابه، جون داره
بعدم اینکه صبور بودن خیلی مهمه تو اسکیت بعضی وقتا ممکنه طولانی سر یه حرکت بمونید
و اینکه بی احتیاطی نکنید اگه بد بخورید زمین ممکنه تا آخر دیگه ترستون نریزه (باز بستگی به شخصیت خودتونم داره)
و هر از گاهی هم بخورید زمین! از عمدم شده بخورید زمین خیلی تاثیر داره تو بهتر شدن حرکات
اینم بگم حتما کلاس زمین صاف برید و اصلا پیشنهاد نمیکنم زمین آسفالت برید اصلاا
از همه مهمتر موقع انتخاب رشته خییییییییلی دقت کنید احساسی انتخاب نکنید. یه رشته انتخاب کنید تا ۵ سال حداقل بتونید عاشقش باشی و ادامه اش بدید
من خودم از بچگی نمایشی دوست داشتم اما موقع انتخاب رشته نظرم داشت عوض میشد اما باز نمایشی گرفتم چون رویای بچگیم بود با وضع نامناسب مالی اون موقع (نزدیک ۲ سال پیش) ۲۴ تومن مامانم پس انداز کرد گرفت برام ولی بعداً دیدم این اونی نیست که من دوست دارم و ترکش نکردم هر جوری بود اما بخاطر مشکل زانو بعدا مجبور شدم ترکش کنم..
راجب رشته ها هم تا جایی که من میدونم رشته فری استایل هست و سرعتی و نمایشی
که نمایشی رو بگم اصلا مثل اجرا های کاپلی خوشگل اینستا نیست هرچند من اون موقع ندیده بودمشون و باید برای نمایشی خیلی با کمالات و زیبایی حرکات رو برید حرکات دست خیلی با ناز و اینا و خیلی هم باید صبوری به خرج بدین براش خیییلی.
مرسی خوندید موفق باشید.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
👈 تا شب
گویند: صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران، همه او را شناختند؛ پس، از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و پند گوید. پذیرفت. نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوی او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود.
آن گاه خطاب به جماعت گفت: مردم! هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد! کسی برنخاست. گفت: حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد! باز کسی برنخاست. گفت: شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید!
📗 #تذكرة_الاولياء
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
🔺پنج دقیقه قبل از اذان صبح
▫️همسر برادر شهید:
مدتی بود که حاجتی داشتم و از عباس میخواستم که برای برآوردهشدنش واسطه شود. گه گاهی با شهید درد و دل میکردم و حاجتم را میخواستم.
🔷️ در همان ایام در عالم رؤیا دیدم که در صحرایی سرسبز داشتم رانندگی میکردم ناگهان نگاهم به عباس افتاد که جایی در دوردست وسط صحرا ایستاده بود.
🔶️میدانستم که شهید شده به سمتش رفتم تا سوارش کنم عباس وقتی سوار شد درحالیکه سرش پایین بود با دست اشارهای کرد و گفت: «پنج دقیقه قبل از اذان صبح بیدار شو!».
از خواب پریدم. احساس میکنم منظور عباس این بود که برای رسیدن به نعمت، سحرخیزی و ارتباط با خداوند متعال لازم است.
شهید عباس دانشگر🌷
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
موشك بسيجی جوانی به بال يك هواپيما اصابت میكند، میگويد:
‹ اين ما نبوديم كه زديم، اين خدا بود كه موشك مارو رسوند به هواپيما ، ما فقط يه وسيلهايم! ›
سخن او
تفسير عينی اين آيهی مباركه است كه «ما رميت اذ رميت و لكن الله رمی»،
و چگونه اسـت كه يك بسيجـی جوان اينچنين بر معرجی پا مینهد كه عرفای سينهسوختهی هفتاد ساله را بدان راهی نيست؟
‹ اين من نيستم كه هواپيما را زدم؛ خدا بود كه موشك را بر تن هواپيما نشاند ›
دشمن با اينكه بارها تجربه كرده است كه با آهن نمیتواند بر ايمان ما غلبه كند، اما چارهای ندارد جز اينكه از همين طريق عمل كند.
او میخواهـد ما را بترسانـد. خوب ايـن معنا را دريافته است كه اگر ما بترسيم، ديگر از ايمانمان كاری ساخته نيست.
⚘ اما سربازان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از هیچ چیز جز گناهان خویش نمی ترسند.
راست میگفت آن برادرِ عزيز:
‹ اگر انسان از مرگ نترسد، ديگر دشمن را بر او تسلطی نيست ›
شهید آوینی/روایت فتح
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
👈 از گوسفند کمترم!!
ﺷﺨﺼﯽ ﺑﺎ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺷﺨﺼﯽ ﺍﺵ ﺑﻪ ﻣﺴﺎﻓﺮﺕ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ. ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺫﺍﻥ ﻇﻬﺮ ﺗﻮﯼ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺟﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺷﻬﺮ، ﺭﻭﯼ ﺗﭙﻪ ﺍﯼ ﻣﺸﺎﻫﺪﻩ ﮐﺮﺩ ﭼﻮﭘﺎﻧﯽ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻥ ﻫﻢ ﮐﻨﺎﺭﺵ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﭼﺮﺍ.
ﺍﺯ ﺩﯾﺪﻥ ﺍﯾﻦ ﺻﺤﻨﻪ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺩﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺭﺳﺎﻧﺪ. ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﻣﻮﺟﺐ ﺷﺪﻩ ﺗﺎ ﻧﻤﺎﺯﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻮﻗﻊ ﺍﺩﺍ ﮐﻨﯽ.
ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ: ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻦ ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪﺍﻧﻢ ﻧﯽ ﻣﯿﺰﻧﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﺮﺩ ﻣﻦ ﺟﻤﻊ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ. ﺣﺎﻝ ﻭﻗﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻣﻦ راصدا میزند ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺳﻤﺘﺶ ﻧﺮوم ﺍﺯ ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻫﻢ ﮐﻤﺘﺮم....
✍ از پاهایی که نمی توانند تورا به سمت ادای نماز ببرند انتظار نداشته باش تورا به بهشت ببرند.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه اعتماد به اگهی دیوار :
سلام
من برادرم یک هفته از امتحانای مدرسه اش نگذشته بود که مادرم گیر داد باید بری سرکار
مادرم تو دیوار گشت دنبال کار یه آگهی بود استخدام کارگر برای کارخانه قطعات خودرو با حقوق بالا ما تماس گرفتیم گفتن بیاید میدون آزادی تهران و ما ساکن زنجان بودیم
تاکید کرده بودن داداشم تنها بیاد نیاز به حضور ما نیست
ما رفتیم یه آقایی با گوشی نوکیای قدیمی اومد گفتیم ادرس کجاست گفتن ادرس نداریم میریم و دو هفته بعد میاد
سوار بشه بریم باهم نشونش میدیم و به ما فقط یک شماره ایرانسل داد
داداش من سوار ماشین مرده شد و رفت
یکم بعد مامانم استرس گرفت و گریه کرد
بابام زنگ زد به داداشم گفت بگو وایسته ماشینه
ماشین ایستاد و برادرم پیاده شد
برادرم تعریف میکرد هرچی سوال میپرسیدم جواب نمیدادن
شانس آوردیم که خیلی دور نشده بودن پیادش کردن
بعدا که نگاه کردیم دیدیم دیوار اگهی و برداشته
به پلیس گزارش دادیم و فعلا قراره پیگیری کنن.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
👈 نیت یا عمل
شخصی ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ، ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ ﺭﺍ ﺻﺪﺍ ﺯﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺧﯿﺰ تا ﺍﺯ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﺟﺎ ﻧﻤﺎﻧﯽ! ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺧﻮﺍﺏ ﺭﺍ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ﺑﺨﻮﺍﺏ ﻏﻼﻡ! ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﺮﯾﻢ ﺍﺳﺖ! ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﺻﺒﺢ ﺷﺪ؛ آن شخص ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻗﺎﻓﻠﻪ ﻧﻤﺎﺯﮔﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺯ ﻧﻤﺎﻧﺪ. ﻭﻟﯽ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ ﻫﻤﺎﻥ ﭘﺎﺳﺦ ﺭﺍ ﺑﻪ غلام ﺩﺍﺩ!
ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺩﺍﺷﺖ ﻃﻠﻮﻉ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ آن شخص ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺳﺮﺍﻍ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺍﯼ بی خبر ﺍﺯ ﮐﺎﺭﻭﺍﻥ ﻧﻤﺎﺯﮔزاراﻥ ﺟﺎﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﯼ! ﺑﺮﺧﯿﺰ ﮐﻪ ﺗﻤﺎﻡ هستی، ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺳﺠﻮﺩ ﻭ ﺗﺴﺒﯿﺢﺍﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺏ ﻏﻔﻠﺖ ﺭﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ! ﺍﺭﺑﺎﺏ ﭘﺎﺳﺦ ﺩﺍﺩ ﮐﻪ "ﺩﻝ" ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺎﻑ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ "ﻋﻤﻞ" ﻧﯿﺴﺖ! ﺧﺪﺍ ﮐﺮﯾﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﯿﺎﺯﯼ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺩﺕ ﻣﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ!
ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺭﻭﺯ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﮐﯿﺴﻪ ﺍﯼ ﮔﻨﺪﻡ را ﺑﻪ غلام ﺩﺍﺩ ﺗﺎ ﺑﮑﺎﺭﺩ. ﻭلی غلام ﺁﻥ ﺭﺍ فرﻭﺧﺖ ﻭ ﻣﺸﺘﯽ ﺗﺨﻢ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﭘﺎﺷﯿﺪ!!! ﻫﻨﮕﺎﻡ ﺩﺭﻭ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﺑﺎﻍ ﺟﺰ ﻋﻠﻒ ﻧﯿﺴﺖ! ﻋﻠﺖ ﺭﺍ ﺍﺯ غلام ﺟﻮﯾﺎ ﺷﺪ...
غلام ﮔﻔﺖ: ﺍﯼ ﺍﺭﺑﺎﺏ ﺍﺯ رفتار ﺷﻤﺎ ﭼﻨﺎﻥ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ "ﻧﯿﺖ" ﺻﺎﻑ ﺑﺎﺷﺪ، "ﻋﻤﻞ" ﭼﻨﺪﺍﻥ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ! ﻟﺬﺍ ﻣﻦ ﮔﻨﺪﻡ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﻧﭙﺎﺷﯿﺪﻡ، ﺑﻠﮑﻪ ﺗﺨﻢ ﻋﻠﻒ ﻫﺮﺯ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻧﯿﺖ ﮔﻨﺪﻡ ﺑﺬﺭ ﮐﺮﺩﻡ!!!! ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺧﻮﺩ ﮔﻔﺘﯽ "ﻧﯿﺖ" ﻭ "ﺩﻝ" ﺑﺎﯾﺪ ﺻﺎﻑ ﺑﺎﺷﺪ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﺮﯾﻢ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ "ﻋﻤﻞ" ﻣﺎ ﻧﯿﺎﺯ ﻧﺪﺍﺭﺩ!!!
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
#لباس_عروس
مامان لباس عروسی مو بذار وقتی که
شهيد شدم، وقتي با خونم خودم رو
آرايش کردم اونوقت لباس عروسيمو
تو خودت تنم کن..!
و وقتی توی قبر خوابونديم
رو به قبله کن و بدون اينکه دلتنگی کنی
بگو دخترم خونه نو مبارک..!
مادر دلم میخواد همينطور که ايستادم
تو سنگر با ضد انقلاب میجنگم يک تير
بياد بخوره به سينهام..؛
اما من خون سينه مو که فوران میزنه
تو مشتم بگيرم و بپاشم هوا..؛
و فرياد بزنم خدايا قبول کن..!✋🏻
#شهیده_صدیقه_رودباری
شادی روح مطهرشون صلوات 🌷
#الّلهُـمَّعَجِّــلْلِوَلِیِّکَـــالْفَـــرَج
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
فقط خواستم بگم ...
دو نفر، یکی شیعه و دیگری سنی، در خانه ای با هم زندگی می کردند.
یک روز برادر سنی به سفر رفت و در راه بود که برادر شیعه زنگ زد به او و گفت: "سریع برگرد خونه که کار بسیار بسیار واجبی دارم".
سنی گفت: "الان تو راهم ... نمی شه".
شیعه اصرار کرد و سنی باز قبول نمی کرد.آخر آنقدر اصرار کرد که سنی قبول کرد که برگردد.
وقتی برگشت گفت: "کار مهمت چی بود؟"
شیعه گفت: "هیچی؛ فقط خواستم بگم دوستت دارم، و تو دوست منی. همین".
سنی عصبانی شد و گفت: "فلان فلان شده مگه مرض داری این همه راه منو کشوندی که همینو بگی؟ مگه آزار داری؟ "
شیعه گفت: "این همون حرفیست که شما در مورد پیغمبر می زنید.
می گویید پیامبر(ص) این همه مردمو معطل کرده، وقتی به غدیر خم می رسه دستور توقف می ده، می گه اونایی که جلو افتادن بگین برگردند و (چند روز) صبر می کنیم اونایی که نرسیدن برسن. می گن آنقدر هوا گرم بوده که مردم زیر شکم شتر پناه می بردند و عبا روی سرشون می انداختند. تعدادشون ۱۲۰هزار نفر بوده.
آن وقت پیغمبر(ص) این همه آدم رو معطل کنه بگه علی(ع) فقط دوست منه؟!!!
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.