سلام دوستان عزیز وقتتون بخیر
این خاطره رو نوشتم برای کسایی که میگن امام رضا علیه السلام مارو نمیطلبه یا دوسمون نداره
قبل کرونا قرار بود خواهرمو ببرن مشهد ، از یکی از مراکز قرآنی ، بعد منم رفتم باهاشون حرف زدم که قبول کردند برای رفتن من ، با شادی و خوشحالی چمدونم بستم و گذاشتم کنار . دقیقااا ۳ روز قبلش زنگ زدن گفتن اتوبوسو عوض کردن برای شما جا نیست و باید حذفتون کنیم ، شب و روزم شده بود گریه و ناراحتی .
روز رفتنشون فرا رسید و من رفتم بدرقه خواهرم ، چشام پر شده بود و همش میگفتم منو نمیخواد امام رضا(ع) و...
یه کیف برداشته بودم از اونجا برم سرکار ، به هرکسی که بگید رو انداختم برای رفتنم به اونجا ولی همه میگفتن نمیشه و فلان.
قبل رفتنشون یه سخنرانی کردن برای بدرقشون یه لحظه به ذهنم رسید که از امام رضا ع بخوام ، صلوات خاصه رو خوندم و ازشون خواستم ، بعد رفتم پیش کسی که مارو میفرستاد ، بهشون گفتم منم برم با این گروه گفتن جا نیستش ، بعد گفتم من میتونم پیش دوستام یا حتی زمین بشینم که قبول کردن ، درسته صندلی برای نشستن من نبود ولی جای من خاص تر از بقیه بود ، اون پشت اتوبوس یه جایی هستاااا دقیقااا اونجا نشستم خیلیم جام خوب بود ، با یه کیف رفتم مشهد و اومدم ، امام رضا(ع) اگر بخوادت با کیفم میبردت ، فقط باید از دنیا دل بکنی و از ته دلت صداش بزنی❤️
یا علی ابن موسی الرضا(ع)💚
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام ما یه معلم ریاضی داشتیم خیلی معلم خوبی بود ولی سر کلاس سوتی علمی و غیر علمی زیاد میداد😅 منم معمولا جلو می نشستم اشکال گیری میکردم😅
یه بار که جلسه قبلش امتحان داده بودیم بچه ها ازش پرسیدن خانوم برگه های ما رو صحیح نکردین؟ اونم گفت دیشب گردنم خیلی درد میکرد با کمربند😅 نه با از این گردن بند طبی ها بسته بودم😂. آقا این بنده خدا تا یه مدت سوژه شده بود.🤣🤣
ممنون از کانال خوبتون😘
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
مادرشوهرم قالی نو خریده بود خیلی خوشگل بود😍خواهرشوهرم گفت حواستون باشه فرشا رو بچههات نجس نکنن.. 😳.. البته شاید یکبار نجس کرده بودن چند سال پیشا منم ناراحت شدم😔.. چند روز بعد از همه جا غافل و بی خبر مادرشوهرم گفت فرشا نجس شده.. شسته بودن و روش پارچه پهن کرده بودن... خواهر شوهرم اومد داخل گفت آخ بچهها نجس کردن😏😏منم گفتم نه😐مادرشوهرم گفت نه گربه اومده داخل.. فرشا رو نجس کرده😱خدا رحم کرد.. ولی باور کنین گاهی اوقات حساسیت کلا برعکس میشه و کاری بخواد اتفاق بیوفته می افته فقط سببش فرق میکنه
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تو دوران نامزدی،نامزدم منو دعوت کرد خونه خواهرش
خواهرشم روز قبل رفته بودن شمال و کلید رو داده بودن نامزدم که به ماهی آکواریومش غذا بده
نیم ساعت نشد که نشستیم یک دفعه تلفن زنگ خورد و خواهرش گفت همسایه کناریشون زنگ زده گفته یه خانم و آقا رفتن خونتون و من نشناختمشون
همسرمم هول شد گفت اره اومده بودم به ماهی ها آب بدم
😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یه خاطره از مادربزرگم بگم ، خیلی دوسش داشتم با اینکه نزدیک ۱۰ ساله فوت شده ولی من تقریبا هرروز یادش میکنم، خدا بیامرز خیلی پسر دوست بود حالا انقدرم من بهش میرسیدم گاهی به پدرم میگفت برای چی انقدر واسه این دختر خرج میکنی انقد پول دانشگاهش و میدی آخرش میخواد بره خونه مردم دیگه 😁😁😁 پدرم هم میخندید میگفت راست میگی والا من عقل ندارم که 😂😂😂😂 یا پشت سر زن داداشم که سه تا دختر دنیا آورده بود غر میزد که آره عروسای مردم همش پسر میزان اینم از وقتی اومده همش داره دختر میزاد😂😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
با سلام
من ۱۷ سالمه و یک بار پسرخالم که ۵ سالشه اومد تو اتاقم و از عمد زد یکی از قاب عکسارو شکوند و منم گرفتم حسابی زدمش😐🔪
بعد ترسیدم نکنه به خالم بگه بهش آبنبات و.. دادم تا اروم شه اینم چیزی نگفت به مامانش😂💘
آقا تا اینا خواستن برن یک دفعه بچه رفت به مامانش گفت که من زدمش و بهش قاقا لی لی دادم تا چیزی نگه و جای کتک هارو نشون داد😑😑😑😑😑😒
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام بازم من اووووومدم😉
یک بار مهمون اومده بود خونمون منم یاد کانال شما افتادم😄یک دفعه مهمون مون گفت بریم بیرون؟😀ماهم گفتیم اره و من از همه زودتر آماده شدم😎سوییچ ماشینمون و بر داشتم گذاشتم تو جیبم بعد همه که اماده شدن خواستیم بریم که بابام گفت سوییچ کو؟😳
من گفتم نمیدونم خلاصه خونه رو زیر و رو کردیم پیدا نشد😱بعد آخر تاکسی گرفتیم رسیدیم به مقصد یک دفعه میخواستم گوشیمو بردارم عکس بگیرم که یک دفعه دیدم عههههه😱😱سوییچ که اینجاست🤪بعد همه با حالت تاسف باری منو نگاه کردن😢(خب مگه چیه ادم یه وقتایی یه چیزایی یادش میره😒)بماند از این به بعد کسی سوییچ رو دست من نمیده🥺😎😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
روز مرد که بود بابام زنگزده بود به پدربزرگم تبریک بگه همون روز تولد پدربزرگم هم بود و پدربزرگم با اینکه مسنه ولی ماه رمضون روزه هاش و میگیره
بعد از سلام و احوالپرسی یک دفعه اومد تبریک بگه گفت نماز روزتون مبارک...😐🤣🤭
وای مامانم آب شده بود اون کنار غش کرد از خنده
حالا قیافه ها
بابام 🤐😬
پدربزرگم😳🙄🤔
من🤣🤣😱
مامانم🤣🤣🤣🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام
از آنجایی که خانم تازه گواهینامه گرفته بود و هی هر از گاهی یه گوشه ماشین و به یه جایی میزد دیگه عادت کرده بودیم که ناگهان یک ظهر زمستانی وقتی از کار برگشت خونه گفت وای امروز محل کار (روستا بود)چه مه غلیظی بود به زور جلوم و می دیدم گفتم اینو ول کن امروز ماشین و به کجا زدی؟ خندید گفت صبح که میخواستم برم داخل حیاط اداره لبه سپر جلو خورد به درب حیاط فقط یکم گلگیر کجا شده گفتم تبارک الله لعنت به این مه غلیظ صبحگاهی🙁😄
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
دیروز تشییع جنازه یکی از بستگان بود خانم نسبتا جوانی بود😔 با پدر و مادر شوهر دخترم رفتیم برا تشییع .بارون شدید می بارید ،وقتی رسیدیم سر قبرستون تو ماشبن به مادرشوهر دخترم گفتم کاش بگن زن ها نیان، پشت جنازه بمونن زیر سایه بون(جایی برای خوندن نماز میت سایه بون زدن) ،پدرشوهر دخترم برگشت گفت چرا؟؟پس آقایون آدم نیستن خیس نمیشن...مگه مردا چه گناهی کردن؟؟؟اصلا کاش مردا رو نبرن میت خانمه شما خانما ببرید دفنش کنید 😁😐😜 وای اونوقت فهمیدم چه سوتی ای دادم و خیلی خندیدیم 😂 البته ما چتر هم داشتیم ولی زنها هم رفتن برای دفن.فکر کنم همه مریض بشن چون سرا پا خیس آب شدن....بعد برگشتنی به آقایون گفتم دیدید مردم چطور خیس شدن...اصلا نفهمیدیم چطور تسلیت گفتیم و برگشتیم😐
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.