با سلام
من ۱۷ سالمه و یک بار پسرخالم که ۵ سالشه اومد تو اتاقم و از عمد زد یکی از قاب عکسارو شکوند و منم گرفتم حسابی زدمش😐🔪
بعد ترسیدم نکنه به خالم بگه بهش آبنبات و.. دادم تا اروم شه اینم چیزی نگفت به مامانش😂💘
آقا تا اینا خواستن برن یک دفعه بچه رفت به مامانش گفت که من زدمش و بهش قاقا لی لی دادم تا چیزی نگه و جای کتک هارو نشون داد😑😑😑😑😑😒
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام بازم من اووووومدم😉
یک بار مهمون اومده بود خونمون منم یاد کانال شما افتادم😄یک دفعه مهمون مون گفت بریم بیرون؟😀ماهم گفتیم اره و من از همه زودتر آماده شدم😎سوییچ ماشینمون و بر داشتم گذاشتم تو جیبم بعد همه که اماده شدن خواستیم بریم که بابام گفت سوییچ کو؟😳
من گفتم نمیدونم خلاصه خونه رو زیر و رو کردیم پیدا نشد😱بعد آخر تاکسی گرفتیم رسیدیم به مقصد یک دفعه میخواستم گوشیمو بردارم عکس بگیرم که یک دفعه دیدم عههههه😱😱سوییچ که اینجاست🤪بعد همه با حالت تاسف باری منو نگاه کردن😢(خب مگه چیه ادم یه وقتایی یه چیزایی یادش میره😒)بماند از این به بعد کسی سوییچ رو دست من نمیده🥺😎😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
روز مرد که بود بابام زنگزده بود به پدربزرگم تبریک بگه همون روز تولد پدربزرگم هم بود و پدربزرگم با اینکه مسنه ولی ماه رمضون روزه هاش و میگیره
بعد از سلام و احوالپرسی یک دفعه اومد تبریک بگه گفت نماز روزتون مبارک...😐🤣🤭
وای مامانم آب شده بود اون کنار غش کرد از خنده
حالا قیافه ها
بابام 🤐😬
پدربزرگم😳🙄🤔
من🤣🤣😱
مامانم🤣🤣🤣🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام
از آنجایی که خانم تازه گواهینامه گرفته بود و هی هر از گاهی یه گوشه ماشین و به یه جایی میزد دیگه عادت کرده بودیم که ناگهان یک ظهر زمستانی وقتی از کار برگشت خونه گفت وای امروز محل کار (روستا بود)چه مه غلیظی بود به زور جلوم و می دیدم گفتم اینو ول کن امروز ماشین و به کجا زدی؟ خندید گفت صبح که میخواستم برم داخل حیاط اداره لبه سپر جلو خورد به درب حیاط فقط یکم گلگیر کجا شده گفتم تبارک الله لعنت به این مه غلیظ صبحگاهی🙁😄
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
دیروز تشییع جنازه یکی از بستگان بود خانم نسبتا جوانی بود😔 با پدر و مادر شوهر دخترم رفتیم برا تشییع .بارون شدید می بارید ،وقتی رسیدیم سر قبرستون تو ماشبن به مادرشوهر دخترم گفتم کاش بگن زن ها نیان، پشت جنازه بمونن زیر سایه بون(جایی برای خوندن نماز میت سایه بون زدن) ،پدرشوهر دخترم برگشت گفت چرا؟؟پس آقایون آدم نیستن خیس نمیشن...مگه مردا چه گناهی کردن؟؟؟اصلا کاش مردا رو نبرن میت خانمه شما خانما ببرید دفنش کنید 😁😐😜 وای اونوقت فهمیدم چه سوتی ای دادم و خیلی خندیدیم 😂 البته ما چتر هم داشتیم ولی زنها هم رفتن برای دفن.فکر کنم همه مریض بشن چون سرا پا خیس آب شدن....بعد برگشتنی به آقایون گفتم دیدید مردم چطور خیس شدن...اصلا نفهمیدیم چطور تسلیت گفتیم و برگشتیم😐
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
با نامزدم رفته بودیم بیرون ، میخواست از دکه خرید کنه ، جای پارک مناسب پیدا نکرد . به من گفت لطفا برو برام بخر ( یادم نیست چی میخواست 😀 ) منم یه کم ناراحت شدم که منو فرستاد خرید 😤چون جای ماشین بد بود با عجله رفتم و برگشتم از دور نگاهم به جای خالیم روی صندلی ماشین افتاد یک کادو شیک و یک باکس گل قرمز با تزیین زیبا ، وای نیشم باز شد 😍قلبم تند تند میزد ❤️به این فکر کردم که به این بهانه منو فرستاده خرید که بهم کادو بده 😍چه رمانتیک❤️ سریع دستگیره ماشین رو چسبیدم که به سرعت بپرم تو ماشین ولی در قفل بود ، هی فشار می آوردم به دستگیره و چشمم هم به کادو بود ، تعجب کردم که چرا درو باز نمیکنه 👀دیدم وای این که نامزدم نیست 😱😱😱😂😱 با ترس به اطراف نگاه کردم 😳😳😳😳😳 چند تا ماشین عقب تر ، نامزدم داشت برام دست تکون میداد 😭😭😭😱😭 منه خنگ تا کادو رو تو ماشین دیدم از هولم اصلا به راننده دیگه توجه نکردم 😭😭😭
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام ممنون از کانال خوبتون من یه سوتی از داداش کوچولوم دارم لطف کن بذار توی گروه
هنوز که هنوزه این خاطره رو میگیم و کلی میخندیم🤣🤣
یک روز داداشم بغلای پاش عرق سوز شده بود زنگ زد بهم گفت خیلی بغل پام میسوزه چیکار کنم بهش گفتم قوطی وازلین بغل آیینه ست یه کمی بزن به پات،
گفت باشه😊 عصری که رفتم پیشش گفتم بهتر شدی گفت نه تازه بدتر شده بهش گفتم مگه چی مالیدی قوطیش و نشونم داد نگو اشتباهی ژل مو به پاهاش مالیده بود 😳 الان چند ساله فقط هی میگیم و می خندیم😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام 🤝
من یک خاطره از خاله ام دارم،که هنوز که هنوزه داریم میگیم و میخندیم😂
خاله ام کلاس سوم بود و تازه محرم و نامحرم رو یاد گرفته بود خلاصه یک روز خالم داشته شلوارشو پاش میکرده که یک دفعه بابام میاد و خالم سریع شلوارشو در میاره و میکنه تو کله اش 😂🫣🥴
اون روز خیلی خوب بود و هر موقع که این خاطره رو تعریف میکنیم خالم از خجالت میمیره 😁
ممنون که به خاطره ام گوش دادید💐💞✨
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
مامانم داشت روی مبلامون ملحفه مینداخت (چون مبل هامون رنگ هاش روشنه کثیف میشه)
وقتی ملحفه رو انداخت داشت کوسن ها رو روی مبل میچیند بابام گفت اینکارو نکن کوسن ها رو بذار زیر
بعدش دیدیم مامانم نشسته روی زمین داره کوسن ها رو زیر مبل میذاره😂😂😂
قشنگ داشت میچید زیر مبل😂😂😂😂😂
بابام میگه چکار میکنی😳
میگه خودت گفتی بذارم زیر
میگه زیر ملحفه منظورمه😂😂😂😂😂😂
من نابود شدم از خنده😂😂😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
قهر کردن های مامان من تو فامیل معروفه.
یادمه یک بار مامانم ماست درست کرده بود گذاشته بود تو یخچال خنک شه. و اینکه نباید ماست که گرمه ازش بخوری چون سفت نمیشه همش میشه آب.
حالا مامانم ماست رو میذاره تو یخچال سفت شه. همون موقع هم سر عمم (طبق معمول)😒😒 با بابام جنگش میشه قهر میکنه میره خونه داییم پیش زنداییم.
ما بچه ها رو هم طبق معمول نمیبره😂
یه چند ساعت میگذره بابام حوصلش سر میره. هیچ کس هم نیست بهش غذا بده. زنگ میزنه به مامانم بهش میگه اگه اومدی که هیچی و گرنه قاشق میزنم به ماستت همشو خراب میکنم😂😂😂
مامان من هم میترسه جمع میکنه میاد خونه. و اموات پدر رو مورد عنایت قرار میده.😂😂
ولی خیلی بده که خانوم ها رو فقط برای شکم میخوان 😒😏
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.