eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
54.6هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
مامانم داشت روی مبلامون ملحفه مینداخت (چون مبل هامون رنگ هاش روشنه کثیف میشه) وقتی ملحفه رو انداخت داشت کوسن ها رو روی مبل میچیند بابام گفت اینکارو نکن کوسن ها رو بذار زیر بعدش دیدیم مامانم نشسته روی زمین داره کوسن ها رو زیر مبل میذاره😂😂😂 قشنگ داشت میچید زیر مبل😂😂😂😂😂 بابام میگه چکار میکنی😳 میگه خودت گفتی بذارم زیر میگه زیر ملحفه منظورمه😂😂😂😂😂😂 من نابود شدم از خنده😂😂😂😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
قهر کردن های مامان من تو فامیل معروفه. یادمه یک بار مامانم ماست درست کرده بود گذاشته بود تو یخچال خنک شه. و اینکه نباید ماست که گرمه ازش بخوری چون سفت نمیشه همش میشه آب. حالا مامانم ماست رو میذاره تو یخچال سفت شه. همون موقع هم سر عمم (طبق معمول)😒😒 با بابام‌ جنگش میشه قهر می‌کنه میره خونه داییم پیش زنداییم. ما بچه ها رو هم طبق معمول نمی‌بره😂 یه چند ساعت می‌گذره بابام حوصلش سر میره. هیچ کس هم نیست بهش غذا بده. زنگ میزنه به مامانم بهش میگه اگه اومدی که هیچی و گرنه قاشق میزنم به ماستت همشو خراب می‌کنم😂😂😂 مامان من هم می‌ترسه جمع میکنه میاد خونه. و اموات پدر رو مورد عنایت قرار میده.😂😂 ولی خیلی بده که خانوم ها رو فقط برای شکم میخوان 😒😏 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
من یه خاطره داشتم رفته بودیم رزمایش اون جا چون تفنگ و نارنجک و اینا بود توی بیابون ،بعد اونجا خاکش خیلی بوی گوسفند میداد دیگه خلاصه ما کلا 24 ساعت اونجا بودیم اومدیم خونه دیدیم کلا بوی گوسفند گرفتیم 🫠اما با این حال با تفنگ و نارنجک عشق بازی کردیم خیلی کیف داد😌 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یاد یک سوتی دیگه از خودم افتادم که هر وقت یادم میاد از خجالت میمیرم من یک برادر شوهر دارم که مجرده و خواهر شوهرم ندارم.بنابر این هر وقت مادر شوهرم می‌رفت خواستگاری منم با خودش میبرد، یک بار که باهم رفتیم خواستگاری دختره و خانوادش خیلی خیلی باکلاس بودن..منم مدام توی فکر این بودم که اگر جاریم بشه ازش کم نیارم و کلی کلمه های با کلاس به کار می بردم😂که نگن عروس بزرگشون بی کلاسه . خلاصه لحظه های آخر بود که اون دختر خانوم دوباره برامون چایی آورد و منم در کمال اینکه باکلاس هستم و مجلس و دست گرفته بودم وقتی جلوم چایی گرفت و گفت بفرمایید بجای اینکه بهش بگم ممنون میل ندارم گفتم گلاب به روتون صرف شده یه لحظه دوتایی مون چشم تو چشم شدیم دیدم که قفل کرده و چشماش گرد شده و داره بهم نگاه میکنه😂😂😂😂😂😂😂خلاصه هیچ جوره نشد جمعش کنم و تا آخر در مجلس سکوت اختیار کردم😂 خوشبختانه وصلت سر نگرفت وگرنه تا الان سوژه بودم و هنوزم برادر شوهرم مجرده شاید دوباره برگشتم بازم براتون سوتی هام و گفتم😂😂😁💔 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام دوستان ممنونم که حرفای منو میخونید🙏من دانشجوی ارشد علوم تربیتی هستم در حال حاضر آموزگارم، عاشق کار کردن و وقت گذروندن با بچه‌ها هستم🥺😍، درسها و کتابهایی که در طول تحصیل خوندیم واقعا مطالبی بودن که برای همه کسانی که با بچه‌ها سروکار دارن بسیار مفید و عالی هست، ازاینجا از تمام مادران و پدران عزیز و بزرگوار میخوام که برای تربیت صحیح بچه‌ها دو کتاب روانشناسی رشد و روانشناسی تربیتی رو محض اطلاعات ریز و درشتی که برای بهتر تربیت کردن بچه‌ها بسیار کمک حاله مطالعه بفرمایید که بهتون قول میدم خیلی به درد تون میخوره، بچه‌های ما حق دارن شاد باشن و درست زندگی کنن🤲 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه تحصیل در رشته مهندسی شیمی : پیشاپیش بابت طولانی شدن متن عذرخواهی میکنم🙏🏻 من دخترم و دانشجوی ترم ۴ کارشناسی مهندسی شیمی در دانشگاه آزاد هستم.درمورد جنسیت رشته بخوام بگم حدود ۸۰ درصد دانشجوها آقا هستن و برای خیلی از دخترا سخته حضور در کلاسی که اکثریت آقا باشن برای منم همین بود ولی بعد از چند وقت عادی میشه. درمورد دروس ، ترم اول و بخشی از ترم دوم، دروس پایه و دبیرستان هستش برخلاف اسمش که شیمی هست کمترین واحد شیمی رو که حدودا ۱۰ واحد هست رو پاس میکنیم. از دروس تخصصی میشه به انتقال جرم و حرارت ، عملیات واحد ، مکانیک سیالات و... اشاره کرد که در کل میشه گفت دروس تخصصی این رشته دروس بسیار سنگینی هستن.چندین واحد آزمایشگاه هم باید پاس بشه. در ترم آخر کارآموزی داریم که ۲۴۰ ساعت کار توی یک مرکز مرتبط باید فعالیت کنیم مثلا من چون در خوزستان ساکنم کاراموزی رو باید در پتروشیمی بگذرونم.درس پروژه هم داریم که درمورد یک موضوع باید پروژه تحویل داد تا مقطع دکترا میشه ادامه تحصیل داد و استاد دانشگاه شد درمورد شاغل شدن برای آقایون بسیااار راحته و جاهای مختلفی میتونن شاغل بشن ولی برای خانم ها در صنعت پتروشیمی یکم مشکله و معمولا استخدام خانم ندارن یا اگر داشته باشن در آزمایشگاه های صنعت پتروشیمیه در کل رشته خیلی خوبیه ولی باید واقعا درس بخونی و اصلا شب امتحانی نیست. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
صحبت های هادی را قطع کردم و گفتم؛ این زخم پشت دستت برای چیه؟ خیلی وقته که میبینم سوخته؟ نمیخواست جواب بده و موضوع را عوض می کرد، اما من همچنان اصرار می کردم. بالاخره تونستم از زیر زبانش حرف بکشم! مدتی قبل، در یکی از شبها خیلی اذیت شده بود میگفت که شیطان با شهوت به سراغ من آمده بود من هم چاره ای که به ذهنم رسید این بود که دستم را بسوزانم! من مات و مبهوت به هادی نگاه میکردم، درد دنیایی باعث شد که هادی از آتش شهوت دور شود. آتش دنیا را به جان خرید تا گرفتار آتش جهنم نشود. 🌹🌹🌹 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
مدتی بود که عضو یکی از هیئت های عزاداری شده بودیم. با بچه های آنجا هم رفیق بودیم. اما هیئت مشکلاتی داشت. تا چند ساعت بعد از نیمه شب عزاداری می کردند که نماز صبح مان هم از دست می رفت. مداح هیأت هم با ولی فقیه مشکل داشت. روزی یکی از دوستان درباره قالب هیئت تذکراتی به ما داد و گفت که اشتباه عمل می کنید. برای ما انتقال آن مطالب به مسئولین هیئت سخت بود؛ اما برای احمد نه. شروع کرد به تذکر اشتباهات. وقتی دید گوش به حرف نیستند، دور همه شان را خط کشید و با آنها قطع ارتباط کرد شهید احمد مکیان🕊 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
❤️ ✍ با حامد زیاد ماموریت رفتم. شاید نزدیک به یکسال باهاش زندگی کردم؛ هروقت که با هم همسفر می‌شدیم، می‌دیدم حامد هر شب بعد از اینکه از عملیات می‌آمدیم، قبل از خواب یکهو غیبش می‌زد! می‌رفتم و می‌دیدم یک گوشه نشسته و دور از چشم بقیه با اون قرآنی که همیشه همراهش بود، مشغول خواندن قرآنه! بهش گفتم: حامدجان! خیلی بهت دقت کردم تو این همه ماموریت، هرشب میری یه گوشه و قرآن می‌خوانی! گفت: ببین داداش! قرآن رو بخوان حتی شده شبی یک صفحه. اون وقت هستش که تأثیرش رو تو زندگیت می‌بینی. این پیوسته‌ قرآن‌ خواندن مسیر آدم رو مشخص و عاقبت بخیرت می‌کنه. نیازی نیست آنقدر بخوانی که خسته بشوی، تو بخوان، شبی یک صفحه ولی بخوان حتما. شهید مدافع حرم حامد سلطانی...🌷🕊 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فهیمه، عروسم، معلم دینی دبیرستان بود؛ خوش‌رو، آرام و فداکار. از آن زن‌هایی که بی‌صدا کوه به دوش می‌کشند. همه سختی‌های زندگی را به جان خرید تا مصطفی به این جایگاه برسد و به‌ عنوان یک دانشمند هسته‌ای به وطنش خدمت کند.»نمی‌دانم چرا زبانم بی‌اختیار از پیکرها می‌پرسد، اما دل شنیدن جواب را ندارم.«بیشتر از یک هفته گذشته و هنوز هیچ نشانی از فاطمه و فهیمه نیست. خانه‌شان آن‌قدر ویران شده که پیداکردن‌شان سخت است. می‌دانم... تا فاطمه پیدا نشود، فهیمه هم پیدا نمی‌شود. هرجا هستند، کنار هم‌اند، مثل همیشه.»شانه‌هایم می‌لرزد اما شانه‌های مادربزرگ نه!:«دلم را سپرده‌ام به حضرت زهرا (س). اگر نگاهش را شامل حالمان کند، پیکرشان را به ما می‌رساند. اما اگر نه عیبی ندارد مگر حضرت فاطمه مدفنش مشخص است که فاطمه‌ی ما مزار داشته باشد؟!» ‌ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.