eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
54.5هزار دنبال‌کننده
2.5هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
من یه پسرخاله دارم از بچگیش هر جا چیزی می‌خورد می‌گفت بهترین غذای عمرم بوده به مامان منم یاد بدید 🤣🤣 یا مامانش اونجا بود می‌گفت مامان دستورش رو بگیر 😆 ماشاءالله الان ۳۰ سالش شده ولی همچنان اخلاقش مونده🤦‍♀ دو سال پیش مامانم دعوتشون کرده بود غذا را که خورد گفت تا حالا این مدلی نخورده بودم مامان دستورش را بگیر ، دیگه خاله‌ ام عصبانی شد گفت من اصلا آشپزی بلد نیستم یاد هم نمیگیرم🤣🤣🤣🤣 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
من مامان دو تا دسته گل هستم، یه خاطره از خودم بگم: 10 سالم بود، بعد از ظهر زنگ آپارتمان زده شد و خانم و دخترای همکار پدرم (که درجه نظامی بالایی داشتن) تشریف آوردن خونمون... مامانم خیلی باهاشون رو دربایسی داشت، به بابام گفت که بره میوه بخره. بابا جان یک هندوانه بسیار بزرگ خرید و یواشکی گذاشت پشت در و رفت. مامانم تو آشپزخونه یه چادر به من داد که هندوانه رو بپیچم لای چادر و بیارمش تو آشپزخونه(که مثلا مهمونا متوجه نشن ما میوه نداشتیم). مامانم رفت پیش مهمونا نشست، و من که با هندوانه چادر پیچ شده از جلوی مهمانها به سمت آشپزخونه حرکت میکردم، قدرت دستم یاری نکرد و هندوانه وسط هال جلوی مهمون ها به ۷ روش سامورایی ترکید😅🙈 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام درمورد زندگی کردن مار 🐍 توی خونه یه خاطره هم من از مامان بزرگم بگم( خدا رحمت کنه) یه توضیحی از خونه های قدیم شهر مون بدم چون خر و گاو داشتن زیر خونه هاشون کاه دون داشتن [به نوعی خونه ها دو طبقه بوده طبقه زیری برای نگه داری احشام ،علوفه و کاه استفاده می شده] جایی که کاه انبار بشه موش 🐀 زیاده اون قدیما از تو حیاط خونه مادر بزرگم جوی آب می گذشته مامانم از زبون مادر بزرگم میگفت ، از وقتی اومدیم تو این خونه یه مار توی کاه دون بود، خیلی می دیدیمش با این که ۶ بچه قد و نیم قد داشتم به کسی آسیب نزد بعد چند سال افعی شده بود شبا می اومد لب جوی آب بخوره می دیدیمش خیلی بزرگ شده بود سبیل داشت و آبُ باصدای بلند میخورد با این حال در مدت ۳۰ سال که تو اون خونه بودن مار به کسی صدمه نزده بود نتیجه اخلاقی: همه حیوانات تا آزار نبینن کاری به انسان ندارن تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
دختر برادر من خیلی شیرین حرف میزد مثلا به دیروز می‌گفت خیلی روزه یا حتی پارسال یک بار زن داداشم مهمونی گرفته بود پاگشای عروس بود سنگ‌ تموم گذاشته بود کباب جدا قیمه جدا و... یک دفعه دخترش سر سفره گفت : آخ جون گوشت، ما خیلی روزه که گوشت نخوردیم! مامانش سریع با لپ سرخ قضیه رو جمع کرد. دوباره براش کباب گذاشتن به باباش گفت بابا ممنونم که کباب گرفتی آخه من پارسال کباب خوردم( ناهار دیروز کباب بوده) یعنی آبرو برای زن داداش طفلکیم‌ نموند😆😆 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
اومدیم شهرستان خونه مادرم اینا خواهرم جلوی تلویزیون خوابش برده بود میخواستم مطمئن بشم که خوابه تا بعد بلند شم برم تلویزیون رو خاموش کنم برای همین اومدم به دختر ۲/۵ ساله ام گفتم برو ببین خاله خوابه تلویزیون رو خاموش کنیم دخترم هم رفت خواهرم رو صدا زد: خاله، خاله پاشو تلویزیون میخواد بخوابه😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تجربه قاروق گیری یا تل گیری : سلام من خودم بلدم تل رد کنم سنم زیاد نیست ولی خب بلدم چون بچه که بودم برای خودم پیش می اومد و خیلی جاهای مختلف رفتم براش تا اینکه خودم یاد گرفتم و بعد چند وقت که بزرگتر شدم دیگه این اتفاق برام نیوفتاد این خرافات نیست توی گلو دو تا حفره‌ی کوچیک هست که برای بعضیا ممکنه غذا بره اونجا و بمونه و باعث عفونت میشه ممکنه بزنه به گوش توی بچه های کوچیک باعث تب، بی اشتهایی و حتی استفراغ میشه زیاد و تند تند رد کردنش هم باعث میشه اون ناحیه عادت کنه و بیشتر غذا بمونه ولی وقتی بچه مریض میشه دیگه چاره‌ای نیست خودم بسیار مخالف درآوردن هستم و اونایی که درمیارن ۹۹ درصد الکی و دروغینه من فقط با ماساژ رد میکنم و اصلا توی بینی یا دهان کسی فوت نمیکنم چون بهداشتی نیست خیلیا از همسایه‌ها و آشناها از جاهای مختلف بچه هاشون و آوردن پیشم و رد کردم حتی یکی از همسایه ها یکبار یه خانم بزرگسال رو اورد پیشم که احساس خفگی یا بودن چیزی توی گلوش داشت دیدم انگار چیزی گیر کرده تو گلوش و رد کردم و درعین همین حال ازش سوال می پرسیدم تا فهمیدیم به خاطر این بوده که موقع غذا خوردن برنج پریده تو گلوش چه باورش بکنین چه نکنین همچین چیزی وجود داره با ارزوی سلامتی برای همه❤️ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام حرف بچه ها و مشهد زدین یاد یه خاطره افتادم که یکی تعریف کرده بود خانومه می‌گفت بچش وقتی گریه می‌کرده مادرش به پسرش می‌گفته انقدر گریه کن تا جونت بالا بیاد. این ها یک روزی رفته بودن مشهد زیارت بچه هم میبینه چندتا خانم اون جا نشستن و دارن گریه میکنن انگشت اشارش و میاره جلو میگه انقدر گریه کن تا جونت بالا بیاد😐😐 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یه سوتی داغ از مامانم براتون بگم چند روز پیش داییم فوت کرده بودن😭😢 و ما برای تشییع جنازه رفته بودیم.از زبون خودشون. دیدم یه تابوت آوردن و مداح گفت لحظه آخر دیدار هست و بیایین خداحافظی کنین منم سریع رفتم جلو و زودتر از همه نشستم و با گریه و زاری و ندبه خوانی میت رو ناز و نوازش کردم و حتی کفن رو از صورتش کنار زدم ولی چون پنبه زیاد گذاشته بودن نتونستم کامل چهره رو ببینم.بعد نگام به بالا افتاد دیدم هیچ آشنایی دور و برم نیست فهمیدم میت رو اشتباه گرفتم 😂😂😂.آروم و بی‌سر و صدا محل رو ترک کردم همزمان دو تا قبر کنار هم بود که می خواستن دو نفر رو دفن کنن 😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
دخترم ۳ سالش بود دهه فاطمیه رفتیم خونه خواهرشوهرم روضه داشتن شب آخر اینقدر شلوغ بود پارکینگ رو فرش کردن واسه خانوما ... یک دفعه وسط مجلس صدای جیغ اومد رفتم دیدم یه سوسک 🪳 گنده داره تو پارکینگ فرار میکنه خانوما و بچه ها یه طرف پارکینگ دختر منم دمپایی به دست دنبال سوسکه 😂 دیگه سوسکه رو کشت خیالش راحت شد 😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام به همه کسانی که باعث خنده رو لب مون می شن به یاد خاطره بچه برو مشهد😅😅 ما هم چند سال پیش با خواهرم رفته بودیم مشهد دخترم ۴ سالش بود رفتیم مغازه اسباب بازی فروشی بعد اون پشت سر هم می گفت آخوندک می خوام بخر من و خواهرم از خنده 😃😃نمی تونستیم بپرسیم آخوندک دیگه چیه تا اینکه اشاره دقیق کرد و گفت این رو می گم 🎤🎤 بلندگو مداحی جلوی صاحب مغازه آب شدیم 🫠😅 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏تجربه ی پای دیابتی : سلام من یه خانوم ۴۳ساله هستم و میخواستم تجربه خودم از مشکل پای دیابتی که برای همسرم پیش اومد رو با شما اشتراک بذارم تا اگر خدایی نکرده گرفتار این مشکل شدید بتونید بهتر مدیریت کنید . اول از همه بهترین کار پیشگیری هست و در مرحله دوم به دلیل حساسیت زخم های این افراد با ایجاد کوچکترین زخم مخصوصا روی پا حتما به متخصصین درمان زخم های دیابتی مراجعه کنید. ما اولین زخمی که ایجاد شد رو با کرمهای مخصوص درمان کردیم . و هیچ وقت فکر نمیکردیم که این زخمها بعدا و با پیشرفت دیابت و افزایش سن زخمها به راحتی کنترل نمیشه . خون رسانی به پا خیلی مهمه و اینو بیماران دیابتی جدی بگیرن . مراجعه به جراح عمومی و بریدن بخشی از گوشت پا که زخم شده بود برای ما فاجعه بزرگی به بار آورد که هزینه گزاف همراه با استرس فراوان داشت. پس حتما زخم های دیابتی باید به متخصص زخم های عفونی و دیابتی مراجعه بشه . اون دکتر جراح اصلا نباید دست به زخم میزد و ما رو ارجاع میداد به متخصص . بیمار دیابتی باید چندین برابر افراد افراد عادی نظافت پا رو رعایت کنند . مرتب پا رو شستشو بدهند .کفش های سبک و راحت انتخاب کنند . کفش های کتونی با کیفیت بهترین گزینه هست. جوراب های نخی که کش مناسب داشته باشه و به پا فشار نیاره . حتما اگر مدت طولانی سرپا هستند . دقایقی استراحت کنند و پا رو بالا قرار دهند تا خون رسانی پا بهبود پیدا کنه . انتخاب درمانگر هم بسیار مهمه . این درمان بسیار احتیاج به صبر و حوصله و رعایت تمام نکاتی که درمانگر تذکر داده دارد . مراجعه به غیر متخصص باعث قطع پا میشه حتما جدی بگیرید . مراجعه به بیمارستان گزینه اولی که پیشنهاد میدن قطع پا هست و وقتی برای درمان نمیذارن .مگر اینکه تیم زخم پا دیابتی داشته باشند که اون هم معلوم نیست چقدر تخصص داشته باشه . چون همه درمانگرها تخصص کافی ندارن و باید از تخصص اونها مطمئن باشید . خلاصه حتما اگر فرد دیابتی دارید زخم ها رو جدی بگیرید . تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.