سلام یک بار با دوستم تا صبح چت میکردیم
بحث داغ مادرشوهر بود
هرچی از دهنمون در اومد نثارشون کردیم
صبح دیدم همسرم سرسنگینه
پا پیچ شدم دیدم صبح رفته بوده هات اسپات گوشیم و روشن کنه که به نت وصل شه، صفحه چت هامون باز بوده، همه رو خونده😱
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
هدایت شده از تبلیغات موزیک
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
☕️🔺دیگه چایی نخور🔺☕️
💢بفرست برای اون کسی که عاشق چایی هست 💢
🟢از بین بردن اشتهای کاذب در کوتاه ترین زمان
🟢کاهش وزن بین ۵ الی ۷ کیلویی در ماه
🟢دارای تاییدیه وزارت بهداشت
برای دریافت اطلاعات بیشتر و بهره مندی از تخفیف ویژه ، همین حالا روی لینک زیر کلیک کنید 📲
https://landing.saamim.com/40SgK
https://landing.saamim.com/40SgK
تجربه نگه داری از پرندگان :
این موضوع بر میگرده به دوران بچگی
۷یا ۸ سالگی چون از بچگی زیاد اجتماعی نبودم ترجیح میدادم بیشتر با خودم باشم تا بقیه یک روز در حس حال کودکی یه جوجه برام خریدن گذشت من جوجه رو مثل دوست خودم میدونستم چند وقت گذشت من افتادم تو خط پرنده هر روز جوجه جوجه در حدی علاقه پیدا کردم پول جمع میکردم جوجه میخریدم بعد دیگه جوجه برام هیجانی نداشت شروع کردم خرید مرغ عشق و قناری
اوایلش زیاد برام نژاد و مدل و اینا مهم نبود 😂
بعد یک مدت دیدم اینایی که من نگه داری میکنم هیچی هستش یعنی در مقابل با اون چیزی که من در موردش فکر میکنم نیستن
از یه طرف خانواده خیلی مخالفت میکردن که از درس میوفتی و از این حرف ها خوب اون ها هم حق داشتن به فکر باشن ولی اصلا اینجوری نیست که از درس و کارای دیگه بیوفتی
بگذریم با این شرایط که داشتم گفتم خوب الان که دیگه خانواده همراهی نمیکنن خودم
پول جمع کنم شروع به درآمد کنم
رفتم هرچی داشتم نداشتم از ۸۰ تا پرنده که جمع کرده بودم تا گوشیم رو فروختم
و رفتم از بهترین نژاد های موجود پرنده خریدم
به امید این که بتونم با جوجه کشی ازشون به سود دهی برسم
تازه این شروع کار بود کلی هزینه کردم
تا تونستم ۱۰ جفت پرنده کلکسیونی جمع کنم
پر انرژی شروع کردم
چند ماهی گذشت دیدم چه خاکی بر سرم شد
کلی پول و هزینه و در آخر هم هیچ ،
پرنده موجود زنده است یعنی هیچ ضمانتی وجود نداره که فردا از خواب پاشی از بین نرفته باشه
کلی بگم که روی موجود زنده اصلا فکر نکنید سود داره برای عشق خودتون یه چندتا نگه دارین مثل من یه پول توپ رو دور نریزید
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
@Maddahionlinمداحی آنلاین - صاحب الزمان عزا داره - وحید شکری.mp3
زمان:
حجم:
7.7M
صاحب الزمان عزا داره
آسمونم داره میباره
شهر سامرا پر از درده
مهدی فاطمه زواره
#زمینه🔊
#شهادت_امام_حسن_عسکری🏴
#مهدی_رسولی🎙
💚 #اللهم_عجل_لولیک_الفرج 💚. ┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
من از بچگی عاشق عروس شدن بودم همیشه خودم و تو لباس عروس تصور میکردم یک بار که داشتم مراسم ازدواجم رو تصور میکردم
کسی خونه نبود گفتم چه بهتر که عملی انجام بدم مراسم عروسی مون رو 😁
یادمه مادرم دو سه متری تور سفید خریده بود برای پنجره
اون تور و مثل لباس زنان هندی دور خودم پیچیدم
یه دسته گل هم گرفتم دستم موهام و باز کردم شونه کردم شدم عروس😂😂😍😍
یک جفت کفش هم داشتم ولی سیاه بود پوشیدم توی خونه مثل عروس راه میرفتم ادامه تور هم دنبالم کشیده میشد ، دستم هم تو دست آقا داماد😍😍
حرف میزدم باهاش من می رقصیدم
چند تا اسکناس انداخته بودم زمین مثلا داماد شاباش داده😂😂😂
یک دفعه خواهرم اومد داخل 😱😱
اره دیگه خودتون تصور کنین چقدر ضایع شدم😢😢😢
گفت عجله نکن به وقتش عروس هم میشی
ولی خدایی خیلی بد جا اومد داخل تازه داماد میخواست بیاد داخل برقصه😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام به همگی.
ان شاءالله که همیشه تنتون سالم باشه و دلتون شاد.
یک شب رفتم داروخونه قرص بگیرم، داروخونه هم شلوغ بود. یک خانم اومد تقریبا ۳۰ ساله بود.
اومد خودش و رسوند به پیشخوان داروخونه ، شوهرش بهش گفت میخوای بری دکتر برات بنویسه؟ گفت نه بابا بیخودی باید پول ویزیت بدم ،خودم بلدم، الان میگیرم میریم.😏😎
یک دفعه خانمِ به مسئول داروخونه گفت آقا ببخشید یه سرم زرد میخوام.
آقاهه با این قیافه 😳گفت چی؟؟؟
خانمه گفت سرم زرد میخوام.
آقاهه گفت وا، سرم زرد دیگه چیه؟؟ سرم زرد نداریم 😳🤔
خانمه با قیافه 😤 گفت خب سرم زرد میخوام دیگه
آقاهه و بقیه ی بچه های داروخونه به زووووور خودشون و نگه داشته بودن.
آقاهه دیگه نتونست خودشو نگهداره، با خنده گفت فهمیدم ، الان میارم 😁
بعدش که آورد، خانمه نگاه کرد به سرم و دوباره گفت واااااااا، پس چرا زرد نیست من زرد میخوام 🤨☹️
ببین دیگه علناً همممممه میخندیدن 😆😆😆😆
آقاهه گفت: خانم سرم زرد نداریم، آمپول (ب کمپلکس) داخلش میزنن که زرد میشه 😄😉
خانمه سریع حساب کرد و به سرعت جت محو شد 🏃♀🏃♀🏃♀
تا یک ربع همه میخندیدن فقط 😂😂😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تازه عقد کرده بودیم.قرار شد بریم خونه ببینیم تا عروسی کنیم
شوهرم گفت یکی از اقوام مون یه 3 طبقه داره میخواد بده کرایه،بریم ببینیم
با مادر و پدرش رفتیم طبقه اول و دیدیم بعدم طبقه دو،صاحب خونه گفته بود بفرمایید خونمون یه چای بخورید و بعد برید😊
منم نشنیدم و نمی دونستم خودشم اینجا زندگی میکنه
فکر کردم میگه بیایین طبقه بالا را هم ببینید برای کرایه...😬
آقا ما رفتیم تو؛ شوهرم و مامان و باباش رفتن بشینن منم که فکر میکردم باید ببینم خونه رو پسند کنم؛
رفتم تو اتاق ها تاب می خوردم و در حموم و دستشویی و باز میکردم تا اینکه شوهرم صدام کرد مریم بیا...
زن صاحب خونه گفت بذارید راحت باشند....
رفتم پیششون نشستم🙄
شوهرم عصبانی گفت معلوم هست چکار میکنی؟ آبرومون و بردی.گفتم چرا؟!!!
گفت اینجا خونه خودشونه😐
وای اینو که گفت حسابی خجالت کشیدم 🙁
اونم جلوی مادرشوهر که منتظر بود یه سوتی از من بگیره😣😁
خداروشکر که نشد بریم اونجا کرایه و خودمون صاحب خونه شدیم
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه تحصیل در نمونه دولتی :
سلام من دو سال هشتم و نهم و نمونه دولتی درس خوندم حقیقتا بدترین سال های عمرم بود از استرس زیاد کلی سیستم ایمنی بدنم اومده بود پایین
لطفاااا تا حد امکان بچه هاتون و نفرستید این سیستم های گند و افتضاح درسته بعضی از بچها تونستن کنار بیان اما من از همون موقع افسردگی گرفتم
شاید بگین انقدر بزرگ نکن ولی از بس مقایسه میکنن از بس خورد میکنن احساس میکنین هیچی نیستین در صورتی که نسبت به بقیه من درسام فوق العادس اما تو اونجا پایین ترین بودم و این میشه بدترین عامل برای نابودی اعتماد به نفس
همش توقع داشتن همه درسامون عالی باشه من که زبانم یکم ضعیف بود همش تحقیر میشدم.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام❤️❤️
ممنون از کانال خوبتون ، بریم سراغ سوتی من
یک روز تو کلاس با دوستم دعوام شد بعد اومدم کفشم رو در آوردم خواستم پرت کنم سمت دوستم خورد به پرژکتور کلاس پرژکتور بندری میرفت همه تو کلاس بودن بهشون گفتم به کسی نگین وگرنه حسابتون و باهمین لنگه کفش میرسم 😅😂یعنی انگار جنگ جهانی سوم بود😆
ولی هنوز دعوا ادامه داشت
رفتم با جارو بزنمش پاش رو گذاشت روی جارو اومدم بلند کنم شکست
با شکستن جارو دعوا خوابید😉
فرداش اومدم مدرسه دیدم جارو عوض شده
منو دوستم از خنده پخش زمین بودیم😅
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
آقا من تازه نامزد کرده بودم رفتم خونه خاندان شوهر. خواهرشوهرم دید من حوصله ام سر رفته آلبوم آورد با هم عکسای قدیمی رو ببینیم.😁
خلاصه رسیدیم به یه عکس دسته جمعی که میون شون یه خانومی بود که موهاش رو اندازه کوهان شتر جمع کرده بود روی سرش و مدل داده بود.😝
منم خواستم شیرین زبونی کنم صمیمیت به خرج بدم مثلا دست گذاشتم رو عکسه گفتم ههههه هوووو هاهاهاها این ضایع کیه روی سرش آشیونه پرنده ساخته؟😃
خواهرشوهرمم گفت اون منم عزیزم!😨اون موقع این مدل مو مد بود اما اگر تو می پسندی برای مراسم شما هم همینطوری درست کنم 😐🤨
هیچی دیگه و با این جواب مشت محکمی به دهان من زد و موج مکزیکی در درون من به پا شد... البته من اون روز نمیدونم چی زده بودم خیلی سوتی دادم یعنی تازه عروسی و نمی شناسم تو یک روز انقدر گند زده باشه به وجهه خودش😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام خدا قوت بابت کانال خوبتون واقعا کانال خوبیه من لذت میبرم میخواستم راجع به پستی و بلندی زندگیم بگم و اینکه خدا چقدر میتونه بزرگ باشه یه پسر 6 ساله دارم و یه تو راهی😍خرداد1401 ناخواسته باردار شدم و جفت سرراهی خیلی ناشکری میکردم بابت اینکه چرا باردار شدم شرایطش رو ندارم و خدا منو ببخشه و چرا دوباره پسر، چون من عاشق دخترم😔
خیلی اذیت شدم و متاسفانه تو 8 ماهگی حالم بد شد و بچم بهشتی شد 😔افسردگی شدید گرفتم بگذریم از طعنه های خانواده شوهر که هیچ وقت فراموشم نمیشه
1 بهمن 1401 شد برام کابوس اینکه سال دیگه من 1 بهمن چی کار کنم و اینکه معجزه زندگی من 1 بهمن 1402 صدای قلب گل پسرم رو شنیدم و اینکه هیچ چیز خدا بی حکمت نیست و الان مشتاق دیدار همون پسری هستم که ناشکریش رو میکردم همیشه و در همه حال شکر گذار باشیم که خدا چیز بدی برای بندش نمی خواد ببخشید طولانی شد ان شاءالله هر کسی آرزوی بچه داره خدا دامنش رو سبز کنه.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.