سلام به همگی.
ان شاءالله که همیشه تنتون سالم باشه و دلتون شاد.
یک شب رفتم داروخونه قرص بگیرم، داروخونه هم شلوغ بود. یک خانم اومد تقریبا ۳۰ ساله بود.
اومد خودش و رسوند به پیشخوان داروخونه ، شوهرش بهش گفت میخوای بری دکتر برات بنویسه؟ گفت نه بابا بیخودی باید پول ویزیت بدم ،خودم بلدم، الان میگیرم میریم.😏😎
یک دفعه خانمِ به مسئول داروخونه گفت آقا ببخشید یه سرم زرد میخوام.
آقاهه با این قیافه 😳گفت چی؟؟؟
خانمه گفت سرم زرد میخوام.
آقاهه گفت وا، سرم زرد دیگه چیه؟؟ سرم زرد نداریم 😳🤔
خانمه با قیافه 😤 گفت خب سرم زرد میخوام دیگه
آقاهه و بقیه ی بچه های داروخونه به زووووور خودشون و نگه داشته بودن.
آقاهه دیگه نتونست خودشو نگهداره، با خنده گفت فهمیدم ، الان میارم 😁
بعدش که آورد، خانمه نگاه کرد به سرم و دوباره گفت واااااااا، پس چرا زرد نیست من زرد میخوام 🤨☹️
ببین دیگه علناً همممممه میخندیدن 😆😆😆😆
آقاهه گفت: خانم سرم زرد نداریم، آمپول (ب کمپلکس) داخلش میزنن که زرد میشه 😄😉
خانمه سریع حساب کرد و به سرعت جت محو شد 🏃♀🏃♀🏃♀
تا یک ربع همه میخندیدن فقط 😂😂😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تازه عقد کرده بودیم.قرار شد بریم خونه ببینیم تا عروسی کنیم
شوهرم گفت یکی از اقوام مون یه 3 طبقه داره میخواد بده کرایه،بریم ببینیم
با مادر و پدرش رفتیم طبقه اول و دیدیم بعدم طبقه دو،صاحب خونه گفته بود بفرمایید خونمون یه چای بخورید و بعد برید😊
منم نشنیدم و نمی دونستم خودشم اینجا زندگی میکنه
فکر کردم میگه بیایین طبقه بالا را هم ببینید برای کرایه...😬
آقا ما رفتیم تو؛ شوهرم و مامان و باباش رفتن بشینن منم که فکر میکردم باید ببینم خونه رو پسند کنم؛
رفتم تو اتاق ها تاب می خوردم و در حموم و دستشویی و باز میکردم تا اینکه شوهرم صدام کرد مریم بیا...
زن صاحب خونه گفت بذارید راحت باشند....
رفتم پیششون نشستم🙄
شوهرم عصبانی گفت معلوم هست چکار میکنی؟ آبرومون و بردی.گفتم چرا؟!!!
گفت اینجا خونه خودشونه😐
وای اینو که گفت حسابی خجالت کشیدم 🙁
اونم جلوی مادرشوهر که منتظر بود یه سوتی از من بگیره😣😁
خداروشکر که نشد بریم اونجا کرایه و خودمون صاحب خونه شدیم
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تجربه تحصیل در نمونه دولتی :
سلام من دو سال هشتم و نهم و نمونه دولتی درس خوندم حقیقتا بدترین سال های عمرم بود از استرس زیاد کلی سیستم ایمنی بدنم اومده بود پایین
لطفاااا تا حد امکان بچه هاتون و نفرستید این سیستم های گند و افتضاح درسته بعضی از بچها تونستن کنار بیان اما من از همون موقع افسردگی گرفتم
شاید بگین انقدر بزرگ نکن ولی از بس مقایسه میکنن از بس خورد میکنن احساس میکنین هیچی نیستین در صورتی که نسبت به بقیه من درسام فوق العادس اما تو اونجا پایین ترین بودم و این میشه بدترین عامل برای نابودی اعتماد به نفس
همش توقع داشتن همه درسامون عالی باشه من که زبانم یکم ضعیف بود همش تحقیر میشدم.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام❤️❤️
ممنون از کانال خوبتون ، بریم سراغ سوتی من
یک روز تو کلاس با دوستم دعوام شد بعد اومدم کفشم رو در آوردم خواستم پرت کنم سمت دوستم خورد به پرژکتور کلاس پرژکتور بندری میرفت همه تو کلاس بودن بهشون گفتم به کسی نگین وگرنه حسابتون و باهمین لنگه کفش میرسم 😅😂یعنی انگار جنگ جهانی سوم بود😆
ولی هنوز دعوا ادامه داشت
رفتم با جارو بزنمش پاش رو گذاشت روی جارو اومدم بلند کنم شکست
با شکستن جارو دعوا خوابید😉
فرداش اومدم مدرسه دیدم جارو عوض شده
منو دوستم از خنده پخش زمین بودیم😅
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
آقا من تازه نامزد کرده بودم رفتم خونه خاندان شوهر. خواهرشوهرم دید من حوصله ام سر رفته آلبوم آورد با هم عکسای قدیمی رو ببینیم.😁
خلاصه رسیدیم به یه عکس دسته جمعی که میون شون یه خانومی بود که موهاش رو اندازه کوهان شتر جمع کرده بود روی سرش و مدل داده بود.😝
منم خواستم شیرین زبونی کنم صمیمیت به خرج بدم مثلا دست گذاشتم رو عکسه گفتم ههههه هوووو هاهاهاها این ضایع کیه روی سرش آشیونه پرنده ساخته؟😃
خواهرشوهرمم گفت اون منم عزیزم!😨اون موقع این مدل مو مد بود اما اگر تو می پسندی برای مراسم شما هم همینطوری درست کنم 😐🤨
هیچی دیگه و با این جواب مشت محکمی به دهان من زد و موج مکزیکی در درون من به پا شد... البته من اون روز نمیدونم چی زده بودم خیلی سوتی دادم یعنی تازه عروسی و نمی شناسم تو یک روز انقدر گند زده باشه به وجهه خودش😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام خدا قوت بابت کانال خوبتون واقعا کانال خوبیه من لذت میبرم میخواستم راجع به پستی و بلندی زندگیم بگم و اینکه خدا چقدر میتونه بزرگ باشه یه پسر 6 ساله دارم و یه تو راهی😍خرداد1401 ناخواسته باردار شدم و جفت سرراهی خیلی ناشکری میکردم بابت اینکه چرا باردار شدم شرایطش رو ندارم و خدا منو ببخشه و چرا دوباره پسر، چون من عاشق دخترم😔
خیلی اذیت شدم و متاسفانه تو 8 ماهگی حالم بد شد و بچم بهشتی شد 😔افسردگی شدید گرفتم بگذریم از طعنه های خانواده شوهر که هیچ وقت فراموشم نمیشه
1 بهمن 1401 شد برام کابوس اینکه سال دیگه من 1 بهمن چی کار کنم و اینکه معجزه زندگی من 1 بهمن 1402 صدای قلب گل پسرم رو شنیدم و اینکه هیچ چیز خدا بی حکمت نیست و الان مشتاق دیدار همون پسری هستم که ناشکریش رو میکردم همیشه و در همه حال شکر گذار باشیم که خدا چیز بدی برای بندش نمی خواد ببخشید طولانی شد ان شاءالله هر کسی آرزوی بچه داره خدا دامنش رو سبز کنه.
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
من با مامانم و زن داداشام و خواهر زن داداشم و برادرزاده رفته بودیم پارک بعد از کلی خوش گذرونی رفتیم پیش فامیلامون که تو همون پارک بودن دختر فامیلمون ازم پرسید معلمت کیه منم گفتم فلان شخص بعد اسم مدرسم و گفتم بعد گفت خانم اکرمی معلم خوبیه (اسم یکی از معلمای مدرسمون بود) بعد منم گفتم نه اصلاً معلم خوبی نیست همش پشت سر کلاس ما حرف میزنه تازه فهمیده بودم ماجرا از چه قراره فهمیدم که همین خانم اکرمی خواهر شوهرشه 😳😳🤐 دیگه آب شدم رفتم تو زمین بعد کلی تعریف کردم از خانم اکرمی 😇😇
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
اوایل که تازه عروس بودم خانواده شوهرم خونمون دعوت بودن من یه سرویس چینی دارم خیلی بشقاباش بزرگه هرچی برنج میریزی تو بشقاب فکر میکنی کمه منم همه برنج ها رو ریختم تو بشقاب ها چیزی برای سر ریز نمونده بود بشقاب هارو هم برده بودن سر سفره نشسته بودیم که همسرم داشت میگفت ببخشید اگه کم و کسری بود خواستم ادامه حرف همسرم و بگم مثلا نوش جان اینا ... یک دفعه گفتم برنج زیاد درست کردم چون بشقامون بزرگه فکر میکنید کمه و برنج ها کم دیده میشه از خجالت آب شدم با خودم گفتم این چی بود گفتم خانواده شوهرمم سکوت کرده بودن و بهم نگاه میکردن و غذاشون و نصفه خورده بودن و اون شب گرسنه از خونمون رفتن😅😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام روزتون بخیر
یک بار ماشینم را بردم تعمیرگاه
ماشینم خیلی کثیف بود و کف ماشین پرررررر بود از پوسته تخمه و پاکت چیپس و پفک و ....
یه آقای مسن اونجا بود یه نگاهی به داخل ماشین کرد و بعد شنیدم داره به مکانیکه میگه: به نظرت اینا دستشویی شونم همینجا (کف ماشین) می کنن؟؟!!
یعنی آبروم رفت 😶🌫
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یک بار با شوهرم قهر کردم از خونه رفت بیرون... منم بهش پیام دادم وسیله هام و بر میدارم میرم دنبالم نیا، بعدش رفتم توی کمد یک ساعتی گذشت،خسته شدم،خوابم گرفت.. روی رختخواب ها خوابم برد 😅😅وقتی اومد خونه دیده بود من نیستم اومد توی اتاق روی تخت دراز کشیده بوده و هی به گوشی من زنگ میزده. منم گوشیم سایلنت،بعد میگفت گوشام و تیز کردم دیدم صدای عجیبی میاد از توی کمد😅😅صدای نفس کشیدن و خروپف من😂😂آهان اینم بگم شوهرم توی اتاق که میاد هیچ وقت برق روشن نمیکنه.. چون نور سالن می افته یکم روشنه، آقا هیچی.. با ترس و لرز که ای خدا چی توی کمده یک دفعه در کمد و باز میکنه.. کمد تاریک بود من تا درو باز کرد بیدار شدم. خوابم سبکه ولی چهرش و خوب تشخیص ندادم..مغزم هنوز درست فرمون نمیداد که کجام و چرا شروع کردم جیغ کشیدن اونم داد زدن یه چند ثانیه ای جیغ و داد کردیم یک دفعه شک شدیم😂😂😂😂😂😂وای اصلا نمیتونم اون لحظه رو بگم.. گفت اینجا چرا خوابیدی مردم از ترس...دیگه نگفتم قایم شدم و قضیه چی بوده😂😂😂😂😂بعدش خیلی خندیدیم
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام ☺️
یک ماه پیش خواهر زادم ۳ تا ۱۰ تومنی داشت من برای کرایه پول خورد میخواستم خواب بود از پولاش برداشتم برگشتم خونه اومدم بهش گفتم ایلیا خاله جان بیا این ۵۰ تومن مال تو او ۱۰ تومن دیگه هم بده من میگه نه نمیخوام پول خودمو بده
(پیشدبستانیه و اعداد ۱ تا ۱۰ بلده) بهش گفتیم خودش خوند این ۱ داره و این ۵ بعد ازش پرسیدم خودش گفت خب ۵ تا بیشتره و اون موقع قبول کرد و خوشحال شد
اما بچههای الآن خیلی زرنگ شدن نباید بهشون یاد داد بعدش آمده میگه خب ۳ تا پول برداشتی ۳ تا از همین هایی که دادی بده(۵۰ تومنی میخواست)😂😁😄
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.