من با مامانم و زن داداشام و خواهر زن داداشم و برادرزاده رفته بودیم پارک بعد از کلی خوش گذرونی رفتیم پیش فامیلامون که تو همون پارک بودن دختر فامیلمون ازم پرسید معلمت کیه منم گفتم فلان شخص بعد اسم مدرسم و گفتم بعد گفت خانم اکرمی معلم خوبیه (اسم یکی از معلمای مدرسمون بود) بعد منم گفتم نه اصلاً معلم خوبی نیست همش پشت سر کلاس ما حرف میزنه تازه فهمیده بودم ماجرا از چه قراره فهمیدم که همین خانم اکرمی خواهر شوهرشه 😳😳🤐 دیگه آب شدم رفتم تو زمین بعد کلی تعریف کردم از خانم اکرمی 😇😇
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
اوایل که تازه عروس بودم خانواده شوهرم خونمون دعوت بودن من یه سرویس چینی دارم خیلی بشقاباش بزرگه هرچی برنج میریزی تو بشقاب فکر میکنی کمه منم همه برنج ها رو ریختم تو بشقاب ها چیزی برای سر ریز نمونده بود بشقاب هارو هم برده بودن سر سفره نشسته بودیم که همسرم داشت میگفت ببخشید اگه کم و کسری بود خواستم ادامه حرف همسرم و بگم مثلا نوش جان اینا ... یک دفعه گفتم برنج زیاد درست کردم چون بشقامون بزرگه فکر میکنید کمه و برنج ها کم دیده میشه از خجالت آب شدم با خودم گفتم این چی بود گفتم خانواده شوهرمم سکوت کرده بودن و بهم نگاه میکردن و غذاشون و نصفه خورده بودن و اون شب گرسنه از خونمون رفتن😅😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام روزتون بخیر
یک بار ماشینم را بردم تعمیرگاه
ماشینم خیلی کثیف بود و کف ماشین پرررررر بود از پوسته تخمه و پاکت چیپس و پفک و ....
یه آقای مسن اونجا بود یه نگاهی به داخل ماشین کرد و بعد شنیدم داره به مکانیکه میگه: به نظرت اینا دستشویی شونم همینجا (کف ماشین) می کنن؟؟!!
یعنی آبروم رفت 😶🌫
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یک بار با شوهرم قهر کردم از خونه رفت بیرون... منم بهش پیام دادم وسیله هام و بر میدارم میرم دنبالم نیا، بعدش رفتم توی کمد یک ساعتی گذشت،خسته شدم،خوابم گرفت.. روی رختخواب ها خوابم برد 😅😅وقتی اومد خونه دیده بود من نیستم اومد توی اتاق روی تخت دراز کشیده بوده و هی به گوشی من زنگ میزده. منم گوشیم سایلنت،بعد میگفت گوشام و تیز کردم دیدم صدای عجیبی میاد از توی کمد😅😅صدای نفس کشیدن و خروپف من😂😂آهان اینم بگم شوهرم توی اتاق که میاد هیچ وقت برق روشن نمیکنه.. چون نور سالن می افته یکم روشنه، آقا هیچی.. با ترس و لرز که ای خدا چی توی کمده یک دفعه در کمد و باز میکنه.. کمد تاریک بود من تا درو باز کرد بیدار شدم. خوابم سبکه ولی چهرش و خوب تشخیص ندادم..مغزم هنوز درست فرمون نمیداد که کجام و چرا شروع کردم جیغ کشیدن اونم داد زدن یه چند ثانیه ای جیغ و داد کردیم یک دفعه شک شدیم😂😂😂😂😂😂وای اصلا نمیتونم اون لحظه رو بگم.. گفت اینجا چرا خوابیدی مردم از ترس...دیگه نگفتم قایم شدم و قضیه چی بوده😂😂😂😂😂بعدش خیلی خندیدیم
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام ☺️
یک ماه پیش خواهر زادم ۳ تا ۱۰ تومنی داشت من برای کرایه پول خورد میخواستم خواب بود از پولاش برداشتم برگشتم خونه اومدم بهش گفتم ایلیا خاله جان بیا این ۵۰ تومن مال تو او ۱۰ تومن دیگه هم بده من میگه نه نمیخوام پول خودمو بده
(پیشدبستانیه و اعداد ۱ تا ۱۰ بلده) بهش گفتیم خودش خوند این ۱ داره و این ۵ بعد ازش پرسیدم خودش گفت خب ۵ تا بیشتره و اون موقع قبول کرد و خوشحال شد
اما بچههای الآن خیلی زرنگ شدن نباید بهشون یاد داد بعدش آمده میگه خب ۳ تا پول برداشتی ۳ تا از همین هایی که دادی بده(۵۰ تومنی میخواست)😂😁😄
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یک بار دانشگاه که بودم میخواستم برم خونه، زنگ زدم به آژانس که بیاد دنبالم مرده گفت از کجا به کجا گفتم از فلان جا به فلان جا مرده گفت آدرس دقیق منم آدرس دقیق و دادم آقاهه گفت پونک کجاست؟ من اینجوری شدم😐😐
بعد ۳ ساعت آقاهه رو حالیش کردم که کجاست مرده گفت من نمیدونم صبر کن گوشی و داد به همکارش هر چی برای اونم توضیح دادم نمیفهمید مرده میگفت خانم همت دیگه کجاست؟
من و میگی عصبانی سر راننده داد میزدم آخه مرده حسابی تو که نمیدونی همت کجاست بیخود میکنی آژانس میزنی😡
مرده با یه مظلومیتی گفت خانم شما کجایی؟ من گفتم دانشگاهم مرده گفت نه تو کدوم شهر
منم گفتم تهرانم آقاهه گفت شما خوبی خانوم؟🧐 از تهران زنگ زدی مشهد برات آژانس بفرستن
من و میگی شاخ هام در اومد بعد روی گوشیم و نگاه کردم یادم اومد بله یه سفری که رفته بودیم مشهد من شماره آژانس اونجا رو ذخیره کرده بودم، دیگه نفهمیدم چه جوری قطع کردم😢🤣🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
مامانم تعریف میکنه انگار خیلی ساله پیش که برای اولین بار عموم کیوی خریده بوده برده خونه بعد زن عموم هم میشینه پوست کندن 😐
هی پوست میکنه می بینه سبزه😕هی میریزه آشغالی😬
تا اینکه شب عموم میاد میگه چیه این سیب زمینی هایی که خریدی همش خرابه و سبزه همه رو ریختم رفت🤦♀😄
عموم یک دفعه برمیگرده میگه اون میوه بوده سیب زمینی نبوده زن🤣🤣🤣🤣🤣🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
مامانم تعریف میکرد که وقتی مامان و بابام که تازه ازدواج کرده بودن توی دهه ۶۰ ، بابام میره سبزی خوردن میخره و توشون سبزی مرزه هم هست و مامانم نمی دونسته چیه و از اون جایی که بابام قصابه و همیشه یه حیوون توی خونه بود(الآن دیگه نمیشه توی خونه ، توی شهر آدم حیوون خونگی داشته باشه)
میگه اینا چیه و میندازه جلوی گاو ، وقتی بابام میاد بهش میگه اینا چیه خریدی و بابام تا متوجه میشه که انداختتشون جلوی گاو میگه برو بیارشون پاکشون کنم اینا رو توی سبزی خوردن باید قاطیشون کنی 😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یک روز خاله ام دردش میگیره میره دکتر دکترم میگه سنگ کلیه داری😞
خلاصه این شوهر خالم هم وقتی کسی مریض میشه به شدت دست و پاشو گم میکنه😂😑
حالا دکتر به شوهر خاله قرص میده میگه اینو بده خانومت بخوره🤕
بعد از 5 دقیقه خالم به دکتر میگه چرا دردم کمتر نشد 😓دکتر میگه قرص و خوردی؟
اونم میگه نه والا چه قرصی؟😳
دکترم به شوهر خالم میگه قرص و دادی خانومت؟🤔
اونم میگه خودم خوردم دیگه😂😂😂
دکترم میگه اون برای خانومت بودددد😂😂😂
و سوژه بود تو بیمارستان😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام. یه چیزی از زرنگ بازی،حاضر جوابی و سیاست خودم بگم براتون.
چند سال پیش خونه مادر شوهرم بودیم دعوت آش نذری. خواهر شوهرامم اونجا بودن، خلاصه با همکاری همدیگه کمک کردیم آش پختیم واطرافمون و جمع و جور کردیم و ظرفاشم شستیم، بعدش دیگ آش تو حیاط رو گاز بود تا آماده بشه برای خوردن.
دیگه خسته شدیم، اومدیم داخل اتاق. دیدیم ساعت تقریبا یک بعد از ظهر بود و خیلی گرسنه بودیم نمی دونستیم حالا چی درست کنیم بخوریم، درحال فکر کردن پختن غذا بودیم که چی بخوریم🤔🤔.. تو آشپزخونه بودیم، یک دفعه من به خواهرشوهرم گفتم آهان یه غذای حاضری بلدم خوشمزه هم هست.خوبه اون و درست کنیم بخوریم که خیلی گرسنه مونه. گفت باشه، طوری نیست☺️. خلاصه طرز تهیه این غذا رو گفتم براشون. خیلی هم قشنگ گوش دادن.. بعدش دیدم عه دیگه سکوت کردن، چیزی نمیگن. 😐، فکر میکردن حالا من میخوام این غذا رو درست کنم😁.. بعد از چند دقیقه ای خواهرشوهرم بهم گفت پس شما غذا رو درست میکنی؟؟
منم با کمال پررویی گفتم نه. فقط میخواستم آموزش این غذا رو به شما یاد بدم که شما خودتون درست کنین. دبگه کم آوردن و چیزی نتونستن بگن. برای اولین بار انگاری خوشم اومده بود از حاضر جوابی خودم
خواهرشوهرم. 😳🙄
مادرشوهرم. 😐😬🙄
خودم. 🤨🙂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
دخترم شیرخوار بود خیلی ضعیف بود تو کریر جا به جاش میکردیم .داخل مغازه سر کار بودیم که تعطیل کردیم باباش فکر کرد من بچه رو داخل کریر گذاشتم روش پتو انداختم خلاصه کریر رو برداشت تو ماشین گذاشت ، منم سوار شدم و رفتیم خونه تو خونه روی کریر رو باز کردم دیدم بچه نیست گفتم بچم ، بچم نیست
شوهرم گفت داخلشه نگاه کن بعد یادم اومد من که اصلا نذاشتم کنار کریر بوده هیچی با ترس و لرز رفتیم دوباره مغازه هزار فکر به سرم میزد که چی به سرش اومده
اما خوشبختانه خواب خواب بود ☺️☺️
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.