8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی مثل یک کتابه...📔
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍃
اگر روزی دنیا را دوست نداشتی، جایت را عوض کن تا از زاویه ای دیگر به آن بنگری.
دنیا از بعضی زوایا دوست داشتنی ست و در بعضی زوایا نه!
در بعضی از زوایا بهتر و زیباست، در بعضی زوایا تاریک و خسته کننده.
یادت باشد تو باید جایت را عوض کنی، چرا که دنیا هرگز از جایش تکان نخواهد خورد...🍃
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️تویی که داری خودتو اذیت میکنی برای آیندت، هرموقع کم آوردی این نقل قول رو به یاد بیار :
« امروز سخت است؛ فردا بسیار سختتر؛ اما پس فردا بسیار زیبا خواهد بود؛ بیشتر مردم فردا عصر تسلیم میشوند! »
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
10.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی با خودِ درونت به صلح برسی
به جسم و روحت احترام بزاری،روی خودت کار کنی
و هوای خودت رو داشته باشی،قلق های خودت رو خوب یاد بگیری و از تنهائیت لذت ببری،میشه گفت تو آدم بالغی هستی...
با خودتون به صلح برسید❤️
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
دوره کرونا دوست شوهرم با خانمش اومدن خونه مون همشون ماسک داشتن بعد سلام و احوالپرسی نشستن دیدیم جلوی ماسک آقا صورتی رنگه ،همسرم بهش گفت این چیه رو ماسکت گفت 🧐نمیدونم دختر عزیزشون گفت وای بابا ماسک مامانو گذاشتی و فقط ببینید چه جوری ماست مالی میکردن
گفت اها ما وقتی از بیرون میایم ماسک ها رو روی چوب رختی آویزون میکنیم .مال خانمش که رژ لب روش بود رو بسته بود اشتباه هم بسته بود و اون رنگ صورتی رژلب بود 💄😷
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
من تازه نامزد کرده بودم بعد عروسی همسایه نامزدم بود .آقا من رفتم آرایشگاه و کلی به خودم رسیدم بعد آقا من یه کفش پاشنه بلند پوشیدم دقیقا راه رفتنم شده بود مثل گاوی که روی یخ راه میره هی لیز میخوره 🙈
آقا خلاصه من رفتم لباسام و عوض کردم داشتم از وسط مجلس رد میشدم کفشام گیر کرد به لباس مادر عروس، من زارت پرت شدم وسط مجلس و همزمان زااااارت لباس مادر عروس جر خورد هیچی حالا منو جمع و جور کردن و بردن نشوندن رو صندلی که بیشتر از اون خرابکاری نکنم😁
جالبش اونجاست که خواهر شوهرم و مادر شوهرم کلا منو به گردن نمیگرفتن که این عروس ماست
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام سلام من اومدم 😂😂
خوب حالا بریم سر سوتی بنده،منو شوهر جان چند روز پیش رفته بودیم فرش بخریم برای خونه داشتم به فروشنده میگفتم که جلو دری هم میخوام نمیدونم چی شد زبونم نچرخید به جای اینکه فامیلی فروشنده رو بگم گفتم ببخشید آقای دکتر 🙈😂یک دفعه دیدم شوهر جان چشماش😳این شکلی شده خودم که متوجه سوتیم شدم بلند زدم زیر خنده بعد فروشنده و همسرمم با من کلی به سوتیم خندیدند ،اینم بگم فروشنده از دوستای داداشم هستن چند سالی هست ما ازشون فرش میخریم.☺️
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام خسته نباشید من اولین باری هست که خاطره میذارم😊😊
خاطره من برای دوساله پیشه که عقد کرده بودم
ما داخل خونه مامانم اینا لباسشویی مون از این قدیمی ها بود از این دو طرفه ها و لباسشویی جدید نداشتیم
تو عقد که بودم رفتم خونه مادرشوهرم اینا کسی هم نبود شوهرم داشت میرفت بیرون که بهم گفت لباسامو بذار توی لباسشویی خودشم بهم یاد داد که چطور روشنش کنم
حالا من روشنش کردم وقتی آب ریخت توش شروع کرد به تند چرخیدن منم که تا حالا ندیده بودم از ترس مردم گفتم لباساش چیشد کجا رفت😳
خلاصه جلوی همون لباسشویی کلی گریه کردم تا تموم شد 😭😭
وقتی خواستم درش و باز کنم هر کاری کردم نشد کلی خودمو فحش دادم و اینکه الان شوهرم میاد و آبروم میره😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
من بیمارستان کار میکنم منو همکارم خیلی سر به سر سربازا میذاریم اکثرا سن هاشون خیلی پایینه و ساده هستن ..نمیدونم اینا از کجا به تور ما شیطونا می افتن؟؟؟؟؟
یک دفعه یکیشون تابلو خیلی اه و ناله میکرد و ادا در میاورد ...منم رفتم بالا سرش گفتم یک بار دیگه داد بزنی گزارش رد میکنم که داری فریبکاری میکنی و توی اطلاعات برات پرونده سازی میکنن حواست جمع باشه ها !!!!!! این حرف من همانا و ساکت شدن سربازه تا آخر کار همانا الکی خودش و از یه جا انداخته بود مرخصي استعلاجی بگیره😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام 🖐ما یک بار مامانم یه کالج برام گرفته بود،به پام بزرگ بود و گیر داد این چرم هست و دیدم خوبه برات گرفتم باید بپوشیش ( از یه شهر دیگه گرفته بود،نمیشد ببریم عوض کنیم)
خلاصه برای کارآموزی گفتم بذار افتتاح کنم کفشه رو،پوشیدم چقدرم شیک بود توی پام فقط یه کم گشاد بود،از ماشین پیاده شدم برم اون طرف خیابون از پام دراومد موند وسط خیابون 🤕آبروم رفتاااا ،اون طرف خیابون دوستام منتظر بودن با هم بریم.😂😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
يک بار بچه بودم از جلوي مغازه شيرينی فروشي رد ميشدم از اين شكلات هايي كه خيلي دوست داشتم بيرون تو سيني گذاشته بود،همينطوري كه داشتم رد ميشدم یكيش بيرون بود برداشتم گذاشتم تو جيبم ،نگو همشون مثل زنجير به هم چسبيدن، به خيال اينكه كسي نديد ريلكس ميرفتم و مغازه دارا هم با تعجب نگاه ميكردن اين چيه دنبال اين 😂برگشتم ديدم مغازه دار داره مياد
من بدو مغازه دار بدو🤣🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.