یک بار تو دوران دبیرستان یه معلم تاریخ داشتیم با من لج بود منم چون میدونستم برای امتحان حسابی خونده بودم عجیب، یه دوستی داشتم گفت من هیچی نخوندم، گفتم بشن بغل من همه رو بهت میگم، بعد امتحان دیدم من 8 گرفتم دوستم 18، رفتم به معلم گفتم قبول نکرد منم نامردی کردم و گفتم اینی که 18 گرفته همه رو از روی من کپی کرده ، معلم هم چک کرد دید آره، به دوستم هم 8 داد.😐😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
من یک بار برای کادو به خواهر شوهرم یه ادکلن ضایع دادم ...
بعدا فهمیدم به عنوان بوگیر به سرویس بهداشتی شون میزدن 😕
و وقتی من میرفتم از توالت قایمش میکردن ناراحت نشم ولی من از بویی که توی دستشویی میومد فهمیدم😂😂😂😂
ولی من ناراحت نشدم خوشحال شدم که استفاده اش کردن بالاخره اونم یه استفاده است😅😅😅
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
چند سال پیش با مامانم رفته بودیم بیرون بعد یه مغازه ظرف و ظروف تو یه محله ساکت یعنی تنها مغازه بود و استدلال مامانم این بود بریم توش چون تنها مغاز است ارزون میده😂
ما رفتیم و اقا چشمتون روز بد نبینه رو سفره های کوچیک قیمت زده بود 3 تومن و 4 تومن و اینا مامانم شگفت زده گفت دیدی بهت گفتم ارزونه😏😂
گفتم نمیدونم والا
اقا پلاستیک اورد فقط سفره جمع میکردد😂
موقع حساب اقاهه گفت190هزار😱😂
نگو قیمتشون 30 تومن و اینا بوده سریع سفره ها رو گذاشتیم و در رفتیم😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
.
📺ببینید...
.
📌🔸هادی حجازی فر مجری #مسابقه_تلویزیونی_صد:
تلویزیون متعلق به همه مردم #ایران با سلیقههای مختلف است که در طول این سالها نام، خطوط و مرزهای دوست داشتی
#ایران_عزیز_ما را حفظ کردند.
سلام و خدا قوت دوباره باز من اومدم داشتم خاطره این دوست عزیز رو میخوندم که دمپایی تو آبگوشت افتاده بود ،ما خانوادگی رفتیم عروسی یکی از اقوام مادر شوهرم که تو یکی از روستاهای اراک بود معمولا رسم داشتن آش جو که با گوسفندی که قربانی کرده بودن شام و ولیمه شب عروسی رو برگذار کنن خلاصه سرتون رو درد نیارم کاسه های آش که سر سفره اومد تو هر کاسه ای یه تیکه گوشت بود تازه شروع کردیم به خوردن که یه خانومی با شوخی وخنده زمزمه کرد جای گوشت یه وقت موش 🐀 نباشه من گفتم یعنی چی گفت آخه چند سال پیش برای یه مجلسی آش که میپختن از سر دیوار یه موش 🐀 میوفته تو دیگ آش خلاصه کفگیر رو می چرخونن آقا موشه رو درمیارن و از مهمونا پذیرایی میکنن و بعداز خوردن غذا اعلام میکنن که همه برن دهن هاشون رو آب بکشن و عذرخواهی میکن
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام وقتتون بخیر دوستان😉
من تا حالا هیچ خاطره ای نگفتم و تصمیم گرفتم الان یه تجربه ای رو بگم که شاید روزی بدردتون بخوره🤗
من یه جوش چرکی بزرگ نزدیک چشمم داشتم و جاش خیلی حساس بود👀 و با هیچی نمیشد بترکونم یا دستکاریش کنم
بعد از یه مدت که پرس و جو کردم و به این نتیجه رسیدم که اگه یه دستمال یا حوله تمیز رو خیس کنیم با اب داغ بعدش آبش و بگیریم و مثل یه کمپرس بشه و ۳ الی ۵ نوبت روی جوش بذاریم و در روز چند بار تکرار کنیم جوش کم کم نرم میشه و چرکش درمیاد و اگه جوش خیلی بزرگ باشه باید یه سوزن رو داغ کنیم و یا ضد عفونیش کنی و بعد آروم روی جوش رو سوراخ ریز ایجاد کنی و چرکش رو دربیاری تا کوچیک شه و دوباره حوله داغ بذاریم کوچیک میشه و میتونیم روش خمیر دندون سفید بدون رنگ بزنیم و بعد از ۱۰ الی ۱۲ ساعت خشک میشه و برای اینکه نرم شه پوست ژل آلوئه ورا یا عسل بزنی نرم میشه
من خودم از این ترفند استفاده کردم و واقعا جواب داد و کوچیک کرد جوشم و ولی چون نزدیک چشمم بود یذره اذیت شدم
امدوارم به دردتون بخوره🩵
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
پدر شوهرم یه پراید کهنه داره که این خیلی داغونه
پدر شوهرم تعریف میکرد که پشت چراغ قرمز بوده و یه نفر گدایی میکرده و فقط پیش ماشین های مدل بالا میرفته و اصلا پیش ماشین های دیگه نمیرفته
میگه صداش زدم اومد یه پنجاهی بهش دادم یه نگاه به پول کرد یه نگاه به ماشینم یه نگاه به خودم بعدش رفت😂
میگفت ماشینمون همه رو فراری میده😢
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یه خانمی اومد خواستگاری من که از همسایگان بود می شناختیمش پسرش آدم خوب و سر به زیری بود خلاصه...
خانومه اومد خواستگاری من حالا صحبتاش؛ پسرم اله،بله وووو فلاااان بعد میگفت باید کمک پسرم کنید به بابام میگفت براش خونه بگیرید ماشین براش بگیرید و انتظار زیادی از ما نداشته باشید و ما وضعمون زیاد خوب نیست درحالی که وضعشون خوب بود😐یک لحظه فکر کردم ما رفتیم خواستگاری😂😂😂بابام گفت بفرمایید لطفاً خانم😏دخترم و بدم خونه و ماشین و عروسی هم براش خودم بگیرم بفرمایید لطفاً😂😂دلم خنک شد😜
یکی دیگه یه آقایی بود کار خوب داشت تقریبا ولی حدود ۱۵ سال از من بزرگتر بود😳😳😳 بابام گفت اصلاااااااااا😂یعنی پیش خودشون چی فکر کردن😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
من تو بچگی خیلی داستان سازی میکردم بعد اون داستان ها رو برای دیگران تعریف میکردم حدودا ده سالم بود یک بار مادربزرگم اومد مدرسه دنبالم مامانم کار داشت نمی تونست بیاد به همه ی دوستام گفتم پدر و مادر من رفتن خارج برای درس خوندن و دانشمند هستن منم پیش پدربزرگ و مادربزرگم زندگی میکنم یعنی تا آخر سال دوستام میگفتن خوش به حالت کی میری خارج تا موقع جلسه اولیا مربیان مامانم اومد و همه دیدنش 😂تازه اون موقع هم از رو نرفتم میگفتم مامانم ترک تحصیل کرده برگشته ایران پیش من باشه 😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
با همسرم اومدیم دم در خونه دوستش کار داشت باهاش من تو ماشین نشسته بودم شوهرم رفت در صندوق عقب رو زد بالا چیزی برداره بعد دیدم حدود ۲۰،۳۰ نفر مهمون اومدن رفتن خونه دوست شوهرم .
تا این آقا از خونه بیاد بیرون شوهرم از پشت سر گفت میخوای چون مهمون دارن یه باکس آب که تو ماشین هست بدم بهش منم بلند بلند از تو ماشین میگفتم نهههه ولش کن آب و حروم نکن اونا تعدادشون زیادِ ۵۰ نفرن این یه باکس آب به چه دردشون میخوره ؟
بعد یک دفعه برگشتم دیدم دوست شوهرم کنار ماشین ایستاده همه حرفامم شنیده 😩😩🙊🙊
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
کلاس ریاضی داشتیم نشسته بودیم و درس گوش میدادیم مثلا که خیلی باهوشیم.
بعد معلم ریاضی مون گفت که من تو امتحان یه همچین سوال هایی براتون میدم.
بعد بغل دستیم که خیلی شوخ طبعه یه فحش به معلمه، در گوشم گفت بعد که این معلم ریاضیمون خیلی سختگیر بود و ما هم فقط دنبال یه بهانه برای خندیدن بودیم و من یک دفعه خندیدم و این معلم ما دید بعد اومد جلو گفت چراااا خندیدی و داد و بیداد منم که هم ترسیده بودم هم داشتم میخندیدم گفتم این دوست بغلیم به شما فحش داد بعد هر دو مون و فرستادن دفتر و این دوستم داشت گریه میکرد و منم باز خنده ام رو تموم نکرده بودم
قیافه مدیر بدجور افتضاح بود
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
این خاطره برای خالمه
یک بار همسایشون می خواستن برن مسافرت طوطی سخن گو خیلی گرون قیمت رو آورد که پسر خالم چند روزی نگه داره که برگردن..🚶♂️
بعد، اون طوطی خاله بدبختم رو خونه خراب کرد ساعتش رو شکست، شلنگ رو جوید و سوراخ سوراخ کرد رفت داخل شیشه دکوری ها رو شکست..
بدبخت کفرش در اومده بود خالم عصبی شد زنگ زد پسر خالم گفت اینی که آوردی طوطی نیست خره میفهمی؟ نیای من و هم میکشه کی میای خونه..؟😂
پسر خالمم گفت من که شب از کار میام زنگ بزن مینا (دختر خالم) بیاد کمکت...
مینا تا بیاد این ذلیل مرده رو نگه داره من اینجا جون دادم...
آخرش طرف از مسافرت برگشت به شوهر خالم زنگ زد تشکر کنه گفت فقط طوطی یه چیزایی یاد گرفته از صبح میگه:
خر ذلیل مرده مینا 😂😂😂😂😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.