eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
54.4هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
با شوهرم دعوامون شد شدید ،که شوهرم هی میگفت برو از خونم بیرون میخوام زن بگیرم 😒 منم کم آوردم برای اینکه دعوا بخوابه رفتم تو اتاق بیرون نیومدم ، شوهرم هم خوابید😴 منم خواستم برم دستشویی دیدم تو خواب نازه🤨 انگار نه نگار که الان با هم دعوامون شده منم برای انتقام رفتم تو دستشویی درو محکم بهم زدم اینم از خواب پرید😳 فکر کرده بود من از خونه رفتم ، با شلوارک زد بیرون از اون طرف هم زن همسایمون داشته از در خونه میرفته بیرون هی صداش میزنه تو رو خدا نرو غلط کردم😢 زن همسایمون یک دفعه برمیگرده میبینه اشتباه گرفته 😂😂 حقش بود من که کلی بعد به سوتیش خندیدم آبروش کلا بر باد رفت😂😂😂😂 تا اون باشه به خاطر مادرش نیاد با من دعوا تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
عمه بابام فوت کرده بود برای مراسمش با عموم و پسر عمو ها دم مسجد ایستاده بودیم که به مردم خوش آمد بگیم هر چند دقیقه یکبار که مداح یاالله میداد یه دسته مردم از مسجد خارج می‌شدند و در حین خروج همه با هم خدا رحمت کنه و تسلیت و ... میگفتن ماهم باید جواب می‌دادیم و تشکر میکردیم 😞 عموم خیلی آدم شوخیه ، می‌گفت تو این شلوغی که کسی نمی‌فهمه شما چی میگید ، الکی خودتون و خسته نکنید ، شما فقط سرتون را بالا پایین کنید و دهنتون را باز و بسته کنید😜 خلاصه اون روز خیلی خوش گذشت هر دسته جمعیت که میومد ما مثل دیونه ها الکی سرمون و بالا پایین می‌کردیم و دهنمون و باز و بسته میکردیم و یه الفاظ نامفهومی می‌گفتیم😁😁 ان شاءالله که همیشه مجلس جشن و شادی برید ولی اگه مجلس ختم رفتید پیشنهاد میکنم حتماً این کار را امتحان کنید خیلی حال میده تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سر کلاس بودیم درباره اساتید صحبت میکردیم یکی از پسرا تعریف میکرد میگفت سر یه کلاسی ترمای قبل سه جلسه غیبت داشتم جلسه چهارم که غیبت کردم به استاد پیام دادم عکس دادم‌ از سرم دستم گفتم استاد من کرونا گرفتم نتونستم بیام(کلاس ها مجازی بود البته) و خلاصه که می خواسته از امتحان محروم نشه میگفت استادم پیامم و دید و گفت ان شاءالله خدا شفا بده میگفت منم مریض بودم اصلا حواسم نبود گفتم همچنین😂😂 کلاس رفت رو هوا فکر کننننن😂 به استاد بگی😂😂😂 بنده خدا خیلیم استاد خوب و محترمیه🌹 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلااااام😃👋 این قضیه ای که میخوام بگم برای حدودا یک ماه پیشه عقد خالم بودش بعد خواهر داماد به من گفت تو بگو عروس رفته گل بچینه منم جوگیر یه تا ابروم رو دادم بالا گفتم باشه 😎😎 حالا هی پیشه خودم فکر میکردم نکنه سوتی بدم وایی مردا هم که اونجا بودن😢 بعدش یه سر تور رو من گرفتم عاقد داشت حرف میزد که دختر عموی مامانم برگشت بهم یه چیزی بگه منم یک دفعه حواسم پرت شد تا اینکه دیدم عاقد میگه آیا وکیلم؟؟ منم هول شدم زود گفتم عروس رفته گل بچینه 🤪یک دفعه جمع ترکیدن از خندن عاقد عرق کرده بود داداش داماد خودشو کشت از بس دست زد و خندید منم فقط مثل گیجا نگاه میکردم نگو عاقد داشته از داماد می پرسیده😕😂😂😂😂😂😂😂 به روی خودم نیاوردم خیلی شیک و مجلسی سری بعدش دوباره گفتم😁ولی این دفعه برای عروس😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک بارم بابام ماشینش خراب شده بود کلی قاطی بود هی میگفت اون پیچ گوشتی سبزه منو بدین هی ما وسیله ها رو بهش میدادیم این بدتر داد میزد پیچ گوشتی سبزه رو میخوام😤😤😤😤 تا اینکه گفت خودم میام از تو انباری برمیدارم خیلی ریلکس رفت آچار فرانسه قرمزه رو برداشت رفت سراغ کارش🤔🤔🤔🤔 گفتیم بابا اینکه پیچ گوشتی نیست🤨🤨 بابام:من کی.. یک دفعه تو دستش و نگاه کرد تازه فهمید چه سوتییی داده... یک دفعه ای ترکیدیم همه از خنده 🤣🤣🤣🤩🤩 بابام🤯🤯🤣🤣🤣🤣 پیچ گوشتی سبزه ☹️☹️☹️☹️ آچار فرانسه قرمزه🤩🤩🤩 ما😂😂😎😎😃😃😃😄😄😅😅😅 بعد اون دیگه هرچی بخواد خودش میره وسیله میاره😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام دوستان یه سوتی دیگه از دوران بچگیم 🌺 من زمانی که بچه بودم خیلی سوتی داشتم بیشترش مال اون دوران هست .آقا تو دبستان ما یه دونه بوفه بود که تازگی ها ساندویچ🌭 نصفه کالباس می اورد زنگ تفریح که میشد همه اون بچه پول دارا و و حتی ندارا هم صف میبستن برای اون ساندویچ منم شکمو🤤 دلم آب شده بود برای اون ساندویچ کالباس حالا هر روز به مامانم میگم پول بده میخوام از بوفه ساندویچ بخرم مگه میداد حقم داشت اون موقع ها وضع مالیمون خوب نبود ولی مگه بچه حالی میشه یه روز اینقدر گیر دادم بهش تا پولو بهم داد فکر میکنید چی کار کردم مثل احمقا گذاشتم تو جیب روپوشم . ببخشیدا رفتم دستشویی افتاد تو چاه دستشویی آه از نهانم در اومد با چشم اشکی😥 اومدم بیرون به مامانم گفتم اونم دیگه بهم پول نداد رفتم از تو کمد یه مشت کشمش برداشتم رفتم مدرسه .😕😁 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام وقت همگی بخیر تازه عروسی کرده بودم اومدم نهار درست کنم اندازه ها رو نمی‌دونستم برنج و پختم بعد پخت دیدم کمه و همسرم هم از سرکار اومد سفره پهن کردم غذام یه بشقاب شد😂گفت بیا بخوریم.منم گفتم نه من ناهار خوردم تو تنهایی بخور😂😂😂اونم تعجب کرد و غذاشو خورد.ولی بعدا بهش گفتم و کلی خندیدیم. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام.سوتی هاتون خیلی باحالن و منو معتاد کرده، یکسره گوشی دستمه سوتی جدید بخونم😁😁چند سال پیش دو تا مرغ زنده داخل حیاط خونه نگهداری میکردیم.شوهرم تازه پراید صفر خریده بود.و خیلی رو ماشینش حساس بود خط نیفته.. چشمتون روز بد نبینه یک روز که میخواست ماشینو ببره از در حیاط بیرون یکی از مرغا میره جلوی ماشین.شوهر منم از ترس اینکه مرغ رو له نکنه ماشین و گرفته کنار که ماشینش مالیده میشه به در حیاط و خط میفته😢😢از ناراحتی از ماشین اومد پایین یه لگد محکم زد به مرغ بیچاره که پرت شد اون طرف حیاط بعدش گفت مرغ دیوونه🤣🤣مرغ بیچاره چنان قدقدی کرد که دلم سوخت براش.. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام به همگی و ممنون از کانال خوبتون واقعا عالیه👍👍 حالا بریم سراغ سوتی من ، من تازه عروسی کرده بودم و حسابی هم خجالتی بودم یک روز عمه شوهرم با دخترش و دامادش اومدن خونه مادرشوهرم منم که حسابی استرس داشتم رفتم چایی گرفتم خواستم قندون رو بذارم قندون ول شد از دستم جلوی پای دامادشون افتاد یه جوری که انگار پرت کردم 😐😐😢با خجالت اومدم بیرون برای خواهر شوهرم تعریف کردم خواستم مثلا عملی توضیح بدم قندون از دستم افتاد شکست😐🙈🤦‍♀😁خدا میدونه چه حالی داشتم خلاصه هنوزم که هنوزه بعد ۱۱ سال یادمون میفته با خواهرشوهرم حسابی میخندیم😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یه سوتی از دوران بچگی یادم اومد گفتم بگم من بچه سومم دوتا خواهر از خودم بزرگتر دارم. جشن تولد دوست خواهر بزرگم بود خواهر منم دعوت بود منو خواهر دومیمم پاپیچش شدیم که ماهم میایم بالاخره راضی شد ما رو هم ببره و رفتیم . اولش همه چی خوب بود تا اینکه از یه جایی به بعد حوصلم سر رفت بلند شدم رفتم اتاق خواب دوست خواهرم دیدم یه کمد بزرگ تو اتاق بود که خیلی ارتفاع هم نداشت روی کمد کلی عروسک و لاک بود دلم ضعف رفت برای اون لاکا پامو گذاشتم روی کشو پایینی که یک دفعه کمد داشت سقوط میکرد زود پریدم عقب کمد افتاد و یه صدای وحشتناکی داد که همه ریختن تو اتاق . مامان دوست خواهرم زودتر از همه اومد🤷‍♀ دید من کنار ایستادم از ترس دارم میمیرم اومد سمتم، من ترسیدم که با مهربونی گفت چیزیت نشد ،که گریم😩 دراومد، گفتم میخواستم لاک بزنم گفت اشکال نداره همه رو جمع میکنیم باهم ،خلاصه بعد از جمع کردن اون وسایل ها یه دونه لاک بهم داد و دوباره جشن و از سر گرفتن ولی دیگه من فقط خجالت☺️ میکشیدم آبروی خواهرمم برده بودم .ببخشید طولانی شد عزیزان تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
هیچ کس تو را در غل و زنجیر نمیکند جز ناآگاهی خودت پس آگاه باش و ذهنت را از بردگی افکار منفی رها کن چرا که تو شایسته بهترینها هستی ومیتوانی همیشه رها ودر آرامش باشی. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا