5.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر هلاکویی چقدر قشنگ میگه که:
«برای حذف کردن آدمهای سمی هیچوقت احساس گناه،خجالت و پشیمونی نکنید فرقی هم نمیکنه از بستگانتون باشه یا کسی که دوسش دارید یا یه آشنای تازه،مجبور نیستید کسی که باعث ناراحتی شما میشه جایی تو زندگیتون داشته باشه»
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
وقتی به داشتن اعتماد به نفس عادت نداشته باشی، اعتماد به نفس به نظرت مغرور بودنه.
وقتی همیشه منفعل بودی،
قاطع بودن مثل خشونت به نظر میاد.
وقتی عادت نکردی نیازهات فراهم بشه، اولویت دادن به خودت برات مثل خودخواهیه.
اینارو گفتم که بدونی دایرهی امن تو همیشه معیار خوبی برای رفتارت نیست...
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
181.7K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ذکری که با خواندن آن خدا هفتاد بلا رو از شما دور میکند ❤️❤️❤️
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
در هجده سالگی ،نگران تفکر دیگران در مورد خودتان هستید
وقتی چهل ساله میشوید ، اهمیتی نمیدهید که دیگران در مورد شما چه فکر میکنند!
و زمانی که شصت ساله میشوید ، پی میبرید که اصلا هیچکس در مورد شما فکر نمیکرده است...!
وای که چه آسان هدر میدهیم عمر خویش را فقط برای دیگران و طرز فکرشان ، تا فرصت زندگی داری جانانه زندگی کن .
📘ذهنت و دنیاتو تغییر بده
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یادمه عموم و زن عموم اومدن خونه باباجونم
بعد پسر کوچیکشون خیلی شیطونه 🧒
این پسرعموم پنج سالشه و تپلی🧒
عاشششق حموم رفتن و آب بازی و استخر و هر کاری که با آب باشه رو دوست داره
استخرا هم که بسته بود این بچه هم هر روز میره حموم
خلاصه عموم و زن عموم جایی کار داشتن این بچه رو گذاشتن پیش من که مواظبش باشم
اومدن تو یه چایی بخورن و برن
بعد باباجونم داشت اخبار میدید
خوابش برده بود 💤😴
وقتی هم که میخوابه ، بمب هم بترکه بیدار نمیشه
و خوابش خییییلی سنگینه
بخاطر همینم راحت و عادی صحبت میکنیم وقتی خوابه صدامونو پایین نمیاریم
مامانجونمم خونه دوستش بود
خلاصه چایی اوردم و داشتن میخوردن☕
که پسر عموم گفت بابا
شما که رفتین من برم حموم ؟🛀
عموم گفت : نه پسرم دیشب حموم بودی هوا سرده سرما میخوری
پسر عموم گفت ؛
خب تو چرا دیشب رفتی حموم 🤔
عموم گفت ؛ چون از سرکار اومدم خسته بودم
دوباره پسرعموم گفت
صبح چرا دوباره رفتی حموم تو که همش خواب بودی خسته نشدی که
یک دفعه باباجونم که مثلا خواب بود گفت:
واسه اینکه خستگیای نصف شبش در بره 🤣
🤪😉😉
یعنی نه میتونستم بخندم نه میتونستم نخندم 🤣
عموم 😟😐😑
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز را با لبخند
کمی مهربان تر
و با رویی خوش آغاز کنید
خوشبختی به همین سادگی ست
آدینه تون پر از عشق و محبت 😍🥰
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام سلام ❤️❤️❤️😍😍😍
اومدم با یه سوتی جدید وداغ داغ😅😅😅😅😅😅
اول بگم ما تو عروسی ها وقتی یک نفر کادو می ده فامیل ها می خونن دست شما درد نکنه چرا زحمت کشیدید چرا بیشتر ندادید چرا ویلا ندادید کنار دریا نداید و... الی آخر
خوب حالا بریم سراغ سوتی 😅😅😅😅
امشب منزل دایی شوهرم دعوت بودیم بعد آخرکار به بچه ها عیدی می دادن که منم منتظر بودم به منم عیدی بدن بعد دیدم فقط به بچه ها عیدی میدن نوبت پسر کوچکم که شد (چون خیلی عزیزه و بانمکه همه خیلی دوستش دارن) دو برابر بقیه دادن منم اومدم تشکر کنم (حالا دایی همسرم هم یک نظامی بد اخلاق) گفتم دست شما درد نکنه چرا زحمت کشیدین چرا بیشتر ندادین خدا رو شکر بقیش و نخوندم دایی جان هم یک نگاه عاقل اندر سفیهی به ما کردن و رفتن
انگار طلبکار بنده خدا بودم 😆😆😆
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یکی از اقوام به خونمون زنگ زد همش به من می گفت مثلا عمو بابات کجاست یا عمو ...(هم سن بابام هست)
کلی عمو عمو کرد بعد آخرش پرسید اصلا میدونی من کی هستم گفتم اره شما غلوم رضا هستی(به جای اینکه محترمانه بگم آقای فلانی هستی)
یعنی وقتی قطع کردم من و خواهرم انقدر خندیدیم که اشک از چشامون می اومد😂😂😂😂😂بنده خدا
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلااام
اینکه میخوام تعریف کنم زمان بچگیمه سوتی مامانم یک روز ما همه مون خانوادگی عروسی دعوت بودیم زن عموم اینا رو هم دعوت کرده بودن با مامانم سه تا جاری هستن دور هم جمع شدیم تا آماده بشیم با هم بریم عروسی وقت رفتن که شد دیدیم توی ماشین جا نمیشیم به دو تا آژانس زنگ زدیم من چون کوچیک بودم با مامانم سوار شدم خواهرمم دو سه سال ازم بزرگتره اونم پایین جا موند با اون یکی ماشین بیان خواهرم بهونه گیری کرد گریه کرد😢 که کفشام مونده دستتون شیشه ماشین هم خیلی تمیز بود مامانم فکر کرد شیشه بازه کفش و میگرفت دستش پرت میکرد میخورد به شیشه میوفتاد چند باری این کارو تکرار کرد😂آخر سر راننده عصبی شد از دست این همه سر و صدا گفت خانم کفش و چرا میکوبی به شیشه که مامانم به خودش اومد و متوجه کارش شد کلی خندیدیم و ماشین حرکت کرد 🤣🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام به همه🙋♀
چند روز قبل از عید، رفته بودم دکتر توی ساختمان پزشکان یه شهر دیگه، بعد داشتم از گرسنگی میمردمممممم🥲. از صبح ساعت 7 تا ظهر ساعت 12 هیچی نخورده بودم.
خلاصه زنگ زدم فست فود غذا سفارش دادم بعد طرف گفت وقتی پیک رسید، بهتون زنگ میزنه برای آدرس دقیق.
تقریبا 45 دقیقه بعدش پیک بهم زنگ زد گفت خانم من پیک غذاتونم و جلوی ساختمونم.
منم گفتم باشه ممنون الان تشریف میارم😶😶
طرف یه لحظه مکث کرد بعد با یه حالت شوک زدگی گفت باشه خداحافظ
وقتی قطع کردم فهمیدم چه سوتیای دادم😅😅
الان با خودش گفته این دختره چقدر خودش و تحویل میگیره🤣
فکر کنم از گرسنگی خون به مغزم نرسیده بود برای همین قاطی کرده بودم نمیفهمیدم چی میگم🥲
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یک بار اشتباهی پیام خرید های خونه رو برای زنداییم فرستادم،اونم خواست باهام شوخی کنه،گفت چشم عزیزم میخرم.
بعد وقتی شوهرم از سرکار اومد،دیدم خرید دستش نیست.گفتم پس خریدا.گفت تو که چیزی نگفتی،بعد با حالت طلبکارانه ای رفتم سر گوشی که آره نگاه بهت پیام دادم،حتی جواب پیام هم برام فرستادی
بعد دیدم بله به زندایی جان پیام دادم
من🤕🤕
شوهرم😒😒
زندایی جوون😉😉
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.