eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
54.3هزار دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام سلام ❤️❤️❤️😍😍😍 اومدم با یه سوتی جدید وداغ داغ😅😅😅😅😅😅 اول بگم ما تو عروسی ها وقتی یک نفر کادو می ده فامیل ها می خونن دست شما درد نکنه چرا زحمت کشیدید چرا بیشتر ندادید چرا ویلا ندادید کنار دریا نداید و... الی آخر خوب حالا بریم سراغ سوتی 😅😅😅😅 امشب منزل دایی شوهرم دعوت بودیم بعد آخرکار به بچه ها عیدی می دادن که منم منتظر بودم به منم عیدی بدن بعد دیدم فقط به بچه ها عیدی میدن نوبت پسر کوچکم که شد (چون خیلی عزیزه و بانمکه همه خیلی دوستش دارن) دو برابر بقیه دادن منم اومدم تشکر کنم (حالا دایی همسرم هم یک نظامی بد اخلاق) گفتم دست شما درد نکنه چرا زحمت کشیدین چرا بیشتر ندادین خدا رو شکر بقیش و نخوندم دایی جان هم یک نگاه عاقل اندر سفیهی به ما کردن و رفتن انگار طلبکار بنده خدا بودم 😆😆😆 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یکی از اقوام به خونمون زنگ زد همش به من می گفت مثلا عمو بابات کجاست یا عمو ...(هم سن بابام هست) کلی عمو عمو کرد بعد آخرش پرسید اصلا میدونی من کی هستم گفتم اره شما غلوم رضا هستی(به جای اینکه محترمانه بگم آقای فلانی هستی) یعنی وقتی قطع کردم من و خواهرم انقدر خندیدیم که اشک از چشامون می اومد😂😂😂😂😂بنده خدا تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلااام اینکه میخوام تعریف کنم زمان بچگیمه سوتی مامانم یک روز ما همه مون خانوادگی عروسی دعوت بودیم زن عموم اینا رو هم دعوت کرده بودن با مامانم سه تا جاری هستن دور هم جمع شدیم تا آماده بشیم با هم بریم عروسی وقت رفتن که شد دیدیم توی ماشین جا نمیشیم به دو تا آژانس زنگ زدیم من چون کوچیک بودم با مامانم سوار شدم خواهرمم دو سه سال ازم بزرگتره اونم پایین جا موند با اون یکی ماشین بیان خواهرم بهونه گیری کرد گریه کرد😢 که کفشام مونده دستتون شیشه ماشین هم خیلی تمیز بود مامانم فکر کرد شیشه بازه کفش و میگرفت دستش پرت میکرد میخورد به شیشه میوفتاد چند باری این کارو تکرار کرد😂آخر سر راننده عصبی شد از دست این همه سر و صدا گفت خانم کفش و چرا میکوبی به شیشه که مامانم به خودش اومد و متوجه کارش شد کلی خندیدیم و ماشین حرکت کرد 🤣🤣 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام به همه🙋‍♀ چند روز قبل از عید، رفته بودم دکتر توی ساختمان پزشکان یه شهر دیگه، بعد داشتم از گرسنگی میمردمممممم🥲. از صبح ساعت 7 تا ظهر ساعت 12 هیچی نخورده بودم. خلاصه زنگ زدم فست فود غذا سفارش دادم بعد طرف گفت وقتی پیک رسید، بهتون زنگ میزنه برای آدرس دقیق. تقریبا 45 دقیقه بعدش پیک بهم زنگ زد گفت خانم من پیک غذاتونم و جلوی ساختمونم. منم گفتم باشه ممنون الان تشریف میارم😶😶 طرف یه لحظه مکث کرد بعد با یه حالت شوک زدگی گفت باشه خداحافظ وقتی قطع کردم فهمیدم چه سوتی‌ای دادم😅😅 الان با خودش گفته این دختره چقدر خودش و تحویل میگیره🤣 فکر کنم از گرسنگی خون به مغزم نرسیده بود برای همین قاطی کرده بودم نمی‌فهمیدم چی میگم🥲 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک بار اشتباهی پیام خرید های خونه رو برای زنداییم فرستادم،اونم خواست باهام شوخی کنه،گفت چشم عزیزم میخرم. بعد وقتی شوهرم از سرکار اومد،دیدم خرید دستش نیست.گفتم پس خریدا.گفت تو که چیزی نگفتی،بعد با حالت طلبکارانه ای رفتم سر گوشی که آره نگاه بهت پیام دادم،حتی جواب پیام هم برام فرستادی بعد دیدم بله به زندایی جان پیام دادم من🤕🤕 شوهرم😒😒 زندایی جوون😉😉 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
تجربه رویش دوباره مو،ابرو،مژه : سلام دوستان خوبین خب ببین ریزش موی وحشتناکی داشتم و تقریبا دیگه موهام نصف شده بود و مژه هام رو اکستنشن کردم و ریخت و ابرو هام هم کلا کم پشت بود و خیلی کم و نازک بودن تار های ابروم تا اینکه به پیشنهاد یکی از دوستامون که عطاری دارن « محلول تقویت مو و ابرو خرگوشک ساج» رو خریدم خب من اولش برای مو و ابرو استفاده میکردم و دیدم یه عالمه بیبی هیر(بچه مو)😁 دارم در میارم(از حموم که اومدین هر سری اسپری میکنین هر جایی میخواین و یکم ماساژش بدین) پس گفتم امتحانی به مژه هام هم بزنم من لانبنا و سریتا و هزارتا محلول و روغن طبیعی و صنعتی رو استفاده کرده بودم و نتیجه نداشت گفتم بذار اینم امتحان کنم و الان مژه هام پر شده و دوبرابر قبل بلند شدن فقط نباید توی چشمتون بره اصلا و اینکه روزی دو یا سه باز چشمتون رو ببندین بزنین به بن مژتون همین ،برین استفاده کنین دعام کنین😁🤝🏼. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
ظهر با داداشم سر ِته‌ دیگ سیب‌زمینی دعوا میکردیم و همدیگه رو میزدیم که صدای گوینده راز بقا از تلویزیون اومد: گورخر و تمساح جوان بدون هیچ جنگی در کنار برکه مشغول نوشیدن آب هستند بابام تلویزیون خاموش کرد گفت ادامه بدین😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام یک روز داشتیم فیلم میدیدم تو شبکه تماشا بعد تو زیرنویس اسم یکی بود که چند بار دیده بودم ، بعد برگشتم گفتم مامانمم برگشت گفت آره بابا منم خیلی دیدم تکراری مینویسن هیچ کس پیام نمیده برای همین هی تکراری هارو زیر نویس میکنن ، منم میخوام براشون پیام بفرستم هی زیر نویس کنن اسمم بیاد ذوق کنم منم خندم😂 گرفت از حرف مامانم... گفتم مامان مردم مقاله مینویسن میفرستن کشورای خارجی ، بعد از اون طرف دعوت نامه میاد واسشون ، مامان ما آرزوش اینه تو شبکه تماشا اسمش هی زیر نویس بشه😂😂😂😂 منو مامانم که غش کرده بودیم از خنده 😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
اعتراف می کنم زمانی که بچه بودم می خواستم برم دستشویی تلویزیون رو خاموش میکردم تا کارتون تموم نشه😌 و بعدش که می اومدم گریه میکردم به مامانم میگفتم کار تو بود، روشن کردی کارتون تموم شد😳😂😂😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
4.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🍁 ترجمه دلنشین آیه ٢٨١ سوره مبارکه بقره. 🔎 جستجوی سوره: ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈ 💠 کانال در محضر علما⇩⇩⇩ 🆔 @dar_mahzare_olma ┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
من یک بار با پرواز میثم از شیراز به مشهد پرواز داشتم و از پرواز قبلی جا موندم و مجبور شدم میثم بلیط بگیرم از فرط بیکاری توی فرودگاه تخمه خریدم(اینم بگم شدیدا تخمه خور هستم هم خودم هم مادر خدا بیامرزم) بعد که پروازمون رو اعلام کردن منم با تخمه ها رفتم تو هواپیما بعد پاکت حالت تهوع رو برداشتم توش پوست تخمه هامو می ریختم و فکر کنید تو پرواز فقط صدای تلق تلق تخمه خوردن من بود بعد پاکت پر شد دکمه فراخوانی مهماندار و زدم اومد ریلکس گفتم این پر شد ببرش بدبخت هاج و واج منو داشت نگاه میکرد فکر کنم تازه سوژه صدای تلق تلق تخمه رو پیداکرده بود تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.