3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا اینقدر عجولی ...
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
5.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خدایا شکرت ❤️🌹
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
ای کاش ...
مردم از عقربه های ساعت می آموختند
که وقتی از کنار هم رد میشوند
به یکدیگر تنه نزنند ..
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گران باش...
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
3.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟣حـقالنـاس عــاطفی
❌تو فکر کردی هرجور بگردی سر خودت نمیاد؟
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
من عادت دارم هر کی میاد تو اتاقم بعد که میخواد بره بیرون ناخودآگاه میگم درو ببند برق و خاموش کن
(خودم همیشه چراغ مطالعه روشن میکنم)
بعد دیروز مامانم بهم گفت برو زیر غذا رو خاموش کن
دوباره که صدام کرد فهمیدم میخواد بگه در قابلمه رو هم بردار
منم قبل از این که بگه گفتم چشم درش و میبندم برقش رو هم خاموش میکنم
مامانم با تاسف نگاهم میکرد 🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
چند روز پیش با دوستم رفتیم گلس برای گوشیامون بگیریم
داخل مغازه چند نمونه آورد که انتخاب کنیم
دوستمم پرسید کدوم زود تر میشکنه
فروشنده یک نمونه رو نشون داد گفت این
دوستمم گفت همینو بدید لطفا😐😐
حالا بیا برای این توضیح بده که نباید بشکنه 😑
باید جنسش خوب باشه و از صفحه محافظت کنه😐
آبرومون و برد
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یک سری مامانم از تهران اومده بود خونمون نصف شب شده بود دخترم نمی خوابید رفتم تو اتاقش با عصبانیت گفتم بچه بخواب دیگه! دخترم گریه کرد خونه ام تاریک تاریک بود.مامانم پاشد بیاد تو اتاق دخترم که نذاره من دعواش کنم. من پشت در قایم شدم مامانم که اومد قدم و بلند کردم گفتم پپپپخخخ !! 😁
با ترس کوبید تو سرم گفت: خاک تو سرت 😂
زن گنده نمیدونم چرا این کارو کردم🤣🤣🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام
امروز داداش کوچیکم که هفت سالشه با مامانم دعواشون شده بود
(تمرکز نمیکنه رو درساش اصلا یه بساطی ما با این داریم🤦♀😐)
بعد وسط دعوا به مامانم گفت اگه میتونی بیا منو بزن که بفهمی کیو میزنی 😐
منم از خنده داشتم منفجر میشدم
حالا خدایی مامان من نمیزنتشاااا این نمیدونم چرا اینجوری میگه
بچه پرو😒
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام من اومدم با یه خاطره از روز عقدمون.
خاطره ی من برای بیست سال پیشه.
روزی که رفتیم محضر عقد کنیم چندتا از بزرگترام بودند.
وقتی عاقد خطبه ی عقد و برای بار سوم خوند و من بله رو گفتم پدر شوهرم از خوشحالیش به مادر دست میده.حالا هر دو پیر زن پیر مرد بودن یک دفعه مادر شوهرم می یاد جلو می گه چرا به شوهر من دست دادی تازه شوهر اون اومده بود جلو.بعد همه فهمیدن که چه سوتی داده😊
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام به همه
منم مامان دوقلو هام ولی پسرن 😊
یک روز که داشتم باهاشون درس کار میکردم یکیشون بد خط نوشته بود منم برای اولین بار خیلی عصبانی شدم 😡
دفترش رو پاره کردم
حالا اون یکی پسرم خیلی خوش خطه 😍
بعدش هم بلند شدم رفتم آشپز خونه بعد از چند دقیقه که برگشتم دیدم پسر خوش خطم داره گریه میکنه اون یکی داره بازی میکنه 😳
پسرم با گریه گفت مامان اشتباهی دفتر من رو پاره کردی 😱
طفلک سه صفحه رو دوباره نوشت 😢😢
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.