eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
53.9هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دنیایی که آدم‌ها به نمایش میذارن رو با زندگی خودتون مقایسه نکنید 👌🏻 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
3.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اجازه ندهید رفتار احمقانه‌ی دیگران، آرامش درونی گران‌ قیمت شما را از بین ببرد... تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
5.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تو سفر زندگی قرار نیست همه‌ی کارها رو درست انجام بدی فقط شروع کن، اشتباه کن، ازشون درس بگیر و ادامه بده ... تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
آدم های موفق کاری که باید انجام بدن راlو انجام میدن. چه حس و حالش رو داشته باشن چه نداشته باشن ... اگه شرایط بده واسه همه بده. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلااام به خاطرات شیرینی‌ها. آقا ده روز پیش خونه مادرشوهرم میخواستم قرمه سبزی درست کنم چون پدرشوهرم از قرمه من خوشش میاد مادرشوهر و خواهرشوهرمم که همسن منه و متاهله اونجا بود پیاز و با گوشت تفت دادم سبزیش آماده بود اومدم اضافه کردم یه هم کوچیک زدم بعد دیدم پیازای کوچیک هی از داخل سبزی درمیاد به مادرشوهر گفتم که این سبزی برای قرمه نیست و اشتباه دادی سبزیه قرمه که پیاز توش نمیریزن مادرشوهرمم بقیه سبزی که رو کابینت مونده بود رو آورد بازش کردیم دیدیم هیچ پیازی توش نداره معلوم شد اون پیازا همون پیازی هستش که تفت دادم😵‍💫🥴 دیگه نمیدونستم تو کدوم سوراخی قایم بشم😬 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام👋 بابام تعریف میکرد یکی از فامیلاشون عادت داشته هر روز صبح زود قبل طلوع خورشید بیدار بشه و بره تو صف نون بایسته که زود نون بگیره بیاد، بعد میگفت ایشون یک بار بیدار میشن با چشای بسته تو هوای تاریک یه شلواری پیدا میکنه همونطوری میکنه تو تنش با دوچرخه میره سمت نونوایی بعد تا برسه اونجا هم هوا روشن میشه میگفت هی میدیدم هوا سرده هااا پاهام داره یخ میزنه و.... وقتی برگشته ،دیده به جای شلوار دامن گلگلی زنش و پوشیده رفته😂😂😂🤣 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلاااام... یک روز رفتم سوپر محلمون کلی خرید کردم...بعد که حساب کتاب کردم ،خریدام چند تا نایلون شد ،خلاصه گرفتم دستم و رفتم... یه مقدار که رفتم دیدم سوپری محلمون که یه آقای تپل مپل بود همینجور دنبالم می دوید و صدا میزد منو نبردید😂😂 منم ایستادم و با تعجب گفتم شما رو کجا ببرم اصغر آقا؟😱 یک دفعه یه نایلون تو دستش بود نشونم داد😄😄دیدم مایع شستشوی" من" که خریده بودم تو مغازه جا گذاشتم😂 بنده خدا برام آورده بودش... خلاصه مرده بودم از خنده و هنوزم یادم میوفته به قیافه اصغر آقا که دنبالم میدوید و میگفت منو نبردی😁😁 میخندم... تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
خاطره ای که میخوام براتون تعریف کنم برای چند سال پیشه من رفته بودم آرايشگاه اصلاح ... بعد که کارم تموم شد به آرایشگره گفتم برام ماسک پاک سازی صورت بذاره اونم از قضا یه ماسک که شبیه گچ سفید بود روی صورتم گذاشت🥴 همون موقع بچه یکی از خانم هایی که اومده بود آرایشگاه داشت گریه میکرد😭و مادرش داشت توی آرایشگاه اون و میچرخوند تا مادره منو دید منو به بچش نشون داد و گفت گریه نکن نگاه کن هاپو رو🙈🙈 حالا قیافه من😩 قیافه اون بچه🥺 قیافه بقیه خانم ها😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
بدترین سوتی که دادم و الان یادمه اوایل ازدواجم بود یه بحث الکی داشتم با همسرم خواستم خودم و لوس کنم شوهرم تو هال دراز کشیده بود رفتم آشپزخونه یه بسته ژلوفن و با سر و صدا خالی کردم ریختم آشغالی 😐تهش هم دو لیوان آب خوردم اومدم نشستم رو به روی شوهرم بسته ی قرص و نشون دادم گفتم بیا همین و میخواستی حالا برو جواب بابامو بده🙁🙁زنگ نزن اورژانس تصمیمم و گرفتم😕 اونم گفت از تو آینه ی بوفه میدیدمت 😐😐 کدوم انسان بی فکری بوفه ی آینه دار اختراع کرد؟😒😒 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام ،خالم تعریف میکرد اوایل ازدواجشون با خانواده خواهر شوهرش راهی مشهد میشن و خاله من هم دفعه اولش بوده که میرفته مشهد خلاصه وقتی که میرسن خواهر شوهرش چون بچه کوچک داشته به خالم میگه من فعلا باید به بچه برسم شما برو زیارتت رو انجام بده و بیا.و بهش سفارش میکنه که کنار ضریح خیلی شلوغ هست مواظب خودت باش این حرفا...خاله ما هم میره زیارت و برمیگرده خواهر شوهرش هم میگه زیارت قبول دستت هم به ضریح رسید خالم میگه بله به راحتی خلاصه دو سه بار خالم تنهایی میره و بر میگرده و به خواهر شوهر میگه دستم رسید به ضریح و زیارت کردم و....تا یک مرتبش با خواهر شوهرش جور میشه که برن وقتی میرن خالم به قول خودش دوباره میره زیارت و خواهر شوهرش میگه اینجا که پنجره فولاد هست ضریح داخل هست و خاله ما رو میبره زیارت حالا خاله جان تعریف میکرد جمعیت من و از این طرف مییییبرد اونطرف کم کم داشتم خفه میشدم ولی بعد با خواهرشوهرم کلی خندیدیم و گفت خوب شد این دفعه همراهت اومدم😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام یه خاطره بگم برای سه سال پیشه .. عروسی برادر شوهرم بود منم با خانواده ی شوهرم رفتیم بازار برای خرید مادرشوهرم میخواست لباس مجلسی بخره رفتیم تو یک مغازه یه لباس انتخاب کردیم مادرشوهرم پرو کرد انتخاب کردیم داخل نایلون گذاشت بعد مادرشوهرم قیمتشو پرسید قیمتش بالا بود همینکه پدرشوهرم قیمت و فهمید هنگ کرد رفت از مغازه بیرون😁😁 حالا ما موندیم و لباس... مادرشوهرم به برادر شوهرم که 9 سالش بود گفت برو به بابا بگو بیاد... برادر شوهرمم رفت بعد چند دقیقه تنها برگشت با صدای بلند گفت مامان، بابا گفت مادرت غلط کرده لباس بخره بگو زود بیاد بیرون از مغازه اولش کل مغازه در سکوت رفت😳😅بعدش همه پخش شدن رو زمین از خنده من که دیگه نمی تونستم جلوی خودمو بگیرم و هم چنان که با خواهر شوهرم منفجر شده بودیم از خنده محل رو آروم ترک کردیم 🤣🤣🤣🤣 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
🌸چه شب زيبایی خواهـد بود ✨وقتی برای 🌸دوستان و عزیزانمان ✨آرامش موفقيت و سلامتی 🌸بخواهيـم ✨با آرزوی شبی آرام برای شما 🌸شبتون بخیر ✨فـرداتون زیبا و پراز موفقیت