3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸دنیا به آخر نرسیده
فقط دیروز نتوانستی به آنچه که میخواستی برسی
هنوز فرصت داری...
نگذار با سهلانگاری، امروزت هم رنگِ حسرتِ دیروز را بگیرد
زمان هنوز مانده تا امروزت رنگی دیگر به خود
بگیرد:
📌رنگِ اُمید، رنگِ تلاش، رنگِ رضایت
🔰امروز همان روزیست که بعد از شکست دیروز منتظرِ آمدنش بودی تا جبران کنی
تعلل نکن، حرکت کن
هنوز وقت باقی است...
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸دنیا به آخر نرسیده
فقط دیروز نتوانستی به آنچه که میخواستی برسی
هنوز فرصت داری...
نگذار با سهلانگاری، امروزت هم رنگِ حسرتِ دیروز را بگیرد
زمان هنوز مانده تا امروزت رنگی دیگر به خود
بگیرد:
📌رنگِ اُمید، رنگِ تلاش، رنگِ رضایت
🔰امروز همان روزیست که بعد از شکست دیروز منتظرِ آمدنش بودی تا جبران کنی
تعلل نکن، حرکت کن
هنوز وقت باقی است...
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یک بار خواهرم اینا اومدن خونمون رفت تو آشپزخونه با شوهرم سلام علیک کنه دید شوهرم داره گوشت کبابی رو مزه دار میکنه برای شام. خواهرم اومد بگه چرا انقد به خودت زحمت دادی هی میگفت چرا انقدر خودتو شرمنده کردی والا ما راضی نبودیم. شوهرم از خنده غش کرده بود😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
دختر من وقتی از پوشک گرفتمش اصلااااااا یک بارم خودشو خیس نکرد رفته بودیم خونه یکی از اقوام اونم بچه کوچک داشت ...خواستیم بخوابیم گفت میخوای از پوشک های دخترم بدم ببندی برای دخترت؟ با غرور گفتم اصلا خیس نمیکنه ،به یک ساعت نکشید دستشویی کرد به هرچی کلاس که گذاشتم 😭😭😭😭😭
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
با سلام
مادر نمونه فقط خودمم و بس
یک بار شوهرم داشت میرفت سر کار من و دخترم خونه بودیم تا شوهرم در حیاط رو بست یه سوسکه پردار پرید رو پای دخترم چسبید 😫
منم جیغ زدم پریدم تو اشپزخونه قایم شدم دخترم انقدر گریه کرد و جیغ زد سوسک لعنتی جدا نمیشد
شوهرم از تو کوچه صدای جیغ دخترم و شنید اومد دخترم و تکون داد سوسکه افتاد بعدش اونو کشت و یه نگاه تاسف باری به من انداخت و رفت سرکارش😬
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
مادرم اخلاق های جالبی داره
شوهر همسایشون فوت شده بود
رفته خانمه رو ببینه،
وقتی وارد شده، دیده همه در حال گریه هستن
برگشته به خانمه، گفته
کاش خودت می مردی😳😓😂😢
دقت کنید جهت هم دردی گفته هاااا☺️
یعنی کاش می مردی همچین روزی رو نمی دیدی...
البته اینو زن داداشم که همراهش رفته بود تعریف کرد
خودش زیر بار نمی رفت
ولی آخرش قبول کرد همچین چیزی گفته ☺️☺️
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام
یک بار مادربزرگم تعریف میکرد میگفت رفته بوده بازار قالیچه بخره بعد مدتی خسته میشه و به جاش بابابزرگم میره تو مغازه اونم یه گوشه ای میشینه بعد مدتی چند نفر که از کنارش رد میشن بهش پول میدن🫥 (فکر میکردن فقیره) 😂
خلاصه میگفت تا اومدم بگم چی به چیه رفتن😂😂
بعد به بابابزرگم میگفت اگه دو دقیقه دیرتر میومدی پول قالیچه جور بود😆
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
بچه که بودم یک روز کاسه ماستی که داشتم میخوردم رو خالی کردم روی فرش
بعد از ترس مامانم نشستم روش. تا ساعت ها از جام بلند نشدم! همه تعجب بودن من که اون همه شیطون بودم چجوری این همه وقته نشستم یه جا ! تا اینکه یک دفعه بابام گفت پاشید بریم خونه بابا حاجی ... منم از ذوقم حواسم نبود از جام پریدم که گندش در اومد ! تصور کنید زیرم روی فرش چه شکلی شده بود بعد از 2 3 ساعت 🙈😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام به همه . یک بار با یه نفر که خیلی هم رودربایستی داشتم باهاش رفتیم رستوران ، موقع غذا خوردن کباب برگ سفارش دادیم آقا من تا اومدم یه تیکه اش رو جدا کنم این کباب لیز خورد تو بشقاب با سرعت پرتاب شد وسط رستوران نصف برنج ها هم پخش شد روی میز 😑😑😑😑انقدر خجالت کشیدم ،گارسونه رفت کبابه رو برداشت آورد گفت خانم چی کارش کنم🙄🙄🙄🙄🙄
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلاااااااام
یک بار بچه دختر داییم ،هی به مامانش گیر داده که ماهی دلم میخواد. نهار ماهی بذار
مامانش جون نداشته خودش بلند بشه بره آشپز خونه. به دخترش میگه برو ماهی رو از فریزر در بیار بذار بیرون تا نیم ساعت بعد درست کنم برات .....
دم ظهر دختر داییم میره آشپزخونه ،هر جا رو نگاه میکنه .ماهی رو پیدا نمیکنه
از دخترش میپرسه ،ماهی رو کجا گذاشتی
دخترش میگه خودت گفتی از فریزر در بیار ،بذار بیرون
منم رفتم گذاشتم بیرون ....کوچه منظورش بوده 😁😁😁😁😁😁😁
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام با شوهرم چند وقت پیش تو بازار می چرخیدیم یک دست فروش چند تا بسته چیده بود روی میزش من شیرین گندمک خیلی دوست دارم این بسته هام توش یک چیزایی بود اندازه تخمه نازک و بلند هم رنگ شیرین گندمک با شوهرم دوتایی داشتیم نگاه میکردیم ببینیم چیه بخریم و بخوریم شوهرمم شکموعه من گفتم چقدر خشک و برشته ست میخواستیم به فروشنده بگیم این چیه توش چند قیمتش یک بسته بده فروشنده زودتر از ما خودش گفت اینا کرم هستن من گفتم اه غذای پرنده هاست گفت ورزشکارا هم اینو میخورن گفتم اه اه نگو ولی اصلا شبیه کرم نبود خیلی چیز خوشمزه ای به نظر میرسید اگه تو پلاستیک نبود فکر کنم تستشم کرده بودم با شوهرم انقد خندیدیم گفت داشتی کرم میخریدی بخوری نازک بودن و طلایی اه اه
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
یک بار رفته بودیم عروسی یکی از اقوام خیلی دور رفتم جلو برای تبریک گفتن با مامانم اینا میخواستم بگم مبارکا باشه و خوشبخت بشین و اینا چی بگم بهتره؟گفتم خدا دوباره قسمت کنه🤣
من و این همه سوتی محاله محاله😂😂
یکبار دیگه هم من با مامانم رفتم یه مغازه مرده به مامانم گفت هزاری خدمتتون هست؟ مامانم گفت نه والا
من از اون طرف داد زدم بله من خدمتم هست 😐😳🙄
خودمم مردم از خنده
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.