eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
53.8هزار دنبال‌کننده
2.8هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
🧡 وقتی همه تلاشت رو میکنی و و همون میشه مطمئن باش برات بهترینه و اگه نشد لطفا دلسرد نشو حتما خدا فکر بهتری برات داره..... تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
23.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گذشته با هر اتفاق بوده دیگه گذشته👌 ‌ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
2.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔸این متن خیلی زیباست 🐴روزی اسب پیرمردی فرار کرد، مردم گفتند: چقدر بدشانسی! پیر مرد گفت : ازکجا معلوم فردا اسب پیر مرد با چند اسب وحشی برگشت. مردم گفتند: چقدر خوش شانسی! پیرمرد گفت: از کجا معلوم. پسر پیرمرد از روی یکی از اسبها افتاد و پایش شکست. مردم گفتند: چقدر بدشانسی! پیرمرد گفت از کجا معلوم! 💢فردایش از شهر آمدند و تمام مردهای جوان را به جنگ بردند به جز پسر پیرمرد که پایش شکسته بود. مردم گفتند : چقدر خوش شانسی! پیرمرد گفت : از کجا معلوم! 📌زندگی پر از خوش شانسی ها و بدشانسی های ظاهری است، شاید بدترین بدشانسی های امروزتان مقدمه خوش شانسی های فردایتان باشد. از کجا معلوم؟ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
در مورد گـذشته هرگز زیـاد فکر نکن اشکهایت را جاری خواهد ساخت... در مورد آینده زیاد نگران نباش ترس در تو ایجاد خواهد کرد... درهمین حال حاضر زندگی کن لبخند را بر لبانت خواهد آورد ‌ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
هر چه اهداف خود را به🍃 قسمت‌های کوچک‌تر تقسیم کنید، مسیری بهتر و راحت‌تر برای رسیدن به آن‌ها خواهید داشت ..🍃🌸 ‌ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
دخترم میخواست بره کلاس اول بردم بهداشت واکسن بزنه نمیذاشت گریه میکرد پسره اومد آمپول و بزنه دخترم دست پسره رو گاز گرفت اون بیچاره هم یک جیغی کشید منم کلی خجالت کشیدم الانم یک موقع تعریف میکنم میخندیم دخترم 20 سالشه تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک روز ظهر روز جمعه آقایی هوس جنگل رفتن کرد منم ناهار و آماده کردم و با پسری آماده شدیم تا بریم جنگل برای گردش آقا تو مسیر شوهرم رو موتور آواز میخوند و شاد و شنگول بود تا اینکه رسیدیم جنگل یه مسیر پر پیچ جنگل رو رفتیم شوهرم گفت بریم تو آلاچیق بشینیم ماهم گفتیم باشه آقا چشمتون روز بد نبینه یک سگ شکاری خیلی بزرگ افتاد دنبالمون موتورم سربالایی نمی کشید سه نفر و شوهر فداکار ما ،ما رو پیاده کرد و خودش با موتور فرار کرد حالا من و پسری 😥 موندیم با یک سگ بزرگ و وحشی 🐕 وسط جنگل گریه میکردیم و داد می زدیم سگه آب دهنش همینجوری می ریخت نمیدونم یه مرده از کجا صدای ما رو شنید آمد ما رو از دست اون سگه نجات داد 😌😌 حالا شوهر بی فکر من، من هیچ به بچه ی پنج ساله خودش هم رحم نکرده بعد از نیم ساعت پیداش شد اصلا به روی خودش هم نیاورد اصلا ناهار و باز نکردم همین طوری آمدیم خونه تا سه روز هم باهاش حرف نزدم 😥😔😔و تا الان که چند ساله اسم جنگل رفتن نمیاره فکر کنم از سگه ترسیده😛😅دیگه هوس جنگل رفتن نمیکنه تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
پارسال پنجشنبه آخر سال بود و رفته بودیم قبرستون سر خاک بابابزرگم منو دختر عمم مسئول میوه و شیرینی بودیم که بدیم به مردم یکی اومد سر قبر فاتحه بخونه منم اومدم بهش کیک بدم ظرف شیرینی خوری و کوبوندم تو سر زن بدبخت😂😂 دختر عمم اومد ظرف میوه رو بلند کنه بهش میوه بده، ظرف میوه طرح برگ بود و نوک برگ و کوبوند تو سر زنه بدبخت 😂😂😂😂 سرش انقدر قرمز شده بود منو دختر عمم از خنده ترکیده بودیم ولی خداروشکر ماسک داشتیم😂😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک بار یادمه یه دونه نوار صوتی برام خریدن که شنگول و منگول و حبه انگور صوتی بود😟😟😟 خیلی مبهمه برام ولی یادمه خانوادم منو گذاشته بودن تو اتاقم ضبط و گذاشتن و شنگول منگول صوتیه رو گذاشتن درم روم بستن 😨😨😨 حالا گرگه یک دفعه حمله کرد بچه ها رو خورد جیغ دادددد صدای بلعیده شدن توسط گرگ حالا اینا هیچی یه جاییش میومد که ننه بره ها میاد شکم گرگه رو پاره میکنه بچه ها رو از توش در میاره سنگ میریزه میدوزه😖😅😅جیغ میزدما😅😅 احتمالا اون لحظه نمی‌دونستم برای بچه ها که از شکم اون اومدن بیرون خوشحال باشم یا برای گرگه که داره تیکه پاره میشه و داد میزنه گریه کنم😅😅😅😅😅😅 چقدرم خنگ بودم نمیدونم شاید دستم نمی‌رسید نمی‌رفتم درو باز کنم برم بیرون چقدر جیغ زدم گلاب به روتون از ترس خودم و خیس کردم 😅😅😅😅 بعد مامانم با ترس اومد اتاقم داداش بزرگم و صدا زد گفت این چیه برای بچه آوردی . تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام من دوباره اومدم یه خاطره بگم از بچگیمون و چقدر کم رو بودیم من و خواهرام و برادرم اگه مهمون برامون می اومد سریع تو اتاق پنهون می‌شدیم بعد که می‌خواستیم بریم بیرون خجالت می‌کشیدم سلام کنیم .😂 یک روز یکی از معلم ها با خانوادش اومدن ناهار خونه ما نگم براتون چقدر ما ۴ تا خواهر و برادر عرق ریختیم موقعی که سفره انداختیم ما خجالت می‌کشیدیم غذا بخوریم 😔به خدا اونا به ما تعارف میکردن بیشتر به برادرم ما هم تا اونا به ما تعارف میکردن به هم دیگه نگاه میکردیم منتظر جرقه😂تا اینکه من خندم گرفت خواهرام به من نگاه کردن تا دیدن من میخندم اونام زدن زیر خنده دیگه غذا نخوردیم فرار کردیم تو کوچه😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا