eitaa logo
˒˒ تجربه های زندگی💛៸៸
53.8هزار دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
2.2هزار ویدیو
0 فایل
گاهی تجربه‌ها چیزی بهمون یاد میدن که تو هیچ کتابی نوشته نشده 📚❌ 🔄 اگه دلت خواست، از تجربه‌هات برامون بگو منتظریم! @Az6775 کانون تبلیغاتی پر بازده "اعتماد" در ایتا👇 https://eitaa.com/joinchat/3574071380Ca1a252b0f9 مشاوره رایگان تبلیغاتی شما
مشاهده در ایتا
دانلود
6.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادت باشد مشکلات هم مثل همه چیز تاریخ انقضا دارند پس هر زمان عرصه برايت تنگ شد این جمله را با خودت تکرار کن این نیز بگذرد ...👌🏻 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به جای جنگيدن با افكار منفی انرژيتان را به سمت زیبایی سوق دهيد. به جای فكر كردن، ترانه بخوانيد. به جای فلسفه بافی، عشق بورزيد. از زیباییها لذت ببرید و شادی کنید... تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🖍 قضاوت نکن 🌸 قضاوت تو را از مسیر دور می کند. قضاوت تو را به قهقرا می برد. قضاوت تو را از آرامش دور می کند. 🌸 قضاوت کردن درباره اشتباهات دیگران آسان است. ولی پی بردن به خطاها و اشتباهات خود دشوار است. تو هرگز خودت را قضاوت نمی کنی، پس حق نداری دیگران را قضاوت کنی، 🌸 با قضاوت نکردن این و آن و تنها با قضاوت کردن خود می توانی مسیرت را تغییر دهی و به آرامش برسی. 🌸 قضاوت ریشه در نفس دارد و ذهن از نفس تغذیه میکند. تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
کلاس زبان داشتم.. دیرم شده بود.. با عجله مانتوم و پوشیدم یک دفعه دیدم یه دکمه ی پایین مانتوم نیست منم همونجور که مانتو تنم بود یه دکمه از سر آستین مانتو کندم . خیلی سریع دوختم به پایین مانتو و دکمه رو بستم و رفتم کلاس.. وقتی برگشتم خونه تا درو باز کردم شوهرم گفت چرا دکمه های مانتوت و بالا پایین بستی.. منم یه نگاه به مانتوم کردم و نشستم رو زمین و از خنده غلت میزدم .. آخه تازه اون موقع فهمیدم دکمه نیافتاده بوده بلکه من چون دکمه هارو بالا پایین بسته بودم یه دونه جا دکمه پایین مانتو زیاد اومده بود... جالبه نه تنها نفهمیده بودم بلکه یه دکمم جاش دوخته بودم.. همینجوری هم رفته بودم کلاس و برگشته بودم..😂 آخه خنگی تا چه حد؟ تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یه دو سال پیش تو فصل تابستون من و مامان و بابام رفتیم یکم برای خونه خرید کنیم 😁 هوا اون روز خیلی گرم بود بعد من و مامانم تو ماشین نشسته بودیم بابام رفته بود مرغ و سفارش بده مامانم به من گفت بلدی کولر ماشین و روشن کنی ؟منم گفت بلههه 😅 پریدم از صندلی عقب به صندلی جلو دکمه روشن کردن کولر و زدم و شیشه هارو دادم بالا 🤣 به یک دقیقه نکشید که عرق بود از سر روی من و مامانم میریخت 🥵😅 هی مامانم میگفت چرا انقدر گرمه پس چرا خنک نمیشیم میگفتم تازه فنش روشن شده تا خنک کنه طول میکشه 😄 تا اینکه بابام اومد دید ما داریم میمیریم از گرما گفت چرا شما ها اینجوریین 😳منم گفتم کولر و روشن کردم ولی نمی‌دونم چرا خنک نمیکنه 😩 بابام یه نگاه به قسمتی که دکمه های روشن کردن کولر بود انداخت گفت ای خاک! گرفتی بخاری و روشن کردی 🤣🤣 یعنی مامانم چنان به من نگاه کرد که مثل خانم ها سر جام نشستم 😌 ولی تا خود خونه خندیدم 😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
تجربه از آمپول هورمون رشد: سلام به همه دوستان ،من از بچگی خیلی قدم کوتاه بود و همش توی مدرسه مورد تمسخر بچه ها قرار می‌گرفتم و خودمم از قدم ناراضی بودم . دکتر های زیادی ام رفتیم اما هیچ کدوم به درد نخورد یا میگفتن ورزش کن یا ویتامین بخور .ولی یک بار رفتیم پیش متخصص غدد که بعد از آزمایشات از جمله آزمایش خون تشخیص داد که باید آمپول رشد بزنم . اگر با بیمه بگیرید هزینه زیادی نداره و با بیمه تا دو سال میتونید امپول ها رو بزنید . بعد از اون منشی یک دور کامل توضیح دادن که چجوری و به کجاها (اطراف شکم، روی پاها،و دست ها ) چجوری بزنیم . سوزن ها خیلی کوچیکن و مثل انسولین کار میکنه ولی آمپول ها دوز های مختلف داره که به مرور زمان بیشتر میشه و من راحت خودم برای خودم میزدم . برای من عوارضی نداشت و اوایل در ماه قدم سه سانت رشد می‌کرد ولی بعدش رشد کمتر شد ولی در آخر دو سال که دیگه بیمه قبول نمی‌کرد قدم حدود 10 ،15 سانتی رشد کرده بود و خداروشکر الان از قدم خیلی راضی هستم . از مشهد هستم ✍️شما هم از تجارب خودتون تو هر زمینه ای که دارید بنویسید و برامون بفرستید تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
سلام دوستان اول زندگیمون مغازه داشتیم یک روز با شوهرم مغازه بودیم یه آقایی اومد گفت ۵۰تومن خورد دارین شوهرم گفت نه نداریم ولی من خیلی جدی گفتم داریم شروع کردم به گشتن تو دخل یه ۱۰ تومنی با دو تا ۲۰تومنی پیدا کردم دادم به اون آقا اون بنده خدا هم یه نگاه به من به نگاه پول خوردا کرد از تو جیبش یه تراول ۵۰تومنی در آورد گفت منظورم ۵۰ هزار تومن بود آخه تراول ۵۰ تومنی تازه به بازار اومده بود هنوز بعد ۲۰ سال هر وقت یادم میاد خجالت میکشم 🥴 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
یک بار با خالم رفتیم آرایشگاه پسرونه که موهای پسر خالم و کوتاه کنیم ،پسر خالم 4 سالشه .بعد یه آقای خیلی خشک و جدی اونجا نشسته بود و اقای آرایشگر داشت موهاشو کوتاه میکرد .بعد موقع رفتنش که شد از آقای آرایشگر تشکر کرد و گفت خداحافظ منم اون لحظه داشتم به چیزی فکر میکردم بخاطر همین به جای آقای آرایشگر به مشتریش گفتم خواهش میکنم خداحافظ 😂😂😂 قیافه ی خالم 😕😑 قیافه ی مشتری و آرایشگرش😳😳😳 و خودم بعد اینکه فهمیدم چه سوتی دادم 😦 بعد این ماجرا خالم همش این قضیه رو تعریف میکنه و کلی میخنده 😂😂😂 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
رفته بودیم برای رأی گیری ،ریاست جمهوری تو حیاط حرم حضرت معصومه سلام الله علیها خیلی هم شلوغ بود صف طولانی دوستم قبل از من نوبتش بود خانم برگه رو داد بهش گفت اینجا اسم نامزد رو بنویس ،این بنده خدا هم که چند وقتی بود نامزد کرده بود 👫 اولش تعجب کرد بعد اسم نامزد خودشو نوشت،تو برگه تا اینکه خانم متوجه شد گفت این اسم کدوم نامزده گفت نامزد خودم ،تو صف مردونه‌ست،😳 مارو بگو کل صف داشتن ریسه میرفتن😂 بعد از کلی خنده گفتن اسم نامزد انتخاباتی رو باید کامل بنویسی بیچاره انقدر خجالت کشید که نگو تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
خالم با مامان بزرگم دوتايي یه خونه زندگي ميكنن ،یکبار تعريف ميكرد همسايه بالايي روضه دعوت كرده بود سوار آسانسور شديم بريم بالا ميگه ديدم ماماني به آينه آسانسور😳🤨 نگاه ميكنه و لبخند ميزنه ☺️و ميخنده ميگه منم ترسيدم كه چرا اينجوري ميكنه 😒 بعد اومدن بيرون از آسانسور خالم در و بسته گفته چرا درو بستي ميذاشتي اون خانمم پياده بشه 😳به عكس تو آينه فكر ميكرده يه خانوم ديگست بهش لبخند ميزده😕 ❤️البته مامان بزرگم آلزايمر داره❤️ خالم ميگه انقدر ترسيدم اومدم نماز آيات خوندم🤣 تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ. 
با سلام به همگی چند وقت پیش داشتیم برای داماد جاریم لباس میبردیم ، نمیدونم اسم درستش چیه تازه عقد کردن و غریبن ، هممونم باهاشون رودربایستی داریم مثلا هرکی یه وسیله برداشته بود دستش بود رفتیم داخل و رسم بر اینه که صاحب خونه به هر کسی یه کادو میده تا وسیله هارو بگیره حالا پارچه یا پول منم بردم گذاشتم زمین اومدم نشستم که خانومه آورد به منم پول بده قشنگ تو چشماش نگاه میکردم که بهش گفتم قابلی نداره☺️ بعد یه لحظه کپ کردم 😐چرا این حرفو زدم زود تشکر کردم برگشتم اون یکی جاریم بغلم نشسته بود دیدم اونم خودشو زده به اون راه... 😬😬 ولی شنید چی گفتم... داستانشم اینه که من مغازه دارم بعضی وقت ها مشتری میخواد پول بده بهش میگه قابلی نداره😂 حالا این که رفت اینقد تو خودم خندیدم😂😂 داشتم میمردم، برگشتم به جاریم میگم دیدی چی گفتم میگه اره گفتم خجالت نکشی خودمو زدم به نشنیدن کلی خندیدیم و😂🤣🤣 برای اون یکی جاریمم تعریف کردیم سه تایی باهم ریسه میرفتیم🤣🤣🤣🤣 با خانومه چشم تو چشم میشدم باز خندم میگرفت انگار بهم طلب داشت 😆قابل نداره تجربه ها ! ╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶  ִ. •@experiencee•  ִ.