سلام به همه 🌺🌺🌺
چند سال پیش من و شوهرم و پسرم و مامان و خواهرم باهم رفتیم مشهد...
از همون روز اول که میرفتیم زیارت یه فروشنده همش میگفت زعفران و زرشک تست کنید و بخرید ، دیگه روزی چند بار این حرفو میزد😤ما هم خریدامون و گذاشته بودیم برای روز آخر
بعد روز آخر شد و کلی شیرینی و نقل و گز مشهد خریده بودیم و وسیله های دیگه، داشتیم بر می گشتیم سمت هتل که شوهرم گفت بریم از این بنده خدا زرشک و زعفران بخریم
رفتیم داخل مغازه و خریدیم و برگشتیم هتل شام خوردیم و گفتیم باز بریم زیارت که تو راه جلوی همون مغازه فروشنده هی صدامون میکرد خواهرم گفت ولش کنید ما که خرید کردیم ازش داره مزاحممون میشه
خلاصه خودمونو زدیم به نشنیدن و رفتیم ولی اون آقاهه دنبالمون اومد و گفت خریداتون و توی مغازم جا گذاشتید
وای قیافه هامون دیدنی بود😂😂
کل شیرینی هامون و لباس و اینا که خریده بودیم تو مغازش بود
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
صبحمون رو با سلام به چهارده معصوم(ع)متبرک کنیم.
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨
🌼صلي اللهُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ
🍂صَلِّي اَللَّهُ عَلَيْكَ يا اميرالمُومنِينَ
🌼صَلی اَللّهُ عَلَیکِ یا فاطِمهُ الزَّهرَاءُُ
🍂صلي اَللَّهُ عَلَيْكَ يَا حَسَنَ بْنَ عَلِی
🌼صلي اَللَّهِ عَلَيْكَ يا اباعبداللَّه.
🍂صلي الله عَلَيْكَ يَا عَلِيَّ بْنَ اَلْحُسَيْنِ
🌼صَلِّي اَللَّهُ عَلَيْكَ يَا محمدبن عَلِيٍ.
🍂صَلي اَللَّهِ عَلَيْكَ ياجعفربنَ مُحَمَّدٍ
🌼صَلي اَللَّهُ عَلَيْكَ ياموسيُّ بْنُ جَعْفَرٍ
🍂 صَلِّي اَللَّهُ عَلَيْكَ ياعلي بن موسي
🌼صَلِي اَللَّهِ عَلَيْكَ يَا محمدبن عَلِيٍ اَلْجَوَاد
🍂 صَلي اَللَّهُ عَلَيْك ياعلي بْنَ مُحَمَّدٍ
🌼صَلَّي اَللَّهُ عَلَيْكَ يَا حَسَنَ بْنَ عَلِيٍ العسکري
🍂صلي اَللَّهُ عَلَيْكَ ياحجه بْنَ اَلْحَسَنِ. اَلْمَهْدِيُّ عَجَّلَ اَللَّهُ تعالی فَرَجَهُ الشريف.
تجربه ترک سیگار :
من سیگار رو بعد از بیش از ۲۰ سال ترک کردم و الان دو سال و نیمه که حتی یک کام هم نکشیدم.
اولا بگم اگر براتون یک دفعه ترک کردن سخته به مرور کم کنید و بعد چند ماه یا چند سال یک دفعه کنار بذارید.
من روزی یکی دو پاکت سیگار رو با ورزش رسوندم به روزی یکی دو نخ.
یک بار با خوردن آب آلوده مسموم شدم. طوری که کارم به دکتر و سرم کشید. تا سه روز غیر از آب هیچ چی نتونستم بخورم. سیگار هم نمی تونستم بکشم. بعد از چند روز بهبودی دوباره هوس سیگار کردم اما در برابر وسوسه سیگار مقاومت کردم.
تا سه ماه این مقاومت ادامه داشت. بعد سه ماه فشار روم بیشتر شد. هر چند روز یک بار شدیدا هوس می کردم. شب ها خواب سیگار می دیدم. خواب می دیدم سیگار دستمه می خوام بکشم ، گاهی تو خواب یک کام می زدم و سیگار رو مینداختم. گاهی تا ته می کشیدم و بعدش عذاب وجدان می گرفتم. اما وقتی بیدار می شدم و می فهمیدم خواب بوده خیلی خوشحال می شدم.
تا یک سال یکی پیشم سیگار می کشید بخوری می شدم و کیف می کردم. بعد از گذشت یک سال بوی سیگار شروع کرد به اذیت کردن.
هنوز که هنوزه گاهی اوقات هوس می کنم اما به روی خودم نمیارم.
گاهی سیگار خاموش از رفیقام می گیرم می ذارم گوشه لبم و بعد از چند دقبقه پس می دم.
خلاصه این که :
ترک سیگار سخته اما شدنیه.
✍️شما هم از تجارب خودتون تو هر زمینه ای که دارید بنویسید و برامون بفرستید
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تازه کرونا که اومده بود من خیلی سرفه میکردم ماه های اول همه خیلی می ترسیدن وقتی من سرفه میکردم شوهرم چپ چپ نگاهم میکرد ولی تو دلم فکر میکردم میگه این کرونا داره بذار تحویلش بدم منم وقتی سرفم میگرفت فرار میکردم تو اتاق سرفه میکردم من خیلی از بوی ادویه و فلفل خوشم میومد موقع غذا درست کردن اول باید فلفل رو بو میکردم بعد تو غذا میریختم بعد تحقیق فهمیدم فلفل رو بو میکنم باعث سرفم میشد اوایل کرونا
شوهرمم رفته بود بیمارستان سرما داشت میگفت اونجا الکی هی بلند بلند سرفه میکردم همه زود از کنارم فرار میکردن
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام ممنون از کانال عالی تون 🤩🤩
من یک خاطره میخوام از بیمارستان عروس خالم بگم 3یا4 سال پیش عروس خالم توبیمارستان بستری بود منم اونجا مجرد بودم و 19سالم بود شب من موندم پیشش فرداش که ملاقات شد همه اومدن خالم سر پا بود
اون طرف یک مریض دیگه بود همراهاش هم بودن یک آقایی تا اومد بشینه من متوجه نشدم میخواد بشینه صندلی رو برداشتم
سریع اومدم این طرف بنده خدا چنان خورد زمین که نگو داغون شد حالا خانوادمون همچین زدن زیر خنده کلا اتاق زدن زیر خنده منم به روی خودم نیاوردم یک گوشه ایستادم فقط میخندیدم😅😅😅😅
ان شاءالله همیشه روی لب هاتون خنده باشه
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام سلام من اومدم با یه سوتی
یک روز همسرم کار داشت و تا شب هم نمی خواست بیاد خونه
منم نی نی داشتم و دست و تنها سختم بود
زنگ زدم به مامانم که فردا بیا پیشم اون بنده خدا هم گفت باشه
شبش که قرار بود صبحش مامانم بیاد نی نی خیلی بد قلقی کرد و نذاشت بخوابم دیگه ساعت های هفت و هشت صبح بود که گیج شد و خوابید خودمم گرفتم خوابیدم
همون موقع ها مامانم اومد بود جلوی در ایفون رو نزده بود که اگه نی نی خوابه بیدار نشه
زنگ زد به گوشیم که در رو باز کن پشت درم
وای کلی خجالت کشیدم 😬 در عالم خواب به مامانم گفت( اه ول کن برو خونتون خوابم میاد )
اون بنده خدا هم هنگ کرده بود و رفته بود خونه
بعد ساعت های یازده یادم اومد که مامانم قرار بوده بیاد و فوری جریان خواب صبحی رو یادم اومد فکر کردم شاید توهم زدم نگاه گوشیم کردم دیدم واقعا صبح تماس گرفته بوده باهام خاک تو سرم🤐😫
بعدش دیگه آژانس گرفتم رفتم پیش مامانم از دلش در آوردم
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام تازه ماشین خریده بودم رفتم سرکار با ماشینم بعد با تاکسی برگشتم خونه. شوهرم شب پرسید ماشینت خوب بود؟ گفتم وااای گذاشتمش تو خیابون یادم رفته بیارمش برو بیارش😶 شوهرم میگفت باید برات الاغ بخرم نه ماشین نصف شبی ما رو میکشونی توی خیابون. خب چیکار کنم یادم رفت بیارمش،گناه که نکردم تازه هوای بیرونم برای قدم زدن خوبه مگه نه؟
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
تازه ازدواج کرده بودیم
داشتم لباس های اضافه رو جمع میکردم ،
تو لباس های شوهرم یه پلیور کاموایی بد رنگ شل و ولی بود گفتم اه این چیه ندیدم تا حالا بپوشی 😕
رد کنم بره ؟
گفت رد کن چیزی نگفت دیگه
بعد با چند تا لباس و وسیله بردم خونه مادر شوهرم بده به فقیر
خواهر شوهرامم اونجا بودن داشتم توضیح میدادم این لباس گشاد زشتم توی لباسای شوهرم بوده هیچ وقتم ندیدم بپوشش
گفتم بدید اگه کسی خواست برش داره
مادر شوهرم نگاه کرد گفت عههه اینو من براش بافته بودم😐😐🤦♀🤦♀😂😂
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.
سلام
وای یاد یه خاطره افتادم گفتم براتون تعریف کنم
آقا پارسال ما رو از طرف مدرسه بردن اردو اصفهان 🤩
منو دوستام اصلا امکان نداره وقتایی که باهم میریم یه جایی سوتی ندیم 😂
حالا اینو داشته باشید بقیش و یه روز دیگه میگم 🍂
اونجا میخواستن ما رو ببرن باغ پرندگان و آکواریوم اتوبوس مارو تا یه جایی برد از اونجا به بعد رو پیاده شدیم و گفتن پیاده بریم اقا ما فکر میکردیم نزدیکه دیگه.... اما بعد یه 30؛40 دقیقه ای رسیدیم دیگه پاهامون خشک شده بود موقع برگشتم گفتن باید پیاده بیاین ما هم گرسنمون بود هوام سرددد خسته و کوفته گفتیم نه اسنپ میگیریم میریم
اقا همه اسنپ گرفتن رفتن ما گیر یکی افتادیم که اصلا بلد نبود کجا بیاد😂😂
ماهم دیگه نشستم یه جا تا شاید بیاد یک دفعه دیدیم یه تاکسی کنارمون ترمز کرد
گفتم بچه ها حمله هنوز که پر نشده سوار شیم تو یه چشم بهم زدن تاکسی پر شد منم یه پامو گذاشتم تو ماشین میخواستم پای دیگو بذارم سوار بشم دیدم آقاهه همینجوری مونده😳😳
یک دفعه به خودش امد گفت خانوما من اسنپ نیستم لطفا پیاده شید😐😐😂
حالا ما😊😊😊😁😂🤣
همچین که پیاده شدیم گازشو گرفت رفت ترسیده بود بنده خدا😂😂
بد بخت فکر کرده بود خفت گیریم 🤣🤣
تجربه ها !
╶╶╶╶ ◜🌻💛◞╶╶╶╶
ִ. •@experiencee• ִ.