تو بنگاه املاک، مردی سند خونه رو به نام خانمش زد. خانم خیلی معمولی بود اما از نگاه اون مرد عشق میبارید. یکی به شوخی گفت: فردا اگه رفت چی؟ مرد هم گفت: خونهای که خانومم نباشه میخوام چیکار؟؟
- به نظرم دیگه اون یه زن معمولی نبود. عشق همسرش اون رو خیلی خاص کرده بود.
استرس جوریه که مغزت میگه: «باید بخوابی»، دلت میگه: «باید گریه کنی»، معدهت میگه: «باید بالا بیاری»، و تو وسطش داری به این فکر میکنی که چرا موبایلت رو تو یخچال گذاشتی.
فرق بین یک دوست واقعی و یک آشنا -یا فرد معمولی- در این است که یک دوست، موقعی که «وقتش است» حاضر است؛ ولی سایرین اعم از آشنایان فقط موقعی که «وقت دارند» حاضرند!
غمگین بودن که فقط اشکریختن نیست عزیزِ من، غم گاهی به شکل ساکت شدن ناگهانی میان خنده و شادی در جمع دوستانت به سراغت میآید.
هدایت شده از یک estp یا entpورزشکار
وقتی میبینم بهم بی احترامی میکنن و چه راحت میبخشمشون ولی تا من اشتباهی میکنم، جوری رفتار میکنن انگار دنیا به آخر رسیده.
هدایت شده از یک estp یا entpورزشکار
همین امروز فهمیدم حق با مامانم بود
اونا اصلا بهم اهمیت نمیدن و دنبال یه فرصتن تا ولم کنن و برن
سالهابعددرگورستانےسرد،
دِر خروارهاخاک،دخترےازجنس من وبانام ونشانےام آرمیده است که حسَرت دیدن پسرےبانام
ونشانےتو رابا خودبه خاک سپرده بود...'
هر کی میگه کنار درس تو میتونی فلان کار و هم بکنی شکر میخوره. کنار درس وقت خود درسم نداری.