explosion
همه خوابیده بودن بعد یه دفعه دیدم یکی داره تو خونه راه میره.رفتم دیدم داداشمه و داره راه میره و چش
من اونجا بودم سکته رو زده بودم به ولله
بعد یه دفعه دور آخر که داشت میرفت اتاقش از کنار اتاقم رد شد ، ترسیدم که بیاد بزنتم🤣🤣🤣😭😭