دوتا رمان خفن با ژانر : درام بسیار عاشقانه ، غمگین❤️🩹
اگه این ژانر هارو دوستداری بیا..💔
^8ساعت پس از انتخاب^
.
تازه کلاهه لباسشم انداخته بود و قیافش تو اون تاریکیه گم شده بود ، در صورتی که نیکوان اصن لباس کلاه دار نداشت فقط آره یه چند تا داشت اما این جوری نبود فرق داشت ، کلم و از بغلش جدا کردم و بالا آوردم تا ببینم طرف و . آره اون نیکوان نبود ، اون بیشتر شبیهه آرکان بود ، ترسیده بودم این اینجا چیکار میکرد؟؟ از بغلش جدا نشدم ، میدونی چرا چون وقتی بترسم هول بشم ، یا ... هرچیزی شبیهه این ، من دیگه نمیتونم حرکت کنم نه اینکه انگار فلج بشم ، اینکه نمیتونم کمی تکون بخورم از سره جام ، همونطور که من داشتم کسی که شبیهه آرکان بود و میدیدم اون هم زل زده بود به من و نگاهم میکرد . کم کم بغض کردم و اشک تو چشام جمع شد که همونموقع آروم من و دوباره تو بغلش کشید دوباره بدون حرکت بودم ، فقط من و داشت بغل میکرد و هردفعه یکم محکمتر بغلم میکرد ، دستایه من دورش بود ، خواستم بکشم کنار اما نزاشت ، دستام و سفت گرفت و محکم با دستام خودش و بغل میکرد و منم محکمتر بغل میکرد ، کم کم اشکام داشتن میریختن،
♡♡♡♡♡
اعتراف، کن، عاشقمی حتی به اجّبآر ♧
1
آرین : ...
...
نیلا توو خودتت خودت و به این روز و وضع کشوندی!
با بغض تازه ای گفتم : بزار برم پیشه خانوادم ، خونه خودمون ، خودم..!
آرین : دِ مثه اینکه نمیفهمی هاا ، احمقق من تورو گرفتمت از دسته اون کثافتا نجاتت ندادم که حالا پس بدمت به خانوادت!
فهمیدی! پس این فکر و از سر و گوش و نمیدونم خیالاتت بنداز بیرونن !
https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800
❤️🩹💔
دوتا رمان خفن با ژانر : درام بسیار عاشقانه ، غمگین❤️🩹
اگه این ژانر هارو دوستداری بیا..💔
^8ساعت پس از انتخاب^
.
تازه کلاهه لباسشم انداخته بود و قیافش تو اون تاریکیه گم شده بود ، در صورتی که نیکوان اصن لباس کلاه دار نداشت فقط آره یه چند تا داشت اما این جوری نبود فرق داشت ، کلم و از بغلش جدا کردم و بالا آوردم تا ببینم طرف و . آره اون نیکوان نبود ، اون بیشتر شبیهه آرکان بود ، ترسیده بودم این اینجا چیکار میکرد؟؟ از بغلش جدا نشدم ، میدونی چرا چون وقتی بترسم هول بشم ، یا ... هرچیزی شبیهه این ، من دیگه نمیتونم حرکت کنم نه اینکه انگار فلج بشم ، اینکه نمیتونم کمی تکون بخورم از سره جام ، همونطور که من داشتم کسی که شبیهه آرکان بود و میدیدم اون هم زل زده بود به من و نگاهم میکرد . کم کم بغض کردم و اشک تو چشام جمع شد که همونموقع آروم من و دوباره تو بغلش کشید دوباره بدون حرکت بودم ، فقط من و داشت بغل میکرد و هردفعه یکم محکمتر بغلم میکرد ، دستایه من دورش بود ، خواستم بکشم کنار اما نزاشت ، دستام و سفت گرفت و محکم با دستام خودش و بغل میکرد و منم محکمتر بغل میکرد ، کم کم اشکام داشتن میریختن،
♡♡♡♡♡
اعتراف، کن، عاشقمی حتی به اجّبآر ♧
1
آرین : ...
...
نیلا توو خودتت خودت و به این روز و وضع کشوندی!
با بغض تازه ای گفتم : بزار برم پیشه خانوادم ، خونه خودمون ، خودم..!
آرین : دِ مثه اینکه نمیفهمی هاا ، احمقق من تورو گرفتمت از دسته اون کثافتا نجاتت ندادم که حالا پس بدمت به خانوادت!
فهمیدی! پس این فکر و از سر و گوش و نمیدونم خیالاتت بنداز بیرونن !
https://eitaa.com/joinchat/3348432593Cd2a95c8800
❤️🩹💔
هدایت شده از . 𓍯࣪ ˖𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 𝕕𝕚𝕒𝕟𝕒 . 𓍯࣪ ˖
#فرمچالشراندی
- 𝖧𝖾𝗅︎𝗅︎𝗈 𝖪𝗁︎𝗈𝗋𝗌𝗁︎𝗂𝖽𝖺𝗆︎🌤໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- چآلش رآندئ دآریم برآتؤن🍎໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- تؤسط : دینا 🌊໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- کآدؤش : سکهههه💬໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- قآنؤن : نعافی 🌤໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- تعدآد : ۸ نفر 🍎໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- پیؤئ من جهت شرکتتؤن🌊໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- @Diana1692 💬໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- چنلم جؤین بده خؤرشیدم🌤໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- https://eitaa.com/challengeworld 🍎໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
هدایت شده از . 𓍯࣪ ˖𝕔𝕙𝕒𝕟𝕟𝕖𝕝 𝕕𝕚𝕒𝕟𝕒 . 𓍯࣪ ˖
#فرمچالشراندی
- 𝖧𝖾𝗅︎𝗅︎𝗈 𝖪𝗁︎𝗈𝗋𝗌𝗁︎𝗂𝖽𝖺𝗆︎🌤໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- چآلش رآندئ دآریم برآتؤن🍎໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- تؤسط : دینا 🌊໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- کآدؤش : سکهههه💬໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- قآنؤن : نعافی 🌤໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- تعدآد : ۸ نفر 🍎໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- پیؤئ من جهت شرکتتؤن🌊໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- @Diana1692 💬໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- چنلم جؤین بده خؤرشیدم🌤໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
- https://eitaa.com/challengeworld 🍎໑᱖ ࣪ ࣭ ๋
هدایت شده از 🕷𝓒𝓾𝓽𝓮 𝓛𝓪𝓷𝓭𓅯🕸
96K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلآم سلآم 💖
چنلم نیاز به همسایه آمارت بالای 300 باشه اوکی میتونیم همسایه بشیم 🫶
تگ چنلم:
@CiutLand1392❤️🔥
آیدی خودم :
@Arusha123 😊
هی بآنو شماهم عضو بشید چقدر خوب میشه آخه پروفایل قشنگه شما رو میبینم 🥺
هدایت شده از معذرت بابت فور
سایا بعد بارها 🐘تــ.ــری برگشته ! !
::: جایی با چیزای رندوم-؟🤣
تا آمار 157 اک ترندا رو اد میکنه!!
تپتپکنجوینشو