هدایت شده از دخترپاییز🍁
دنیا پر است از کتابخوانهایی که
فقط از ترسِ کتابخوان نبودن،
کتاب میخوانند.
آدمهای تحصیلکردهای که فقط
برای عقب نماندن از قافله،
ادامه تحصیل دادهاند.
مهم است چه میخوانی و مهمتر از آن این است: برای چه میخوانی؟؟؟!
مهم است چطور رفتار میکنی و تحصیلات، فیلمها، کتابها، دیدهها و شنیدهها،چقدر تو را به سمت بهتر شدن سوق دادهاند؟! چقدر صبورتر شدهای؟ چقدر فهمیدهتر؟ چقدر آگاهتر؟ و تا چه اندازه سازندهتر و اصیلتر؟
هدایت شده از جِنابِ او +:
به نظر من دردناک تر از خاطرات بد ، خاطراتِ خوبی هستن که هیچ وقت دیگه قرار نیست تکرار بشن :+)
هدایت شده از KHAMENEI.IR
📢 توصیه رهبر انقلاب به جبههی مقاومت در زمینه موفقیتها و شکستها؛
👈 مراقب سمّ غرور و زهر انفعال باشید
✏️ رهبر انقلاب، در دیدار اخیر: جبههی مقاومت نه از پیروزیها مغرور باید بشود، نه از شکستها مأیوس باید بشود... در پیشرفتها و موفّقیّتها «غرور» سم است؛ در ناکامیها و مشکلات «انفعال» زهر است؛ باید مراقب این دو باشیم.
✏️ قرآن میگوید: اِذا جاءَ نَصرُ اللهِ وَ الفَتحُ * وَ رَاَیتَ النّاسَ یَدخُلونَ فی دینِ اللهِ اَفواجًا * فَسَبِّح بِحَمدِ رَبِّک؛ خدا را شکر کن، مغرور نشو! «وَاستَغفِره»؛ از کوتاهیهایی که خودت کردی استغفار کن!
🔹️بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار هزاران نفر از اقشار مختلف مردم درباره تحولات منطقه. ۱۴۰۳/۹/۲۱
🔍 مطالعه متن کامل بیانات👇
khl.ink/f/58558
هدایت شده از بینهایت
هرآدمی بتی دارد؛ کسی باید آن را بشکند. اگر این بت شکسته نشود، هرذکری که بگوید، هرعبادتی که کند، این بت و این من، متورمتر میشود.
📚کهکشان نیستی
#برگ
♾ @binahayat_ir
هدایت شده از مؤمنات ࣫͝
مدام در سفر از خویشتن به خویشتنم
هزار روحم و در یک بدن نمیگنجم ...
فاضل نظری
هدایت شده از مؤمنات ࣫͝
☁️در این روزگار،که ما بیش از هر چیز به امید و ایمان احتیاج داریم، مگذار ناامیدی، روزنه ای به اندازه ی سر سوزنی در قلبت پیدا کند و از آنجا هجوم بیاورد. امید را برای روزهای بد، ساخته اند؛ چراغ را برای تاریکی. انسان اگر با مشقت و درد و مصیبت روبرو نمیشد، نه به چیزی ایمان می آورد، نه به آینده ای دل می بست، و نه از امید، سلاحی می ساخت به پایداری کوه.
هدایت شده از مُهَـیمِن.
یلدا ؟
ما امسال
شبهای طولانیمان
یکی و دو تا نبود . .
انگار، دل آدم بیقرار باشد،
حال و هوای زمین و زمان به سامان نباشد،
روزها از تقویم قِل میخورند و بی خانه و کاشانه میشوند.
طولانیترین شب سال ما،
شب ۳۱ اردیبشهت بود ؛
همان وقتی که خودمان گوشه خانه بودیم
دلهایمان جنگل ارسباران،
لابهلای درختها، دنبال مردِ مردم میگشت.
طولانیترین شب سال
شب ۷ام و ۱۵ام تیر بود
وقتی نفر به نفر
چشم انتظار برگههای سفید بودیم
تا به وصیت پیر جماران عمل کنیم؛
[ نگذاریم کشور به دست نااهلان بیوفتد ]
طولانیترین شب سال،
شب ۶ مهر بود.
زمانی که آنوریها هروله میکردند
و ما چشم انتظار بودیم
تا سید دوباره بیاید،
خطبه بخواند،
روح بدمد در جان پر التهاب ما . .
طولانیترین شب سال
شب ۱۰ مهر بود
زمانی که یک به یک موشکها را نگاه میکردیم
تا ببینیم عوض جان عزیزان ما
بر سر کدام غاصب فرود میآید.
القصه؛ ما شبهای طولانی زیاد داشتیم.
الان فقط قرار است یک دقیقه بیشتر، دلمان برای پارههای جانمان تنگ شود.
همین . .