من استرس میگیرم میخندم اولین باری ک با شوهرم تلفنی حرف زدیم دوران خواستگاری انقد خندیدم ک شوهرم میگف من شک کردم گفتم نکنه شیرین عقله😐🤣. حالام هی همینو تریف میکنه و هرهر میخنده 😫😂
#مخاطب
اینجا که همه متأهلن ما بهر تماشای جهانی آمده ایییمممم پس....😐🤨 😁😆😅
#مخاطب
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
پیرامون شوخی توی جلسه خاستگاری اگه میخاین شوخی با نامحرم نباشه و زشت نباشه ولی یخ فضا هم شکسته بشه م
شانس نداریم که طرف بیاد با داداشمون شوخی کنه یهو میبینی همه بدشون میاد کلا قضیه کنسل میشه
#مخاطب
یه خواستگار داشتم که تقریبا نزدیک دوساعت داشتیم باهم حرف میزدیم و بحث سر در امد حلال بود من یه دفعه خیلی جدی بهش گفتم نظرتون در مورد نزول چیه(منظورم پول نزول کردن بود) یه دفعه خواستگارم با قیافه متعجب گفت نزول قران😳من از این طرف چشمام ۴تاشد.دوتایی برگامون ریخت😂دیگه از شدت خنده بهم نگاه نمی کردیم🤣🤣
#مخاطب
منی که ازدواجی نیستم بخاطر شوخی های خاستگاری هم که شده میخوام کم کم خاستگار به خونه راه بدم😁😂
#مخاطب
سلام وقتی آقایی میخواد با من صحبت کنه اول میگه من شروع کنم یا شما؟ بعد هم که خودش بخواد شروع کنه اول خودشو کامل با تحصیلات و شغل و... معرفی میکنه و بعد میخواد من معرفی کنم و بعدش اگه سوالی داشته باشم میپرسم اگه هم نه آقا چندتا سوال میپرسه و ادامه جلسه...
#مخاطب
من یه دفترچه از سوالات خواستگاری تهیه کرده بودم تعریف از خود نباشه خیلی خواستگار داشتم مخصوصا تو دانشگاه بعدش تو خوابگاه این دفترچه سوالاتم بین دوستام میچرخید آخرش هم نمیدونم کی برد و دیگه پس نداد 😂البته عروس شده بودم دیگه به دردم نمیخورد ولی اگه دستم بود بازم میدادم وقف در گردش میشد😂
#مخاطب
سلام هیچ زمانی به موقعی که عاشق می شید اعتماد نکنید به عشق درون قلبتون هیچ موقع هیچی بدتر از این برام نبود عاشق یه پسر مذهبی که تقریبا رفتار هاش مطابق با ملاک های من بود شدم از اونجایی که برام دست نیافتنی بود و من دختر به شدت مذهبی بودم و قرار نبود بهش بگم تصمیم گرفتم به مدت ۴۰ شب نماز شب بخونم تا اهل بیت علیه اسلام فرجی کنن بهش برسم شب اول نخوندم گفتم از فردا شب شروع می کنم همون روزش متوجه شدم طرف متاهله و بچه داره از خنده منفجر شدم اینقدر داشتم نذر می کردم بهش برسم بعدش وقتی فهمیدم متاهله عشقش به کل از ذهنم پاک شد و از اهل بیت واقعا ممنونم که نذاشتن در ذهنم جدی بشه این قضیه
+حالا خوبه چهل شب بیدار نشدی نماز شب بخونی بعد بفهمی متأهله😂
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
خدایی یکی به من بگه فقط چطور شروع کنیم... 😅😂من خیلی استرس اینو دارم..! #آقا #مخاطب
در جواب اون دوست عزیزی که گفت شوخی رو بیخیال از کجا شروع کنیم، من تا رفتم با همسرم حرف بزنم با دستهای لرزان چند برگ کاغذ سوالی که نوشته بودم رو آوردم و با خنده ملایم گفتم ببخشید من خیلی استرس دارم و سوال هام هم خیلی زیاده برای همین نوشتم که یادم نره، ایشون هم خندید گفت منم مثل شمام فقط تو گوشیم سوال نوشتم و همین باعث شدخود به خود بحث شروع بشه،هم یخمون رو آب کرد هم اقرار به استرس داشتن، اضطرابم رو خیلی کم کرد
#مخاطب
یکبار یکی بهم معرفی شد که از نظر ظاهری اوکی بود و قرار شد بریم صحبت کنیم اول که وارد اتاق شدیم در رو پشت سرشون بستن منم چون خیلی خجالتیم هیچی نگفتم🤦♀️ این آقا پسر هر چی سوال داشتن پرسیدن. به انداره سه جلسه سوال کردند و حین صحبت هامون مادر من و مادر ایشون چندبار صدامون زدن که صحبتمون تموم شده یا نه مادرم که دید خیلی صحبتمون طول میکشه منو صدا زدن که میوه و چایی ببرم. من میوه رو بردم ولی چایی رو فراموش کردم بعد که وارد اتاق شدم یهو با لحن طنزآمیز گفتن عه پس آب جوش چی؟؟؟ این همه راه رفتی یک آب جوش میاوردی🤦♀️😄گلوم گرفت از بس صحبت کردم🤦♀️🤦♀️ بنده خدا خیلی خودمونی شده بود😂😂😂 قیافه من:😶😶😶 قیافه ایشون:😁😁😁
#مخاطب