eitaa logo
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
31.1هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
804 ویدیو
7 فایل
ارتباط با ادمین :🦥👇 @admin_sammi لینک برای پیام ناشناس : 👇 https://punz.ir/message/0448naz جامونده‌های سمـّی : 👇 @jamondehayesammi خاطرات متاهل ها :👇 @rohesabegh کانال تبلیغات : 👇 @tablighat_ezdevajihair
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام خواهر کوچکتر از خودم دارم خانواده ی من هم اول به شدت مخالف بودن و میگفتند آسیاب به نوبت ولی گفتم که شاید من نخوام تا آخر عمر ازدواج کنم خواهرام چه گناهی دارن بالاخره راضی شدن خواهرم چند ماهی هست ازداوج کرده من که اصلا مشکلی ندارم ولی نگاه های اطرافیان به شدت اذیتم میکنه خواهشا یکم دیدگاه تون رو عوض کنید هر کسی که ازدواج نمیکنه صرفا آدم بدی نیست تا نمیه ی گمشدمون پیدا بشه زمان میبره
وقتی همسرم خانواده‌شو آورد خواستگاری من، برادر بزرگترش مجرد بود و مادرهمسرم داشت برای ایشون دنبال دختر می‌گشت و اهمیتی به ازدواج پسر کوچکتر نمی‌داد، دو سال بعد خواهرهمسرم که دید ممکنه حالا حالاها مورد مناسب برادر بزرگتر پیدا نشه، مادرشونو راضی کرد و ما ازدواج کردیم، و دقیقا ۶ ماه بعد از عقد ما ایشون هم بختش باز شد و عقد کرد، فقط ما دو سال عقب افتادیم
سلام به نظرم ازدواج خواهر کوچیکتر به فرهنگ خانواده برمیگرده. خانواده‌ای بوده که دختر بزرگ برای ازدواج خواهر کوچیکتر قشقرق به پا کرده. خانواده‌ای هم داریم که خود خواهر بزرگتر مورد برای خواهر کوچیکتر معرفی میکنه و بعد ازدواج هم اگر خود خانواده عزت و احترام دختر بزرگ رو داشته باشن دیگرون هم حدشون دستشون میاد
من متولد هفتادم.برادرم متولد ۶۸.برای برادرم هزار جا رفتن خاستکاری نمیشد.یکی از مورد ها خیلی به من شباهت داشت.همون وسطلا صحبت کردیم و هم من پسندیدم هم اونا.ازدواج کردیم.بچه دومم هم بدنیا اومد هنوز برادرم اژدواج‌ نکرده بود.نهایتا برادرم هم ازدواج کرد.الان هم ایشون دو قلو داره.و هیچ کدورتی هم نیست.هر دو خوشبختیم.من آقا هستم
سلام در جواب خانمی که راجع به ازدواج خواهر و برادر بزرگتر نظر خواسته بودن بنظر من وقتی میدونیم کاری (حتی نه فقط این موضوع) نه از لحاظ عقلی و نه شرعی توجیهی نداره دلیلی نداره به حرف مردم اهمیت بدیم و باید به زندگی خودمون بپردازیم اومدیم و بزرگترمون اصلا مخواست ازدواج کنه یا به هر دلیلی دیر ازدواج کرد تکلیف چیه؟ ما هم باید باید به پای اونا بمونیم؟ بعدش این مردمی که حرفای بیخود میزنن تو زندگی ما چقدر تاثیر مثبت میذارن؟ میخوان بیان تشویق کنن که دمت گرم زودتر ازدواج نکردی؟ بعد این تشویقشون برا ما میشه زندگی؟ از یه جایی باید رسومات بی پایه و اساس رو از بین ببریم
سلام وقت به خیر منم به خواهر کوچیکم خاستگار اومد پدرم قبول نمیکرد ولی من واسطه شدم خاهرم ازدواج کرد الان دوازده ساله ازدواج کرده بچه هم داره ولی من همچنان مجردم به سن ۴۳ رسیدم ولی خیلی سرزنشم کردن ولی من اصلا ناراحت نیستم که خاهر کوچیکم ازدواج کرد حتی شب بله برونش عمو برادرام قهر کردن گفتن چه کاری بود که بابا انجام داد من خوشحالم که مانع ازدواجش نشدم
من خودم از دوتا خواهرام زودتر ازدواج کردم آبجیام هیچ برخورد بدی نداشتند منم تو این۱۲سال سعی کردم جوری رفتار نکنم که بهشون بربخوره و ناراحت بشن بنظرم اون دختر و پسری که زودتر از خواهر و برادر بزرگشون ازدواج میکنند باید مراقب رفتار و گفتارشون باشن +اینم خیلی شرطه 👍
ادمین از درس وزندگی خوابگاهی خسته ام😥 +خسته نباشی😶
سلام. من خودم خواهر کوچیکی هستم که به خاطر خواهر بزرگم کسی که دوست داشتمو از دست دادم.💔💔 نیاز دارم به ازدواج ولی خواهر بزرگم خیلی سر ازدواجش سخت گیره. خاستگار هایی میاد که سنشون مناسب منه ولی همش سنش رو با اون خواهرم مقایسه میکنن و رد میکنن بدون توجه به بودن من :) و جالبیش اینجاست دارن تعداد خاستگار هاشون رو به عنوان افتخار بیان میکنن و یه جورایی به من طعنه میزنن!!! درحالی که خیلی از اون خاستگار ها منو دیده بودن و شماره گرفته بودن😅💔 خواستم بگم کاش این ظلم رو در حق بقیه نمیکردیم؛ کاش میتونستم برم به خانواده بگم که منم نیاز دارم. :)
من هم با اجازتون خواهرم دوسال ازم بزرگتره پدرم گفتن که هر کی زودتر اومد و مناسب بود. الآنم 21ام مراسم ازدواجمه خواهرم هم مشکلی نداره. البته برای اونم داره خواستگار میاد. و خداروشکرهم طعنه ای هم نشنیدم.
همسر منم ۵ سال از برادرش کوچکتر بود که اومدن خاستگاری پدرمادرشون بخصوص مادرشون تمایل نداشتن اما برادرش مشکلی نداشت، خلاصه ما ازدواج کردیم ۹ ماه بعد هم برادرشوهرم ازدواج کرد، ولی تو این ۹ ماه انگار نه انگار که من تازه عروسم و یه اتفاق خوب تو خانوادشون افتاده، همشون بخصوص مادرشوهرم همیشه ماتم پسربزرگشو داشت... برادرشوهرم که کیس موردنظرش رو انتخاب کرد اول عروسی اوناروگرفتن بعد از چند ماه عروسی ما...یعنی شرط کردن تا برادربزرگتر عروسی نکنه براشما عروسی نمیگیریم... شانس آوردیم بعد ۹ ماه ازدواج کرد وگرنه معلوم نبود تا کی قراره عقد بمونیم
من و همسرم زودتر از بردارشوهر بزرگتر ازدواج کردیم ایشون در زمان عقد از همسرش جدا شده بود وبرای ازدواج مجدد سختگیر شده بود مادرشوهرمم تصمیم گرفته بود برای برادر کوچکتر زن بگیره تا برادر بزرگتر تشویق بشه ما ازدواج کردیم و باهم خیلی شور و اشتیاق آوردیم تو خانواده😊اینطوری برادرشوهرمم سر شوق و ذوق اومد و شش ماه بعد سرخونه زندگی خودش بود با دختر همسایه😍 الان بعد از 24 سال هر دو خانواده راضی و خوشبختیم