eitaa logo
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
31.1هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
805 ویدیو
7 فایل
ارتباط با ادمین :🦥👇 @admin_sammi لینک برای پیام ناشناس : 👇 https://punz.ir/message/0448naz جامونده‌های سمـّی : 👇 @jamondehayesammi خاطرات متاهل ها :👇 @rohesabegh کانال تبلیغات : 👇 @tablighat_ezdevajihair
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام. من خودم خواهر کوچیکی هستم که به خاطر خواهر بزرگم کسی که دوست داشتمو از دست دادم.💔💔 نیاز دارم به ازدواج ولی خواهر بزرگم خیلی سر ازدواجش سخت گیره. خاستگار هایی میاد که سنشون مناسب منه ولی همش سنش رو با اون خواهرم مقایسه میکنن و رد میکنن بدون توجه به بودن من :) و جالبیش اینجاست دارن تعداد خاستگار هاشون رو به عنوان افتخار بیان میکنن و یه جورایی به من طعنه میزنن!!! درحالی که خیلی از اون خاستگار ها منو دیده بودن و شماره گرفته بودن😅💔 خواستم بگم کاش این ظلم رو در حق بقیه نمیکردیم؛ کاش میتونستم برم به خانواده بگم که منم نیاز دارم. :)
من هم با اجازتون خواهرم دوسال ازم بزرگتره پدرم گفتن که هر کی زودتر اومد و مناسب بود. الآنم 21ام مراسم ازدواجمه خواهرم هم مشکلی نداره. البته برای اونم داره خواستگار میاد. و خداروشکرهم طعنه ای هم نشنیدم.
همسر منم ۵ سال از برادرش کوچکتر بود که اومدن خاستگاری پدرمادرشون بخصوص مادرشون تمایل نداشتن اما برادرش مشکلی نداشت، خلاصه ما ازدواج کردیم ۹ ماه بعد هم برادرشوهرم ازدواج کرد، ولی تو این ۹ ماه انگار نه انگار که من تازه عروسم و یه اتفاق خوب تو خانوادشون افتاده، همشون بخصوص مادرشوهرم همیشه ماتم پسربزرگشو داشت... برادرشوهرم که کیس موردنظرش رو انتخاب کرد اول عروسی اوناروگرفتن بعد از چند ماه عروسی ما...یعنی شرط کردن تا برادربزرگتر عروسی نکنه براشما عروسی نمیگیریم... شانس آوردیم بعد ۹ ماه ازدواج کرد وگرنه معلوم نبود تا کی قراره عقد بمونیم
من و همسرم زودتر از بردارشوهر بزرگتر ازدواج کردیم ایشون در زمان عقد از همسرش جدا شده بود وبرای ازدواج مجدد سختگیر شده بود مادرشوهرمم تصمیم گرفته بود برای برادر کوچکتر زن بگیره تا برادر بزرگتر تشویق بشه ما ازدواج کردیم و باهم خیلی شور و اشتیاق آوردیم تو خانواده😊اینطوری برادرشوهرمم سر شوق و ذوق اومد و شش ماه بعد سرخونه زندگی خودش بود با دختر همسایه😍 الان بعد از 24 سال هر دو خانواده راضی و خوشبختیم
بحث امشب منو یاد سریال دلنوازان میندازه اونام خانواده با شعوری بودن +اهوم روشنک و مهتاب ولی مامانشون هم معتقد بود اول باید دختر بزرگتر ازدواج کنه ولی مهتاب خودش شعور داشت مامانش رو راضی کرد😃
میدونم سوالام خیلی مسخرست ولی واقعا استرس همین موضوعم دارم وقتی خاستگار میاد ما باید کنار خانواده تو سالن باشیم و در بدو ورود سلام کنیم یا ن تو اتاق بمونیم تا صدامون کنن بعد بریم پیششون (خندیدن ب این استرس منم آزاده 😑😂💔💔💔)
سلام بنظر و تجربه من تو سالن با فاصله باش و دم در هم نرو یطورایی آخرین نفری باش ک میبیننت تو سالن باش
وقتی خواستگار میاد به نظر من تو اتاق نباش چون وقتی صدات میکنن که بیای همه نگاه ها رو توئه و استرست خیلی میشه بهتره همون موقع که میان جز نفرات اخری باشی که سلام میکنی
قبلا رسم بر این بود که دختر خانوم بعداز خوش وبش های اولیه وارد جمع مهمانها بشه ولی الان این رسم نیست و همون اول دختر خانوم میاد جلو و سلام و احوال مرسی میکنه بنده خودم بعنوان مادر شوهر خیلی ناراحت میشم که دختر خانوم در بدو ورود نیاد جلو
وقتی میان همراه خانواده در بدو ورود خوش آمد بگو و بشین ،خیلی شیک و مجلسی من که بخاطر همین استرس، این کارو کردم و چای رو هم خواهرم آورد، راضی هم بودم
خواستگار هم یه مهمونه خیلی مودبانه به استقبال مهمان برید و خودتون هم پذیرایی کنید. من و خواهرم این روش رو پیاده کردیم و راضی هم بودیم. اصلا فک کنم همین مسئله باعث می‌شد از ما خوششون بیاد
همیشه اولین دیدار و آشنایی دو خانواده برای طرفین بخصوص دختر استرس زا و دلهره آوره ،،اگه از همون ابتدا تو جمع باشه این موضوع کمرنگ و عادی میشه ولی نیازی نیست دختر به استقبال بره و منتظر ورود خانواده پسر باشه کافیه