eitaa logo
خاطرات سمـّی ازدواج 🇮🇷
31هزار دنبال‌کننده
3.7هزار عکس
807 ویدیو
7 فایل
ارتباط با ادمین :🦥👇 @admin_sammi لینک برای پیام ناشناس : 👇 https://punz.ir/message/0448naz جامونده‌های سمـّی : 👇 @jamondehayesammi خاطرات متاهل ها :👇 @rohesabegh کانال تبلیغات : 👇 @tablighat_ezdevajihair
مشاهده در ایتا
دانلود
اون دختر خانومی که اسون گرفتن و گفتن پنکه نداره.من عقد خودمون گرفتیم جهزیه تکمیل.پول پیش خونه خودمون دادیم دوتا سکه هم مادرم به همسرم داد که راه بیفته زندگیش حلقه هم نازک ترین حلقه انتخاب کردم اینا همش از عشق دلم بود به همسرم که توی عروسی لج کرد پول لباس عروسو ارایشگاه هم نداد خودمون دادیم مادرشوهرم در اومد گفت توی جهزیت شلنگ نیست😐 من که دیگه دست از حماقتم برای کمک به همسرم برداشتم اما از عشقم نسبت به همسرم سو استفاده کردند.هنوزم توقع دارن اما من اون احمق قبل نیستم چون هر ظلمی خواستن به من کردند +حتماً شلنگ میخواسته که کتکتون هم بزنه😒
هربار که گفتم "زن می‌خوام" کسی ازم نپرسید «هدفت از ازدواج چیه؟» « رو بلدی؟» «اگه با زنت بحثت شد چیکار می‌کنی؟» «اگه یه روز همسرت رو ناراحت دیدی واکنشت چیه؟» و... همه پرسیدن "چقد پول داری؟" (: +حقیقت تلخ
https://eitaa.com/khastegarybazi/3301 بنده هم یه شرایط مشابه ایشون برام پیش آمد ،اقایی معرفی شدند که شرایط هردو طرف بسیار عالی بودیم و تفاهم تناسب بالایی داشتیم خانواده بنده برای اولین بار کسی رو قبول کرده بودند و به این مرحله رسیده بودند همزمان با ایشون از همکارانم هم خواستگار داشتم که جواب منفی دادم. آقا همه شرایط رو پذیرفته بودند و بنده هم همین طور ،زمانی که بهم خورد متوجه شدیم مادر آقا پسر شخصی دیگه مدنظر دارند ،و مادرشوهر راضی به این ازدواج نشدند. حقیقتا بسیار ناراحت شدم نه از اینکه چرا نشد ! از اینکه زمانی که آقا میداند رضایت مادرشان مهم است و مادر راضی نیست با چه استدلالی خواستگاری می آیند حق الناس‌ بزرگیست ،بشخصه حلال نمی کنم چون پیش خانواده واقعا حس بدی داشتم تنها موردی بود که خانواده هم قبول کردند و تقریبا شرایط دوطرفه خوب بود و بنده هم حتی مواردی را کوتاه آمدم ،دیدگاهی در ذهن بنده ایجاد کردند که شاید به این سادگی از بین نرود.
سلام داشتم خاطره ها رو میخوندم یاد یه خاطره افتادم دو سال پیش دوست خواهرم برا داداشش منو خواستگاری کرد اونا منو ندیده بودن ولی چون خواهرم و دیده بودن اومده بودن اولش که هی به خواهرم زنگ میزدن خواهرمم چون میدونست من نمیخوام تا وقتی مدرسه میرم ازدواج کنم و اخلاق اونا رو هم می دونست گفته بود نه ولی اونا قبول نکرده بودن و گفته بودن شماره خونتونو بده تا با مامانت حرف بزنیم وقتی زنگ زدن ساعت سه ظهر بود مامانم خواب بود 😶بعدم گفته بود بهشون من الان شرایط دختر شوهر دادن و ندارم ‌ هفته ی بعدش دوباره زنگ زدن گفتن الان شرایط شو دارین؟! 😐 +باید مامانت میگفت شرایط طولانی مدت یا کوتاه مدت😂
سلام، وقتتون بخیر یه خواستگاری داشتم که گفتن به علت جابه‌جا کردن وسایل سنگین، زانوشون‌ آسیب دیده و قادر به دویدن و دوچرخه‌سواری نیستن اما دارن جلسات فیزیوتراپی رو می‌گذرونن. اون ازدواج صورت نگرفت و من نشستم گفتم همون بهتر که نشد، پاش هم که سالم نبود. گذشت و با همسرم ازدواج کردم. تازه عروسی کرده بودیم و رفته بودیم سر خونه زندگی که تماس گرفت گفت تو سر کار زمین خوردم و زانوم آسیب دیده و حالا نه می‌تونه بدوعه نه زیاد راه بره🙂
خدایی زن داشتن هم خوبه ها ،الان ک دارم بهش فکر میکنم ...مجردی زندگی میکنم هیچیم سرجاش نیس، زن یعنی برنامه داشتن هدف داشتن امید ب آینده ...
https://eitaa.com/nashenas_ezdevaji/3976 منم دختر ۲۷ ساله هستم و مسائل مالی برام مهم نیست و در مهریه و مجلس عروسی و منزل و ... ساده میگیرم ولی ایمان و اخلاق و اعتقادات و همین مسائل همسرداری برام خیلی مهمه و چندساله دنبال همسری در بین خواستگاران هستم که مثل خودم فکر کند اما متأسفانه آقایونی که سر راه بنده قرار میگیرند، یا درگیر ظواهر مثل قد و سن و ... هستند و یا درگیر مسائل مالی هستند و دنبال پول دختر هستند.
https://eitaa.com/khastegarybazi/3305 یه رفیق داریم ازدواج که کرد به ما پوزخند میزد یسال بعد هروقت مارو میدید بغض میکرد😂
دختر خانمی با خانواده خوب و محترم به پسری جواب مثبت داد روز بله برون مهریه پایین و از خیلی از خواسته ها و رسمها چشم پوشی کرده بودن روز جهاز برون مادرشوهر دیده ماشین لباسشویی ندادن اجازه نداده وسایل رو خالی کنن و جهاز رو پس فرستاده گفته هر وقت ماشین لباسشویی خریدید جهاز بیارید در صورتی که خانواده عروس در بله برون عنوان کردن ما رسم داریم سه تکه بزرگ داماد بخره اینا قبول نکردن اونا هم در حد توان دو تکه رو تامین کردن سومی رو نتونستن اما مجبور شدن خریدن از ترس بهم خوردن
تا قبل از خوندن پیاما میگفتم عروسی نمی‌گیریم ولی الان دوبه شکم.نکنه با منم همین کار کنن تا آخر عمرم دست کمم بگیرن یا بگن یه ایرادی داشتی که سخت نگرفتی یا بعدا خونواده شوهرم تحقیرم کنن.من فقط به خاطر رضای خدا آسون گرفتم.حالا چکار کنم؟😔😔😔