eitaa logo
فروشگاه ستاره‌ها 📚
810 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
315 ویدیو
25 فایل
با این ستاره‌ها می‌توان راه را پیدا کرد "رهبر مقام معظم رهبری" ارتباط با پشتیبان کانال: @admin_setareha باشگاه مخاطبین انتشارات ستاره‌ها: @m_setareha #شهدا_ستاره_نبودند_ستاره_شدند #برای_زنده_نگه_داشتن_یاد_شهدا_کتاب_بخوانیم
مشاهده در ایتا
دانلود
فروشگاه ستاره‌ها 📚
سلام رفقای اهل کتاب، ظهرتون بخیر و نیکی! 🌤☕️ بعد از خوندن داستان‌های پر از مقاومت و صبوری، امروز می
رفقای اهل کتاب، عصرتون بخیر! ☕️🍂 پیرو روایت‌های بی‌نظیر از فداکاری جانبازان و همسرانشون، امروز می‌خوایم کتابی رو معرفی کنیم که به قول خیلی از مخاطب‌ها، شاید اون‌طور که حقشه بهش پرداخته نشده؛ کتابی که خوندنش یه تلنگر جدی برای همه‌مون محسوب می‌شه تا یادمون نره این آرامش امروز چطوری و به چه قیمتی به دست اومده… 🕊 امروز قراره با کتاب «بابا رجب» آشنا بشیم؛ روایت زندگی تکان‌دهنده شهید «رجب محمدزاده» و همسر مهربان و صبورشون، طوبی خانم. قلم نویسنده تو این کتاب چنان عالی با روایت همسر شهید گره خورده که مخاطب رو لحظه به لحظه با داستان همراه می‌کنه! 📚✨
فروشگاه ستاره‌ها 📚
رفقای اهل کتاب، عصرتون بخیر! ☕️🍂 پیرو روایت‌های بی‌نظیر از فداکاری جانبازان و همسرانشون، امروز می‌خ
اما تو این کتاب با چه مفاهیم و خاطراتی روبرو می‌شیم؟ 👇 • این کتاب روایتگر زندگی مردیه که برای آسایش ما از جون و خاطره‌سازی با خانواده‌اش گذشت. خوندن این خاطرات، دید خیلی عمیق‌تری از ازخودگذشتگیِ این قهرمان‌ها بهمون می‌ده. 🏅 • با خوندن این کتاب با دردهایی آشنا می‌شیم که تصورش هم سخته؛ پدری که سال‌ها نتونست فرزندانش رو ببوسه و با حسرت بهشون نگاه می‌کرد… 💔بابا رجب حتی نمی‌تونست یه هیئت ساده بره، چون می‌ترسید ظاهرش باعث ترس یا حواس‌پرتی بقیه بشه. سال‌ها دوری از اجتماع و مواجهه با ترس مهمان‌ها، دردهایی بود که بابا رجب با صبر، بدون هیچ شکایتی و با یه حال خوب و آروم تحمل کرد. 🥀 • یکی از جذابیت‌های خاص این کتاب، طراحی جلد فوق‌العاده و سرشار از معنای اونه؛ یه گلدان شمعدانی شکسته که با یه چفیه سفید اجزاش کنار هم نگه داشته شده، که به زیبایی تمام، چهره‌ی زخم‌خورده اما استوار شهید رو توصیف می‌کنه. 🪴🕊
💳 اگه شما هم مشتاق شدید که این روایت بی‌نظیر و پر از درس ایستادگی رو بخونید، می‌تونید این کتاب عالی رو با قیمت [۱۹۵/۰۰۰] تومان که با تخفیف ویژه [۱۵۶/۰۰۰] تقدیمتون می‌شه، تهیه کنید. شک نکنید که خوندن این کتاب ارزش تک‌تک لحظاتی که براش وقت می‌ذارید رو داره! 👌🌸 جهت ثبت سفارش از سایت👇🏻 https://nashresetareha.ir/product/baba-rajab/?ref=593 جهت ثبت سفارش از ادمین👇🏻 @admin_setareha 📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
کتاب ها دیگر دست نوازش شما بر سرشان نیست... 📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
1.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✨دل بسته ام به لطف نگاه تو یا رضا(ع) آقاجان... همیشه لطفت رو در حقم تموم کردی ببخش اگه اون چیزی که دوست داشتی نبودم و نشدم 👆🏻 ببین و حرف دلت رو با حضرت بگو 📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha
سلام دوستان کتاب‌خوان صبحتون بخیر🌤✨
فروشگاه ستاره‌ها 📚
سلام دوستان کتاب‌خوان صبحتون بخیر🌤✨
حالا که با قصه‌های مقاومت و صبوری همراه شدیم، وقتشه بریم سراغ یه حماسه متفاوت، لطیف و البته نفس‌گیر از جنس عطر خوشه‌ها و دست‌های پینه‌بسته اما عاشق… 🕊
فروشگاه ستاره‌ها 📚
حالا که با قصه‌های مقاومت و صبوری همراه شدیم، وقتشه بریم سراغ یه حماسه متفاوت، لطیف و البته نفس‌گیر
امروز می‌خوایم کتاب بی‌نظیر «عروس گندم‌زار» رو بهتون معرفی کنیم؛ روایتی بکر و جذاب از جهاد خاموش زنانی که تو روزهای سخت جنگ، جبهه دیگه‌ای رو تو دل روستاها و گندم‌زارها فتح کردن! 🧐 این کتاب روایتگر روزهایی است که مردها راهی خط مقدم شدند و زنان آستین همت بالا زدند.
فروشگاه ستاره‌ها 📚
اما تو این کتاب چی می‌خونیم؟ 🏡
قصه از جایی شروع می‌شه که با رفتن مردها به جبهه، بار سنگین زندگی، کشاورزی و تامین آذوقه می‌افته رو دوش زنان، مادران و نوعروسانی که حالا باید جای خالی مردهاشون رو پر کنن و نذارن چرخ زندگی از حرکت بایسته. 🚜👩🏻‍🌾 این کتاب تصویر لطافت زنانه‌ایه که به خشونت زمانه بخشیده شد؛ زنانی که با داس و دست‌های ظریفشون به جنگ سختی‌ها رفتن و ثابت کردن که خط مقدم فقط تو میدون مین نیست، بلکه تو دل گندم‌زارهای شهر و روستاشون هم جریان داره. ⚔️🌾 • اما بخش جذاب ماجرا، نبرد درونی و حماسیِ این قهرمان‌هاست! جنگی میان خستگی و امید، دوری و ایستادگی. اون‌ها علاوه بر کار طاقت‌فرسای کشاورزی، با امدادگری و پشتیبانی از خانواده رزمنده‌ها، پشت جبهه رو به یه دژ محکم و نفوذناپذیر تبدیل کردن. 🧺❤️
📌 تو بخشی از این کتاب زیبا می‌خونیم: «گندمزار در گهواره باد تکان می‌خورد و خورشید غرق تماشایش بود که لیلا خواب شیرین دشت را برهم زد. گیسوان طلایی گندمزار به چپ و راست پرتاب می‌شد و راه باز می کرد. لیلا، نوعروس ده، پیرهن نباتی رنگ بلندی بر تن داشت. پایین دامنش حاشیه ظریفی، به رنگ آبی گلدوزی شده بود و وقتی با قدم‌های بلند وسط گندم‌زار راه می‌رفت باد دامنش را می‌رقصاند. او به محض آنکه شنیده بود خانم‌های بسیج کاشمر می‌آیند برای دروی گندم‌‌زار مادرشوهرش، چارقد به سر بسته و پارچه‌ای به کمر، تا پا به پای زن‌ها کار کند. یک وقت‌هایی داس برمی‌داشت و دسته‌دسته گندم‌ها را می‌چید و کناری می‌انداخت. یک وقت‌هایی اما انگار با خورشید و گندمزار قراری دیگر داشت؛ می‌رفت و می‌رفت و می‌رفت، چرخی می‌زد. آوازی می‌خواند و با لبخندی شیرین پیش ما باز می‌گشت…» 🕊
فروشگاه ستاره‌ها 📚
📌 تو بخشی از این کتاب زیبا می‌خونیم: «گندمزار در گهواره باد تکان می‌خورد و خورشید غرق تماشایش بود ک
🛍 اگه شما هم مشتاق شدید که این روایت حماسی و لطیف رو از دست ندید و با شیرزنانی که با دست‌های خالیشون چرخ زندگی و جنگ رو چرخوندن بیشتر آشنا بشید، می‌تونید این کتاب عالی رو با قیمت [۱۰۵/۰۰۰] تومان که با تخفیف ویژه ۲۰٪ [۸۴/۰۰۰] تهیه کنید. شک نکنید که خوندن این کتاب ارزش تک‌تک لحظاتی که براش وقت می‌ذارید رو داره! 😌 جهت ثبت سفارش از سایت👇🏻 https://nashresetareha.ir/product/the-wheatfield-bride-book/?ref=593 جهت ثبت سفارش از ادمین👇🏻 @admin_setareha 📖🪴| https://eitaa.com/f_setareha