نمیگم که هیچوقت ارزشی برام قائل نبودی ، ولی تو حتی نصف جوری که تحسینت میکردم هم به من اهمیت نمیدادی . نمیگم که ترک کردنم برات آسون بود ، ولی بیا قبول کنیم که سخت ام نبود . دیگه زیادی دیر شده واسهی سرزنش کردنت ، تو دیگه حتی وجود نداری و من دارم این رو به عنوان یه یادداشت مینویسم تا آتیشش بزنم ، انگار حتی کاغذی که با یاد تو پر شده ام گناهآلوده و لایق اینکه نگهش دارم نیست . میدونم که همهی اینکارا رو برای من انجام دادی ، ولی من هیچوقت ازت نخواستم که انجامشون بدی ، هیچوقت ازت نخواستم که تبدیل به دشمنم بشی ، هیچوقت ازت نخواستم جوری ترکم کنی که تا ابد برام تبدیل به دردناک ترین خاطرم بشی ، هیچوقت ازت نخواستم که باعث بشی من از خودم بابت کاری که باهات کردم متنفر شم . هرکاری که کردی ، هر خاطره ای که باهات داشتم ، هر چیزی که با تو به دستش آوردم ، همشون رو لعنت میفرستم به جز تو .
نامه ای که ساتورو بعد از کشتن سوگورو نوشت و هیچوقت آتیشش نزد -
نمیخوام یه اشتباهو دوبار انجام بدم . مهم نیست چقدر خاطرات خوبی همراهش داشته باشه ، این همیشه پایان رمان هاست که اون هارو غمگین میکنه . منم پذیرفتم ، پذیرفتم که هیچ پایان خوبی برای "ما" وجود نداره ، تهش یا منم یا تو . پس تو رو به ماه میسپارم که همیشه توی شب ها ، با مهتابش مسیرت رو روشن کنه ، بهرحال که ماه بیشتر لیاقت ستاره هاش رو میدونه تا من .
خودت رو با بودن پیش من محدود نکن ، همونطوری که من اینکار رو نمیکنم .
هدایت شده از 𝗌𝗉𝒆𝗅︎𝗅︎𝖻︎𝗈𝒖𝗇︎𝖽
عید همگی مبارک💘
امیدوارم سال جدید پر از آدمای خوب و خاطرات قشنگ باشه و همینطور سالی باشه که هر روز بیشتر و بیشتر به خودتون عشق بورزید💘