چجوری توصیفت کنم دختر ؟ یه صدای قشنگ برای شنیدن ؟ یه داستان تلخی برای زندگی کردن ؟ دو چشم زیبا برای اشک ریختن ؟ ولی برای من ، تو همیشه بهترین خاطره برای تجربه کردن میمونی . قشنگ ترین پلی لیستم رو برای تو ساختم ، صفحاتی از دفتر خاطراتم که دربارته رو با خودکار صورتی نوشتم ، کیوت ترین اکسسوریای ست رو برای جفتمون ساختم ، وقتایی که انگشتام روی سیم گیتار حرکت میکنن ، کلماتی از دهنم بیرون میرن که خودمم خبر ندارم چجوری ، ولی میدونم همیشه دربارهی تو ان . یوجین این خیلی بیشتر از تحسین کردنه ، امیدوارم منظورم رو بفهمی . منتظر جوابت میمونم .
دوستدار تو ، وونی -
اتفاقا منم خیلی بخشیدمت ، چند ساله که دارم میبخشمت ولی میدونی چیه ؟ ایندفعه دیگه بخششی درکار نیست ، یه راست تمام وجودت توی خاطراتم رو فراموش میکنم ، چون تو دیگه اون آدمی که قبلا دوستش داشتم و کاراشو میبخشیدم نیستی . من هیچوقت برای کارایی که کردی سرزنشت نکردم و هر حس بدی که دربارشون پیدا کردم رو گردن حساسیت خودم انداختم و وقتی به خودم اومدم و فهمیدم که تمام خوشی هام رو فدای تو کردم ، انگار یهو به یه جای تاریک تلپورت شدم که هیچکس به جز خودم اونجا نبود . انگار ظرفیتم زیادی پر شده بوده و داشت از چشمام سرازیر میشد و شاید باورت نشه ، همون شب خودم رو از تمام خاطره هات خالی کردم . جوری اشک ریختم که حس تحسینم نسبت به تو هم قاطیشون از چشمام سرازیر شد . همون لحظه بود که فهمیدم که من هیچ وظیفه ای نداشتم که رفتارهای آزار دهندهت رو بپذیرم وقتی هیچ تلاشی برای اصلاحشون نمیکردی . خیلی واضح بود که من رو به راحتی جایگزین کردی ولی من نمیدیدم ، یا بهتره بگم چشمام رو به روی همهی بدی هات بسته بودم . تمام علاقم نسبت به تو و تمام خاطراتمون رو توی دفترچه خاطراتم خاک میکنم و دیگه هیچوقت حتی بهش نگاهم نمیکنم . من بخشنده بودم ، تو لیاقت فرصت هام رو نداشتی عزیزک من .
اسمت رو آدم درستم توی زمان اشتباه میزارم . آدم درستی که توی آیندم نمیدیدمش ، زمان اشتباهی که صرفش کردم ، ولی هیچوقت پشیمون نشدم . وقتی که نیمه های شب از خواب بلند میشی و سرت رو توی دستات گرفتی ، هیچی جز همسرش نیستی و وقتی بهم فکر میکنی ، تموم اون سال های گذشته ، با "بهت گفته بودم" روبرو میشی . میدونی متنفرم از اینکه اینو بگم ، ولی بهت گفته بودم . میتونی از سرنوشتت با من فرار کنی و بری بار تا تمام پسرای اونجا رو ببوسی و از یکیشون خوشت بیاد و باهاش قرار بزاری و حتی ازدواج کنید ، ولی من همیشه اولین عشقت میمونم پس موفق باشی عزیزم ! ( میدونی که میتونی تمام آرزو هام رو طوری برداشت کنی که انگار از ته قلبمن ، ولی این یکی رو هیچوقت اینطوری برداشت نکن . )
نامه ای که جنی نوشت ولی همیشه توی دفترچه خاطراتش نگهش داشت -
اگه حس میکنید قراره بعد یه مدت لف بدید پس لطفا هرجی سریعتر این کار رو بکنید
اینجا جاییه که قراره حس خونه رو بهمون بده، پس بیاید با همدیگه روراست باشیم~