♨️ اعتراف صهیونیست ها به شکست!
شبکه عبری کان:
🔹 ارزیابی نهادهای اطلاعاتی رژیم صهیونیستی درباره ایران اشتباه بوده است.
🔹 آشوبهای اخیر در ایران با کارآمدی بالا و در مدت زمانی کوتاه مهار شد.
🔹بخش اطلاعات ارتش، آرزوها و انتظارات رژیم اشغالگر از تحولات ایران را با واقعیتهای میدانی اشتباه گرفته است.
@fa_roogh | فاروق
⭕️ درخواست اسپانیا از اتحادیه اروپا: ارتش مشترک تشکیل دهید
🔹«خوسه مانوئل آلبارس» وزیر امورخارجه اسپانیا چهارشنبه شب گفت که کشورش از اتحادیه اروپا خواسته که یک ارتش مشترک تشکیل دهد.
وی اعلام کرده است که کارایی تلاش مشترک نظامی به مراتب از ۲۷ ارتش ملی جداگانه بیشتر خواهد بود.
🔹وزیر امورخارجه اسپانیا اعلام کرد که هدف از تشکیل این ارتش مشترک، جایگزینی ناتو نخواهد بود.
🔹وی به صورت تلویحی به تهدیدات رئیس جمهوری آمریکا درباره اعمال تعرفه علیه اروپا اشاره کرد و افزود:نیاز به این مسأله داریم که ثابت کنیم که اروپا محلی نیست که به خود اجازه دهد که با اخاذی سیاسی و اقتصادی روبه رو شود.
@fa_roogh | ایرنا
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
باز هم حماسه ی زنان ایرانی 🇮🇷♥️
بانوان منطقه 4 طلاهایشان را برای بازسازی مساجد فروختند.
@fa_roogh | همشهری
17.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️ راستی! این روزا که ما درگیر فتنه بودیم، از دنیا چه خبر؟؟
@fa_roogh | همشهری
26.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⚠️ در فتنههای آخرالزمان باید هوشیار بود!
🔹 هیچگاه ما نمیتوانیم منفعل باشیم و خیال ما راحت باشد که آزمایشهای الهی برای انسان تمام شده است
🔹 فتنهی اخیر آزمایش بزرگی بود برای جامعهی ما...
@fa_roogh | حجت الاسلام پناهیان
⭕️ #مهم | همانطور که در زمان جنگ ۸ ساله و ۱۲ روزه ما، مساجد پایگاه بود، باید این روز ها هم محل تجمع مومنین باشه، محل گره گشایی ها، محل رفع شبهه ها، محل عبادت و ...
👈🏻 این روز ها بیشتر مسجد بریم و سعی در اقامه ی جهاد تبیین و گره گشایی از کار مردم در اونجا داشته باشیم ...
✍🏻 با بچه هایمان حرف بزنیم ...
شلوغي ها رفته بودم سر بزنم به خواهرم و بچه هاش. تا رسیدم دختر کوچیک خواهرم بدو بدو اومد و خواست زیر آب خواهرش رو بزنه
- خاله خاله ... مهلا میگه شاه خوبه خمینی بده
یک لحظه احساس کردم چیزی در دلم افتاد و من صدای افتادنش را شنیدم. چند ثانیه ای میخکوب سرجایم ماندم. بعد به مهلا نگاه کردم که داد می زد
- دروغ میگه خاله
بعد هم دنبال دنیا گذاشت. خواهر هشت ساله اش. خواهرم هم با دمپایی دنبال هر دو.
چند دقیقه بعد وقتی که خواهرم چای برایم آورد یک برگه از کیفم درآوردم و با یک خودکار به مهلا دادم
- خاله جون توی یک صفحه هر چیزی که از پهلوی می دونی برام بنویس ...
تلخ بود برایم که مهلا دختر ١۴ ساله خواهرم حتی یک سطر هم نتوانست بنویسد. این یعنی تحت تاثیر همسالان و فضای مجازی بوده. این یعنی مرجعیت صحبت کردن با نوجوان ها دیگر خانواده ها نیستند انگار
بعد گفتم: مهلا جانم. بگو چرا رهبر رو دوست نداری؟
گفت: همیجوری خاله. دلیلی نداره ...
گفتم: جانِ دلم.. ما همینجوری نداریم خاله. باید دلیل بگی تا در موردش حرف بزنیم.
بعد خواستم لباس بپوشد و با هم برویم بیرون.
دقیقا چند قدمی خانه حاج مامان. کوچه شهید آقا محمدی. تابلوی کوچه را نشانش دادم و گفتم میدونی این شهید کیه؟ پسر آقجه خانم. همون پیرزنی که هر روز روی سکوی خونه اش می نشست و بهش سلام می دادی. همون که حالا فوت کرده و خونه قدیمیش هنوز مونده. گفتم چهار ساله بودم وقتی عروسی پسرش بود. گفتم خودم رو کشتم از بس گریه کردم. می گفتم من می خوام عروس ببینم. اون روزها حتی به قیمت جانم هم که شده من باید عروس می دیدم. خیال می کردم عروس خوشگل ترین آدم روی زمینه. مثل حالا نبود که خیلی ها مثل عروسند. این را که گفتم مهلا خندید. گفتم ما دعوت نبودیم. دست آخر مادرم با خجالت من را برد تا عروس را ببینم. عروس قشنگ بود. چشم هایش سبز و درشت بود. مثل عروسک ها. یک هفته بعد کومله ها سر شوهرش را بریدند و بیرون در پاسگاه مرزی گذاشتند. مهلا تازه پرسید کومله یعنی چی؟ گفتم تجزیه طلب ها. تازه پرسید تجزیه طلب یعنی چی ... گفتم من دیدم که عروس زیبای آن خانه با شیون اهل خانه برای همیشه از آن خانه رفت. گفتم کومله ها وسط میدانند حالا. قاتل های پسر آقجه خانم ...
بعد گفتم همین خیابان ۱۷ شهریور که هر روز با مادرت از اون میای خونه حاج مامان. تا حالا از خودت پرسیدی چرا ۱۷ شهریور؟ چرا ۱۸ مهر نیست. چرا ۱۲ اسفند نیست؟ نمی دانست. بعد برایش قصه ۱۷ شهریور را گفتم. قصه میدان ژاله. قصه جدایی بحرین. جدایی آرارات. از قانون کاپیتالاسیون. از قتل عام و سرکوب عشایر. اشغال ایران و متفقین. تبعید شاه پهلوی به موریس. کشف حجاب. برایش گفتم که در روستای حاج مامان تازه عروسی حامله از ترس اینکه حجابش را بردارند وسط کوچه از ترس مرد. با بچه توی شکمش دفنش کردند. بعد یکی یکی از کوچه ها گذشتیم و قصه شهیدهایش را برایش گفتم. اینجا کوچه شهید خزلی ... برادران شعبانی. گفتم رفته بودم بستنی بخرم. پنج سالم بود شاید. شاید هم کمتر. نامزد شهید شعبانی هم در مغازه بود. یک دفعه خبر دادند نامزدش اومده مرخصی. ظرف ماست از دستش افتاد. با چادر سفیدش توی کوچه می دوید. چادرش توی باد می رقصید. وسط کوچه زمین خورد. من داشتم نگاهش می کردم. خیلی نگذشت که نامزدش شهید شد. شد اسم همین کوچه. با اسم برادرش با هم. من هنوز نامزدش رو گاهی توی خواب می بینم. توی کوچه داره می دوئه. بهش گفتند نامزدش اومده مرخصی. چادرش پر از پروانه های صورتی یه. اینجا کوچه شهید امیر حسنی ... می دانی این شهید چطور شهید شده؟ میدانی این یکی چطور ؟
برایش گفتم تا به اینجا برسیم ۴۰۰ هزار شهید داده ایم.
خیلی حرف زدیم آن روز. یعنی من فقط حرف زدم. مهلا فقط گوش می داد.
سردم شده بود دیگر. خواهرم هم مدام زنگ می زد که برگردید.
صبح فردا سر کار بودم که خواهرم زنگ زد و با خنده گفت
- چی گفتی به این بچه دیروز. میگه من از شاه متنفرم. میگه رهبرم رو دوست دارم.
گوشی را که قطع کردم داشتم به این فکر می کردم که چقدر با بچه هایمان حرف زده ایم؟ با بچه هایمان حرف بزنیم. قبل از اینکه دشمن با آنها حرف بزند ...
@fa_roogh | ناشناس در کانال آوینه
6.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♨️ ببینید تروریستهای بی وجود بازار زیبای رشت رو چیکار زدن ...
@fa_roogh | فاروق
◼️ خداوند به کسانی که مسجد را هتک حرمت کردند، فرمود ...
@fa_roogh | بقره آیه ۱۱۴
فاروق مِدیا | 🇮🇷
✍🏻 با بچه هایمان حرف بزنیم ... شلوغي ها رفته بودم سر بزنم به خواهرم و بچه هاش. تا رسیدم دختر کوچیک
حتما بخونیدش
خیلی از بچه ها و نوجوونا، بدون اینکه اطلاعی داشته باشن، فریب رسانه ها رو خوردن
باید آغوش باز کرد براشون
باید به زبان خودشون، براشون تعریف کرد حقایق رو ...
علت عقب ماندگی، دین نیست !
فھم غلط از دین است!
مثلا فھم نادرست از انتظار فرج باعث تنبلی و سکوت میشود و انسان و جامعه را از رشد باز میدارد؛
امّا وقتی انتظار سازنده باشد، حرکت و تمدن سازی شکل میگیرد ...
@fa_roogh | استاد شهید مطهری