«میدانم که مرا کم داری
اما دنبالم نمیگردی
دوستم داری ولی به من نمیگویی
و آنگونه که هستی، خواهی ماند..
سکوت تو مرا میکُشد»
بدترین باگ زندگی اینه که باید مهمترین تصمیمای زندگیتو تو سنی بگیری که تجربه زیادی نداری.
بدترین حالتی که ممکنه برای یه آدم پیش بیاداینه که هم احساسی باشه هم منطقی
یعنی قلبش داره مچاله میشه ها
ولی مجبوره منطقی تصمیم بگیره
بعد باید روزها و ماه ها و حتی سالها بشینه به قلبش توضیح بده که اگه اون کارو نمیکردم، بیشتر مچاله میشدی اما مگه قلب حالیشه؟وقتی دیگه صلحی نباشه بین عقل و قلبت انگار لایه منگنه ای ؛ چون نه مغزت قلب دارهنه قلبت مغز. .
دلم میخواست این تابستون بریز و بپاش راه بندازم ولی تنها چیزی که پاشیده شد روان من بود...!